مرداد ماه سال قبل بود كه جعفر ميليمنفرد از عناصر مؤثر در فتنه 88 كه از سوي رئيسجمهور به عنوان وزير پيشنهادي علوم به مجلس معرفي شدهبود، با رأي منفي بهارستاننشينان مواجه شد و پس از آن جعفر توفيقي وزيرعلوم دولت اصلاحات و رئيس ستاد انتخاباتي محمدرضا عارف در انتخابات رياست جمهوري سال 92 به عنوان سرپرست وزارت علوم منصوب شد تا اينكه در آذرماه سال 92 رضا فرجي دانا چهره كمترشناخته شدهاي در ميان سياسيون توانست رأي اعتماد مجلس را كسب كند و بر كرسي رياست وزارت علوم بنشيند اما عملكرد وزير علوم در شش ماه گذشته باعث شد تا او دومين كارت مجلس به دولت را از آن خود كند و يك قدم به استيضاح نزديك گردد. از اينرو روزنامه جوان در نشستي با حضور محمدسعيد سرافراز دبير شوراي تبيين بسيج دانشجويي دانشگاههاي تهران، روحالله نجابت دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان مستقل و علي بياني دبير دفتر تحكيم وحدت به بررسي عملكرد وزير علوم پرداخته كه مشروح آن به شرح ذيل تقديم ميشود.
به عنوان سؤال اول، هر كدام از شما دوستان ارزيابيتان را از عملكرد كلي وزيرعلوم، از زمان انتصاب تا به امروز بيان كنيد.
سرافراز: در بررسي عملكرد وزير علوم بايد گفت كه هيچ سابقه روشن و مثبتي در كارنامه افرادي كه ايشان نصب كردند وجود ندارد و شيوه انتصاب ايشان حاشيهساز بودهاست، مثلاً براي انتخاب رؤساي دانشگاه، هيئتهاي سه نفرهاي را باب كردند و چيزي كه ديده ميشد اين بود كه اين هيئتها در اكثر دانشگاهها كه حضور پيدا ميكردند، حاشيهسازيهايي اتفاق ميافتاد، البته تغيير رؤساي دانشگاهها كار نادرستي نيست بلكه حق دولت است ولي شيوه انتخاب و سازوكارش و افرادي كه جايگزين ميشوند حتماً مورد سؤال است و بايد وزارت علوم در اين زمينه پاسخگو باشد اما مسئله دومي كه ديده ميشود اين است كه وزارت علوم به سمتي ميرود كه متأسفانه در فضاي دانشگاه به جاي نظام علمسالاري و عدالتمحور، نظام اساتيدمحور حاكم ميشود كه بر اين اساس در بعضي مواقع باندبازي شكل گرفته و تبعيض اتفاق افتاده و عدالت اجتماعي و عدالت آموزشي زير سؤال رفتهاست.
در حوزه فرهنگ نيز وضعيت دانشگاهها افول جديتري پيدا كردهاست، باز يكسري تشكلها و گروههايي كه معاند بودند و كارشان از انتقاد گذشتهبودقوت گرفتهاند و در حوزه حجاب و پوشش هم كه متأسفانه هيچ اقدام مثبتي ديده نميشود. در حوزه پژوهش هم بايد اهتمام بيشتري شود و ظرفيتهايي كه در كشور وجود دارد و در اين چندساله ديدهايم، محدود انگاشته نشود.
نجابت: به هر حال فضايي كه در بعضي از وزارتخانههاي دولت آقاي روحاني از جمله وزارت علوم شكلگرفته، فضايي است كه در تراز دولتي با نيازها و اقتضائات كشور ما نيست. بعضي از وزارتخانهها توسط افراد و جريانات سياسياي تسخير شدهاند كه قبل از اينكه تمركزاصليشان مباحث آن وزارتخانه باشد، تكيه بر اهداف سياسي و جناحي و حزبيشان است و ردپاي برخي افراد و جرياناتي كه در آن وزارت علوم دولت دوم خرداد يكهتازي ميكردند، اندك اندك در وزارت علوم دولت آقاي روحاني نيز بيشتر به چشم بيايد. به هرحال مطالبه دانشجويان از دانشگاه اين است كه تلاش اساتيد و تلاش مديران در راستاي پيشرفت علمي كشور باشد، بوميسازي علوم انساني پيگيري شود و در مباحث و رشتههاي فني يك ارتباط با مباحث صنعتي حاصل شود اما ميبينيم اين مباحث اولويت اول اقداماتي كه وزارت علوم انجام ميدهد، نيست.
