
به گزارش خبرنگار ما، پس از اينكه قاضي حسين اصغرزاده، رئيس شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران رسميت جلسه را اعلام كرد، صادقي، نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از كيفرخواست گفت:«متهم پرونده كه همراه مأموران بدرقه از زندان به دادگاه منتقل شده، احسان نام دارد. او از هجدهم فروردين ماه امسال به اتهام مباشرت در قتل علي خليلي در بازداشت است. احسان اقرار كرده كه شامگاه 25 شهريورماه سال 90، زماني كه علي قصد ارشاد كردن وي را داشته، با چاقو به او ضربه زده است. گزارش پزشكي قانوني هم تأييد كرده است كه علي بر اثر اصابت جسمي نوك تيز، دچار آسيب ريوي و فوت شده است.»
پس از آن اوليايدم در جايگاه قرار گرفتند و درخواست قصاص كردند. مادر شهيد خليلي گفت: آن گونه كه گزارش شده، پسرم فقط به احسان تذكر لساني داده، اما با حمله احسان مواجه شده و نتوانسته از خودش دفاع كند. احسان با ضربه چاقو پسرم را از پشت سر هدف قرار داده و بعد هم فرار كرده است. قاضي به اوليايدم گفت: زماني كه علي مجروح شده بود، از احسان اعلام رضايت كردهايد. در اين باره توضيح دهيد. مادر شهيد خليلي گفت: زماني كه ما از احسان اعلام رضايت كرديم، علي در حال بهبودي بود. تصور كردم خدا، علي را دوباره به ما داده است تا اينكه علي سكته مغزي كرد و به خاطر شدت ضربهاي كه به گلويش وارد شده بود، مجبور شديم از حنجره مصنوعي استفاده كنيم. پزشكان هم گفتند سكته مغزي او، به خاطر ضربهاي است كه به گلويش وارد شده است. مدتي كه گذشت عوارض ناشي از جراحت بيشتر شد. حدود دو سال با دشواري توانستيم او را نگه داريم. او قادر نبود از دهان غذا بخورد، به خاطر همين از طريق لولهاي مخصوص او را تغذيه ميكرديم.
حامد صفري، يكي از وكلاي اوليايدم هم به دادگاه گفت:«در اين پرونده شاهديم كه طلبهاي جوان به يك شهروند تذكر داده، اما با ضربه چاقوي او مواجه ميشود.» او ادامه داد:« اوليايدم درباره جرح عمدي از متهم اعلام رضايت كردهاند. شهيد خليلي در حالي كه دچار حادثه شده بود، به خاطر كامل شدن رفتار انسانياش، به خاطر جرح از احسان اعلام گذشت كرد. اما اين عارضه بعداً منجر به شهادت وي شده است. در مباني حقوقي و فقهي هم ابهامي در اين باره وجود ندارد، چراكه جرح منجر به فوت و حق قصاص براي اولياي دم برقرار است.»
در ادامه متهم 23 ساله در جايگاه قرار گرفت و اتهام قتل عمد را انكار كرد. احسان توضيح داد:«ديپلمه هستم و كارمند شهرداري بودم. آن شب هم شب نيمهشعبان بود. همراه دوستانم بودم و ميخواستم به خانه بروم. من و پسر ديگري سوار موتور بوديم و چند نفر هم سوار پرايد بودند. لحظاتي قبل، چند چهارراه جلوتر از محلي كه حادثه اتفاق افتاد، مشروب خورده بوديم. راستش، حال درستي نداشتم تا اينكه با علي برخورد كرديم. او با سه نفر از دوستانش سوار موتور بود. گفت رواله؟ اين موقع شب اينجا چه ميخواهي؟ بعد پياده شديم. قرار نبود دعوا كنيم. وقتي روبهروي هم قرار گرفتيم، عينكش را درآورد. من هم چاقو كشيدم و به گردنش ضربهاي زدم. نميخواستم بزنم. خواستم بترسد و عقب برود. البته چون مست كرده بودم، چيزي به ياد ندارم. وقتي فرار كردم، دوستانم گفتند كه من به علي ضربه زدم. نميدانستم كه طلبه است. اگر ميدانستم، او را نميزدم. قاضي سؤال كرد: اگر او كارگر يا راننده تاكسي بود، ميزدي؟ متهم سكوت كرد. قاضي سؤال كرد: اولين تحقيقات مطرح شد كه درگيري به خاطر مزاحمت براي دختران بوده است. متهم گفت: چنين چيزي مطرح شد اما درست نبود. قاضي پرسيد: چاقو را از كجا آوردي؟ متهم جواب داد: آن را از ماشين دوستم برداشتم. قاضي پرسيد: هميشه با خودت چاقو داشتي؟ متهم سكوت كرد. قاضي سؤال كرد: اگر دوستانت هم مشروب خورده بودند، چرا درگير نشدند. متهم بار ديگر سكوت كرد.
پس از آن زماني، وكيل متهم در جايگاه قرار گرفت و گفت: « بررسي اوراق پرونده نشان ميدهد كه حادثه اتفاقي و بدون برنامهريزي قبلي اتفاق افتاده است. احسان قصد كشتن علي را نداشته، اين موضوع را وليدم هم تأييد ميكنند. آنچه منجر به بروز حادثه شده، جواني و سن كم طرفين بوده است. موكل من بارها گفته است كه قصد ترساندن علي را داشته و ضربه او ناخواسته به گردن مقتول برخورد كرده است. متهم ادعاي مستي دارد و ميگويد روي رفتار خودش اراده نداشته است. بازپرس، مست بودن او را مورد توجه قرار داده، به خاطر همين در دادگاه ديگري به همين اتهام محكوم شده است. به خاطر همين از دادگاه درخواست ميكنم مسلوبالاراده بودن متهم از سوي كميسيون تخصصي پزشكي قانوني بررسي شود. مسئله ديگري كه در پرونده مطرح است، گزارش پزشكي قانوني به موكل من ابلاغ نشده است. در صورتي كه اين گزارش ابلاغ ميشد حتماً به آن اعتراض ميكرديم. اين گزارش فاقد استدلال علمي و تنها يك گزارش كلي است؛ شهيد خليلي سه سال قبل ضربه چاقو به او برخورد كرده و وضعيت عمومي وي هم رو به بهبود بوده است. علت فوت هم نميتواند مربوط به همان ضربه باشد. به فرض وجود رابطه، كميسيون پزشكي قانوني بايد صراحتاً اعلام كند اصابت ضربه تا چه ميزان در فوت مؤثر بوده است. در مورد مزاحمت بانوان هم تحقيقات زيادي انجام شده و گوياي اين است كه احسان و دوستانش به راه خود ميرفتهاند كه اگر با علي مواجه نميشدند حادثه اتفاق نميافتاد. بنابراين درخواست ميكنم پرونده به پزشكي قانوني ارجاع شود تا بعد از صادر شدن رأي دادگاه، وجدان عمومي جامعه هم اين رأي را پذيرا باشد. قاضي اصغرزاده در تذكر به وكيل متهم گفت: جلسه دادگاه بر اساس موازين قضايي تشكيل شده است و بر همين اساس هم اقدام به صدور رأي ميكند.
پس از آن قاضي اصغرزاده با توجه به دفاعيات وكيل متهم، اعلام تنفس كرد. قاضي بعد از شور با مستشاران - ملكي، متين راسخ، عزيزنژاد و عطارد- جلسه را براي كسب نتيجه نهايي پزشكي قانوني تجديد كرد.