
بيش از سه سال از انقلاب مردم مصر براي سرنگوني نظام ديكتاتوري سابق نميگذرد كه بار ديگر روي كار آمدن نظاميان به هرم قدرت سبب سرخوردگي و هراس مردم از بازگشت دوباره ديكتاتورها به اين كشور شده است.
گويا قرار نيست تا مصر از سلطه نظاميان رهايي يابد و اين كشور همواره بايد فرعونهايي را در رأس حكومت خود ببيند كه با هرگونه دموكراسي و آزاديخواهي مخالفند. هرچند دوره كوتاهمدت رياست جمهوري محمد مرسي، رئيسجمهور بركنار شده مصر اميدها را براي تشكيل دولت غيرنظامي در اين كشور زنده كرد اما كودتاي ارتش عليه وي، آمال و آرزوهاي مصري ها را به باد داد و بار ديگر قدرت را به دست مردي سپرد كه دستپرورده همان نظام ديكتاتوري سابق بود. با پيروزي عبدالفتاح السيسي، وزير دفاع سابق مصر در انتخابات رياست جمهوري بار ديگر جمعيت 80 ميليوني مصر بايد شاهد بازگشت حاكماني از نسل فرعون باشد. اكنون السيسي به پيروزي رسيده و به صف بلند نظامياني پيوسته كه از 60 سال پيش بر مصر حكومت راندهاند. اقبال كمتر از انتظار مصريها به انتخابات اخير اعتبار السيسي را به خطر انداخته و اين در حالي است كه طرفدارانش از وي قهرماني ساختهاند كه ميتواند ثبات سياسي و اقتصادي را به كشور بازگرداند. تمديد يك روزه انتخابات به دليل مشاركت كمرنگ مردم اگرچه در ظاهر با نارضايتي هر دو نامزد انتخابات مواجه شد اما برخي گزارشها حاكي است كه السيسي خود خواستار تمديد مهلت انتخابات شده تا ميزان مشاركت مردم از همهپرسي بر قانون اساسي و ميزان رأيهاي محمد مرسي كمتر نباشد تا مهر تأييدي بر پيروزي وي باشد. حتي اعمال جريمه 500پوندي براي افرادي كه در انتخابات حضور پيدا نكردند، از همان ابتدا نشان داد كه از هماكنون ديكتاتوري مطلق در كشور حاكم است. ناظران سياسي استقبال كم مردم از انتخابات را نشان از نارضايتي آنان از عملكرد ژنرال السيسي و هراس از بازگشت روشهاي حكومتي حسني مبارك، ديكتاتور مخلوع مصر ميدانند.
از زمان بركناري مرسي قدرت بار ديگر بهطور كامل به دست نظاميان مصر به رهبري السيسي افتاد. اين ژنرال كه با پشتيباني برخي كشورهاي منطقه از جمله عربستان سعودي و در ميان سكوت كشورهاي غربي و مدعيان حمايت از دموكراسي، دست به كشتار گسترده مخالفان زد، اكنون به عنوان رئيسجمهور منتخب مصر قدرت را در دستان خود قبضه كرده است. پيروزي السيسي همزمان با فشار و منزوي كردن اصلاحطلبان، گسترش خشونت و اعتراضات، همگي از بازگشت ديكتاتوري به اين كشور حكايت دارد. با توجه به خوي ديكتاتوري و نظاميگري السيسي مصر يقيناً باز هم به عقب برميگردد و فساد، سركوب، رهبري نامشروع و غيردموكراتيك روياهاي مردم مصر را براي استقرار كشوري دموكراتيك بر باد خواهد داد. دشمنان انقلاب مصر تلاش دارند تا چنان وانمود سازند كه مردم مصر رأي به بازگشت به گذشته دادهاند كه انتخاب يك نظامي نشانه آن است. اين مسئله ميتواند به عنوان الگويي براي ساير كشورهاي عربي نظير ليبي، تونس و يمن مورد استفاده قرار گيرد. چنانكه تحولات كنوني ليبي و تحركات «خليفه حفتر» ژنرال بازنشسته ارتش در اين چارچوب ارزيابي ميشود. جوانان مصري كه در سال ۲۰۱۱ عليه حكومت مبارك برخاستند السيسي را به عنوان رهبري مخالف انقلاب ميبينند و پيروزي السيسي ميتواند زمينهاي براي آغاز يك انقلاب واقعي در مصر باشد. آنچه اكنون در مصر پيگيري ميشود تحقير انقلابيون مصر و ترويج تفكر بازگشت كشور به گذشته است تا در لواي آن بتوانند از مصر الگويي جديد براي منطقه بسازند. الگويي كه در آن رويكردهاي انقلابي جايگاهي ندارد و بازگشت به دوران ديكتاتورها، محور آن را تشكيل ميدهد.
مقابله با اخوانالمسلمين
بازگشت دوباره ديكتاتوري به مصر را ميتوان در سركوب گسترده مخالفان و به ويژه اخوانالمسلمين مشاهده كرد. به دنبال سركوب اخوان المسلمين و كشته شدن هزاران نفر، السيسي رقباي اسلامگراي خود را ساكت كرد تا هيچ مخالفي در داخل نداشته باشد. حتي السيسي در اولين نطق تلويزيونياش پيش از انتخابات هرگونه چشمانداز آشتي با گروه اخوان را رد كرد و اظهاراتي مطرح كرد كه نشان داد دامنه تنشها با اين گروه سياسي در صورت پيروزي وي در انتخابات گستردهتر خواهد شد. همچنين اقدام السيسي براي مقابله با تروريسم نيز بهانهاي بيش نيست تا بدين ترتيب اخوانالمسلمين را كه در ليست گروههاي تروريستي قرار گرفته از صحنه سياسي اين كشور دور كند. نكته قابلتوجه آنكه پس از اين، رأي به السيسي به عنوان اصل توجيه سركوب و بازداشت سران اسلامگرا به كار گرفته ميشود. به عبارت ديگر سركوبگريهاي صورت گرفته در ماههاي آينده با ادعاي رأي و خواست مردم توجيه ميگردد.