در بحث انتصابهايي كه در دانشگاههاي مختلف و به شكل ديگري هم در خود سيستم وزارت علوم صورت ميگيرد، يك فضا و عرصهاي به وجود آمده كه افرادي كه بيشتر به دنبال مطامع حزبي و گروهي خودشان هستند در رأس كار قرار ميگيرند و در خصوص سؤالات پيشآمده در رابطه با اين انتصابات هيچ رفع ابهامي نيز صورت نميگيرد.
بحث ديگر كه خيلي جدي است، مباحث تشكلهاست. ما ميبينيم افرادي كه پيوستگي، وابستگي يا دلبستگي با تيم ارشد وزارتخانه دارند، به دنبال اين هستند كه در دانشگاههاي مختلف تشكلهاي دانشجويي دولتساختهاي را ايجاد كنند و اين تشكلها در كنار آن پازلي كه گفتم در خصوص انتصاب افرادي در وزارت علوم كه در دوره دوم خرداد پست و مسئوليت داشتند، به ما اين نشانه را ميدهد كه نكند دوباره آن اتفاقات تلخ سال 76 در دانشگاه شكل بگيرد.
مسئله ديگر اين است كه به هر حال همه مسئولان و مديران نظام موظف هستند نظر مراجع محترم تقليد را تأمين كنند از جمله مديران وزارت علوم ولي بعضاً ميبينيم بيتوجهيهايي ميشود و تذكراتي كه مراجع محترم نسبت به فضاي فرهنگي و مسائل ديگر كشور دارند در فضاي دانشگاه چندان ترتيب اثر داده نميشود. بحث بعدي روند جذب اساتيد و اعضاي كادر هيئتعلمي است چراكه معتقديم تأثير عضويت يك نفر در هيئتعلمي بر فضاي دانشگاه بيشتر از رئيس دانشگاه است. متأسفانه در وزارت علوم فعلي به طور هدفمند يكسري افرادي كه صلاحيتهاي لازم را نداشتهاند در فضاي جذب مطرح ميشوند.
بياني: عملكرد وزارت علوم در دوره جديد داراي دو دوره است، يك دورهاي كه آقاي توفيقي به عنوان سرپرست اين وزارتخانه را اداره ميكردند و دورهاي كه آقاي فرجي دانا به عنوان وزير منصوب شدند. آقاي فرجيدانا آدم شناختهشدهاي در سطح كشور نيست و در حد دانشگاه تهران او را ميشناسند كه پس از نشستن بر كسوت رياست وزارتخانه، آقاي توفيقي را به عنوان مشاور خود انتخاب كرده و معاونان خود را نيز از دانشگاه تهران انتخاب ميكند.
به اعتقاد من يكي از وظايفي كه وزارت علوم به عهده دارد و خيلي مورد تأكيد است بحث فضاي علمي و نشاط سياسي به دور از سياستزدگي در دانشگاه است اما متأسفانه در روند تغيير رؤساي دانشگاه تنها ملاكي كه شايد مدنظر مسئولان وزارت علوم نبوده تنها بحث علمي است و از نظر آنها حتماً بايد رئيس دانشگاه يك شاخصه سياسي داشتهباشد درحاليكه وزارت علوم ميتوانست فردي را در آن دانشگاه انتخاب كند كه از نظر علمي رتبه بالايي داشتهباشد.
نكته بعد اينكه سرعت رشد پرشتاب علمي كه ما در دورههاي گذشته داشتيم در اين دوره در حال كمشدن است و اين نشان ميدهد كه شايد در اين مدتي كه وزارت علوم تغيير مديريت داده خيلي نتوانسته در اين زمينه موفق باشد.
اخيراً كارگروهي براي تغيير رؤساي دانشگاههايي چون تهران، صنعتي شريف و تربيتمدرس در وزارت علوم با حضور برخي اساتيد شكل گرفته كه در ميان بحثهاي آقاي سرافراز بدان اشاره شد، به اعتقاد شما اين روند انتخاب چه آسيبهايي را براي جامعه علمي بههمراه خواهد داشت؟
سرافراز: ما وقتي به سمت نظام استادمحوري و به سمت اينكه استاد همهكاره باشد پيش برويم، ناخودآگاه داريم يك شأنيت نظارتي و سياستگذاري را از يك دستگاه حاكميتي ميگيريم و صرفاً وزارت علوم ما به يك دستگاه پشتيبان تبديل ميشود. ما سابقاً در جذب دانشجويان دكترا اين مورد را داشتهايم كه استاد تعيينكننده بود و وقتي به سمتي ميرويم كه استاد تعيينكننده باشد، طبيعتاً حق يكسري از دانشجوها ضايع ميشد كه در اين چند سال اخير داشتيم به اين سمت حركت ميكرديم كه نقش اساتيد با يك نظام جامع عادلانه كمتر شود.
