در اين مقال، بيعت و نقش آن در نظام اسلامي مورد بررسي ِاجمالي قرار گرفته است.
معناي بيعت
در تعريف لغوي بيعت گفته شده بيعت دست به دست هم دادن بر ايجاب بيع و معامله است، همچنين به معناي دست به هم دادن براي اطاعت نيز به كار ميرود. [ترتيب كتاب العين، بيع] همچنين گفته شده يعني اينكه فرد به ازاي خدماتي كه سلطان انجام ميدهد، پيروي و اطاعت از وي را پذيرفته و تضمين نموده است كه بدان مبايعه و بيعت ميگويند. [النهايه في غريب الحديث والاثر، بيع] ملاحظه ميشود كه بيعت و بيع افزون بر آنكه از يك ريشه و ماده هستند، داراي معناي نزديك به هم نيز ميباشند و معلوم شد كه بيعت در مجموع نوعي تعهد در مقابل بيعتشونده مبني بر اطاعت از وي است.
در اصطلاح نيز دانشمندان مسلمان تقريباً شبيه همين معنا را بيان نمودهاند. ابن خلدون در تعريف بيعت گفته بيعت پيمان بستن براي فرمانبري و اطاعت است. بيعتكننده با امير خويش پيمان ميبندد كه در امور مربوط به خود و مسلمانان، تسليم نظر وي باشد و در هيچ چيز از امور مزبور با او به ستيز برنخيزد و تكاليفي كه بر عهده وي ميگذارد و وي را به انجام دادن آن مكلّف ميسازد اطاعت كند، خواه تكاليف به دلخواه او باشد يا مخالف ميلش. [مقدمه ابن خلدون (مترجم)، ج1، ص400]
انديشمند ديگري نيز در تعريف بيعت گفته بيعت اين است كه بيعتكننده خود را در اختيار بيعتشونده قرار ميدهد و بيعتشونده سعي ميكند امور او را به صورت صحيح تدبير كند، گويا بيعتكننده و بيعت شونده به كاري تجاري اقدام ميكنند زيرا هركدام از آنها در مقابل ديگري متعهد بر كاري ميشود. [معالم الحكومه الاسلاميه، ص260]
در مجموع آنچه عمده دانشمندان اسلامي بدان توافق دارند اين است كه بيعت از مقوله «تعهد» است و طبعاً مشمول «اوفوا با العقود» و لازمالاجراست اما در اينكه به وسيله انشا، انعقاد ولايت و امامت ميشود يا خير، دو نظريه اول جواب مثبت ميدهد و دو نظريه اخير جواب منفي ميدهد.
اقسام بيعت
اگر چه ابتدائاً چنين به نظر ميرسد كه بيعت فقط يك نوع است اما با مراجعه به قرآن كريم، روايات و تاريخ و كاربرد اين واژه به خوبي روشن ميشود كه بيعت خود تقسيماتي دارد.
اقسام بيعت از جهت اهداف و محتوا
از اين جهت ميتوان بيعت را به سه نوع تقسيم كرد:
الف) بيعه الاتباع: اين همان بيعتي است كه در عقبه منا و نيز بعد از فتح مكه و اعلان اسلام، بر متابعت از خدا و رسول انجام شد. قرآن ميفرمايد: «يا ايها النبي اذا جاءك الم ـ ؤمنات يبايعنك علي ان لايشركن بالله شيئاً ولايسرقن و لايزنين و لا يقتلن اولادهن و لا ياتين ببهتان يفترينه بين ايديهن و ارجلهن و لا يعصينك في معروف فبايعهن واستغفر لهن» [ممتحنه(60) آيه12]
مفاد اين بيعت، اطاعت از خدا و رسول است كه در قالب امور اعتقادي، اخلاقي و حقوقي جلوه كرده است. اين امور عبارتند از: شرك نورزيدن به خدا، دزدي نكردن، مرتكب فحشا نشدن، نكشتن فرزندان خود، تهمت نزدن و بالاخره نافرماني پيامبر نكردن. در روايتي نيز آمده كه عباده بن صامت گفت: بايعنا رسول الله علي السمع والطاعه في العسر واليسر. )) [سنن النسائي، ج7، ص38]
ب) بيعه الجهاد: اين همان بيعتي است كه معمولاً فرمانده سپاه از نيروهاي تحت امر خود ميگيرد تا در ميدان جنگ تا آخرين قطره خون با وي باشند. قرآن كريم به اين نوع بيعت اشاره كرده و ميفرمايد: «ان الذين يبايعونك انما يبايعون الله يدالله فوق ايديهم فمن نكث فانما ينكث علي نفسه...»[ فتح(48) آيه10]
اين بيعت به قرينه آيات بعد كه در آن سخن از مغانم كثيره، مخلفون و... است، معلوم ميشود كه بيعت ِجهاد است و مفاد و اسم پيمان صلحي هم كه بسته شد، خود مؤيد اين حقيقت است. در روايتي نيز پيامبر صريحاً فرمود: «ابايعه علي الجهاد.» [سنن النسائي، ج7، ص141]
ج) بيعه الخلافه و الامامه: اين همان بيعتي است ِكه از عصر پيامبر(ص) و خلفا و ائمه(ع) با كيفيت مخصوص آن زمان بوده و امروز نيز ممكن است به اشكال ديگر خودنمايي كند و ويژگي آن، ملاك تشخيص موافق از مخالف بودن آن است و انجام اين بيعت به معناي پذيرش ولايت امر در تمام امور و به تمام معناست.
بايد توجه داشت كه بيعت متابعت و بيعت ِجهاد، خود بخشي از بيعت خلافت و امامت است كه ممكن است در برخي از موارد از نوع اخير منفك شود و آن زماني است كه شخص امام و خليفه به عنوان ولي امر، بيعت جهاد را از فردي بردارد اما بيعت متقابل برداشتن نيست.
تقسيم بيعت از جهت گستردگي يا ضيق دايره
الف) بيعت عام و بيعت خاص: بيعت از اين جهت ميتواند شكل عام يا خاص به خود بگيرد كه در طول تاريخ اسلام مكرر مشاهده شده است. از جمله بيعت اوليه با ابوبكر در سقيفه كه بيعت خاص بود و بيعت مردم با وي در مسجد پيامبر(ص) كه بيعت عام بود.
بيهقي مينويسد: «قدكانت طائفه منهم بايعوه قبل ذلك في سقيفه بني ساعده و كانتبيعته علي المنبر بيعه العامه؛ گروهي از مردم قبلاً در سقيفه با ابوبكر بيعت كرده بودند ولي بيعتي كه روي منبر در مسجد صورت گرفت، بيعت عمومي بود.» [الاعتقاد والهدايه الي سبيل الرشاد، ص275]
علي(ع) بيعتي را كه با وي انجام شد به «بيعت عمومي» توصيف ميكند و ميفرمايد: وهذه بيعه عامه؛ اين بيعتي عمومي است.»[ ارشاد مفيد، ج1، ص235]
ب) بيعت آغازين و بيعت مجدد: از سوي ديگر بيعت ممكن است بيعت اوليه تلقي شود، چنان كه افراد و قبايلي به حضور پيامبر (ص) ميآمدند و بر اسلام و اطاعت با وي بيعت ميكردند و در فرصتي ديگر، مخصوصاً در مواقع بحراني براي تأكيد وفاداري، مجدداً بيعت ميكردندكه عنوان تجديدبيعت به خود ميگيرد كه پس از اين بدان اشارت خواهيم كرد.
* كارشناس ارشد حقوقي