حمايت سعوديها از السيسي
از ديگر مؤلفههاي بازگشت ديكتاتوري را ميتوان در موضعگيري عربستان به عنوان مستبدترين رژيم جهان و حامي اصلي تروريسم در حمايت از نظاميان مصري مشاهده كرد. زيرا سعوديها همچنان در صدد احياي سازوكارهاي نظام مبارك در مصر هستند و در يك سال گذشته با كمك ميلياردها دلار به نظاميان در اين كشور، جايگاه خود را در رأس فهرست كمكدهندگان به دولت كودتا تثبيت كردهاند و اين نشان از عزم سعوديها در حفظ نفوذ خود در مصر دارد. در اين وضعيت نظام ديكتاتوري همسو با منافع آل سعود است و رياض درصدد است از راههاي گوناگون به خصوص حمايتهاي مالي در دولت و نظام جديد مصر رسوخ كند. مصر از نگاه عربستان همچنان همان نظام مبارك است كه بايد به آن كمك كرد تا بتواند خودش را بازتوليد كند. مخالفت عربستان با اخوانالمسلمين كه ميخواست ايدههاي اسلامگرايي را در مصر حاكم كند، از همان ابتدا آشكار بود و آنها مترصد فرصتي بودند تا از شر اخوان رها شوند و كودتاي ارتش اين فرصت را براي آنها فراهم كرد و عربستان از همان ابتدا دولت كودتا را به رسميت شناخت. فضل و بخشش دلارهاي رياض به السيسي چنان كارساز بود كه وي در سخنرانيهايش پادشاه عربستان را بزرگ عرب خواند و اعلام كرد كه پس از پيروزي به اولين كشوري كه سفر خواهد كرد عربستان است.
موضع امريكا
امريكا در ديپلماسي خود يك سياست واحد در قبال تحولات مصر نداشته و مسائل را عمدتاً به صورت روزمره مديريت كرده است. امريكا با تكيه بر تجربيات بيش از نيم قرن خود در تعامل استكباري با منطقه، مصر را كشوري كليدي براي اجراي نقشههاي بلندمدت خود ميبيند. اولين اولويت مصر براي امريكا حفاظت از امنيت اسرائيل است. از نگاه امريكا در مصر بايد حكومتي قدرت را به دست بگيرد كه براي اسرائيل مزاحمتي ايجاد نكند و به قرارداد كمپ ديويد پايبند بماند. مصر به دليل داشتن موقعيت استراتژيك با اسرائيل به عنوان حياط خلوت امريكا در منطقه به شمار ميرود و با قدرت يافتن السيسي كه مورد حمايت غرب است، امنيت اسرائيل در اين بخش تضمين شده، محسوب ميشود. همچنين مصر از نگاه غرب خاكريز استراتژيك جهان عرب و جهان اسلام است، چراكه نگاه مردم منطقه به مصر و تحولات آن دوخته شده و مصر هنوز ميتواند الگويي براي منطقه باشد. همچنين محافل غربي پيروزي السيسي را نشانه رويكرد مردم به جريانهاي غيراسلامگرا معرفي ميكنند كه نشانگر دوري مردم از جريانهاي اسلامي نظير اخوانالمسلمين ميباشد. با توجه به ساختار رفتاري غرب و نيز نگاه ويژه آنها به مصر ميتوان گفت كه قدرتيابي نظاميان در مصر نشانهاي بر شرايط حساس مصر به ويژه ادامه انقلاب مردم است و غرب كه نتوانسته است بيداري اسلامي مردم مصر را متوقف سازد اكنون دست به دامان نظاميها شده است تا شايد با اين حربه بتواند از ادامه روند قيام مردم جلوگيري كند.
در مجموع ميتوان گفت، صرف نظر از اينكه انتخاب السيسي به عنوان رئيسجمهور مصر مورد توافق جريانهاي تأثيرگذار داخلي، منطقهاي و فرامنطقهاي قرار گرفته، اما انتخاب يك ژنرال در رأس قدرت، قطعاً دستاورد انقلاب ۲۵ ژانويه مصر را تحت تأثير قرار خواهد داد و بار ديگر ديكتاتوري را بر ملت مصر حاكم خواهد كرد. در چنين فرايندي نميتوان يك دورنماي سياسي روشني براي مصر پيشبيني كرد، زيرا اين كشور در طول ۶۰ سال گذشته توسط نظاميان اداره شده و نقش شخصيتهاي سياسي يك نقش كاملاً حاشيهاي بوده است. اكنون با رياست جمهوري السيسي، موج تازهاي از اعتراضات مردمي مصر را فرا گرفته و به نظر ميرسد قاهره بعد از مصادره انقلاب و قدرت گرفتن بازماندگان مبارك در چند سال آينده نيز روي خوش به خود نخواهد ديد. از سوي ديگر، اگر محاكمه اخوانالمسلمين همچنان ادامه يابد، قطعاً اين جنبش به سمت فعاليتهاي زيرزميني حركت خواهد كرد و تقابل ميان طيف هاي ليبرال و اسلامگرايان تشديد خواهد شد و اين امر به گسترش موج ناامنيها در مصر منجر ميشود.