طبيعتاً در جذب هيئتعلميها وقتي گروههاي آموزشي مؤثر باشند و تصميم بگيرند كه چه كسي استاد شود، يك باند بازي اتفاق ميافتد. اگر قرار است رئيس دانشگاه را يك دستگاه حاكميتي انتخاب نكند چرا اساتيد انتخاب كنند، چرا دانشجويان دخيل نباشند، به نظر ميرسد اين روند، روند قابل قبولي نيست و بايد اين سيستم اصلاح شود چون هم عدالت آموزشي و هم عدالت اجتماعي را زير سؤال ميبرد.
نجابت: يكسري نشانههايي براي ما وجود دارد كه احساس ميكنيم اين وزارت علوم با پيشينه نامطلوب سياسي كه بعضاً افراد دارند به دنبال اين است كه افراد با نگاههاي سياسي و حزبي بر سر كار دانشگاهها قرار بگيرند و از يك طرف وزارت علوم هزينه انتخاب اين افراد را به گردن نگيرد و جمع كثيري از اساتيد را درگير اين قضيه كند كه اگر بعضاً هر اتفاق مثبت يا منفياي افتاد از مسئوليت آن شانه خالي كند و من فكر ميكنم كه اين يك كمخردي است. به اعتقاد من بايد وزارت علوم طبق مصوبهاي كه در حال حاضر هست و انتخاب رئيس دانشگاه منوط به تصويب شورايعالي انقلاب فرهنگي است، عمل كندو بايد نظرات شورا در اين زمينه مدنظر قرار گيرد.
بياني: اينكه بخواهيم هجمهاي كه به انتصاب رئيس جديد است را از دوش خودمان برداريم و به دوش اساتيد دانشگاه بيندازيم حربهاي است كه دولت دارد از آن استفاده ميكند و چند ضعف دارد؛وزيرعلوم به عنوان نماينده دولت و رأي اعتماد گرفته از مجلس بالاخره وظيفه دارد كه روسا را به شورايعالي انقلاب فرهنگي معرفي كند و اگر ميخواهند كار دموكراتيكي انجام دهند، اولاً بايد همه اساتيد را درگير كنند نه عدهاي را يا همه دانشجويان را درگير اين كار كنند ولي من فكر ميكنم استفاده از اين كار يك حالت نمايشي هم دارد كه ميخواهند بگويند ما نميخواهيم خودكامه عمل كنيم و تصميم دارند هجمه رسانهاي و نخبگان را به سمت خود دانشگاه ببرند.
در رابطه با مسائل فرهنگي و تشكلهاي دانشجويي چه نقدهايي به عملكرد وزير علوم وارد ميدانيد؟
سرافراز: در بحث تشكلهاي دانشجويي دوباره افرادي كه معاند و مسئلهدار بودند، در حال بازگشت به دانشگاه هستند و تشكل راه مياندازند در حالي كه برخي از اين افراد با آرمانهاي انقلاب مخالفند.
يكي از نكات ديگر حضور افراد خاص و مسئله دار در دانشگاه است و ميبينيم برخي از سران فتنه پايشان به دانشگاهها باز شده است و در دانشگاه حضور پيدا ميكنند و ميخواهند از اين افراد قبحزدايي صورت گيرد. در مورد فضاي پوشش هم ما در فضاي وزارت علوم اتفاق مثبتي نميبينيم حتي بخشنامهها كه قرار بوده اتفاق بيفتد اجرا نميشود.
نجابت: فضاي وزارت علوم جمهوري اسلامي فضايي است كه بايد با تراز جمهوري اسلامي سنجيده شود، ديدگاه افرادي كه در وزارت علوم خدمت ميكنند بايد آنقدر پخته و آبديده باشد كه در راستاي تحقق آرمانهاي نظام جمهوري اسلامي تلاش كنند اما ميبينيم در فضاي فرهنگي ريشه و تفكراتي وجود دارد كه مطلوب نيست و ما نميتوانيم نگاههاي سياسي و جناحي آنها را به نگاههاي بلند فرهنگي تعميم دهيم. بههرحال نتيجه نگاه غلط در اقدامات غلط است و فهم غلط از فرهنگ نتيجهاش اتفاقات غلطي است كه ما در عرصههاي مختلف داريم. معاونان فرهنگي كساني نيستند كه دلسوز اين فضا باشند، شايد اين ضعف و اين نقد به دولتهاي گذشته هم وجود داشته باشد ولي به اعتقاد من مديران فرهنگي بايد شبانهروزي و جهادي تلاش كنند.
از سوي ديگر متأسفانه يكسري جلسات در فضاي دانشگاهها در حال شكلگيري است، نمونه اخيرش اين بود كه در روز رحلت حضرت زينب (س) در دانشگاه شيراز جشني به مناسبت هفته خوابگاه برگزار ميشود و در آن موسيقي پخش ميشود كه نمونههاي بيشتر اين اتفاقات در دوره وزارت علوم دولت اصلاحات ديده ميشد واگر قرار باشد به جريان تبديل شود قطعاً واكنش تند ما را به همراه خواهد داشت.
بياني:مهمترين نكته ورود فتنهگران و افراد مسئلهدار در دانشگاه است. برخي از اين افراد در قوه قضائيه حكم دارندو اين افراد جايشان در دانشگاه نيست چراكه دانشگاه مكاني براي علمآموزي و فعاليتهاي سياسي و فرهنگي است اما در اين دوره نه تنها فردي كه سابقه بدي در نظام دارد وارد دانشگاه ميشود بلكه مسئولان وزارت علوم هم هيچ واكنشي نسبت به اين موضوع نشان نميدهند ولي در برخورد ديگر سخنراني منتقدان دولت را در دانشگاهها كنسل ميكنند. ما مثال روشن را داريم كه آقاي خاتمي در دانشگاه شهيد بهشتي حضور پيدا ميكند و وقتي دنبال اين داستان را ميگيريم ردپاي وزارت علوم را در آن ميبينيم كه البته خدا را شكر حضور اين فرد در دانشگاه با يك موضع خوب از سوي دانشجويان مواجه شد ولي به نظر من اين موضوع آخرين مورد نيست و قطعاً هم ادامه پيدا خواهد كرد.
بحث ديگر برخورد و نوع برخورد با تشكلها و اتحاديههاي دانشجويي است، بالاخره ما با تمام نقدي كه به دولت قبل وارد ميكرديم بالاخره چه وزيرعلوم و چه حتي خود رئيسجمهور و معاون فرهنگي وزيرعلوم جلسات مختلفي با تشكلهاي دانشجويي داشتتند اما ميبينيم در اين دولت يك جلسه با شخص معاون فرهنگي وزير برگزار ميشود و ديگر هيچ خبري نيست.
نكته بعد اين است در هشت سال گذشته انتقادات زيادي از سوي تشكلهاي دانشجويي به دولت وارد شد كه واكنشهايي را به همراه نداشت ولي اين دولت دوست دارد فضاي دانشگاه را به فضاي سياست زده مثل دوم خرداد بازگرداند و اينگونه رفتارها قطعا به اولين جايي كه ضربه ميزند خود دولت است. آقاي خاتمي بعد از اينكه رياست جمهورياش تمام شد به اين نكته اشاره كرد كه من هر 9 روز در كشور يك بحران داشتم و اكثرش نيز مربوط به دانشگاه بود اگر دوباره بخواهد اين اتفاق بيفتد قطعا مثل شعار «عبور از خاتمي» كه در دوم خرداد مطرح شد «شعار عبور از روحاني» از سوي همان طيفهايي كه دولت دارد از آنها حمايت ميكند مطرح خواهد شد.
درخواست جلسه براي ديدار با وزيرعلوم دادهايد؟
بياني: از طرف دفتر تحكيم ما يكبار درخواست جلسه داده ايم ولي خبري ندادند.
سرافراز: خير.
نجابت: درخواست جلسه دادهايم ولي ترتيب اثر داده نشده است.
ارزيابيتان از ميزان نقدپذيري وزيرعلوم چيست؟
نجابت: يك رويهاي كه در دولت آقاي روحاني وجود دارد اين است كه اهميتي براي نظر ديگران قائل نيستند، منتها جالب اينجاست كه خيلي ادعا ميكنند نقدپذيرند ولي به مستند «من روحاني هستم» سنگينترين هجمهها را وارد ميكنند و در دانشگاههاي كشور اجازه اكران به اين مستند داده نميشود در حالي كه مبتني بر اسناد تاريخي است و اين سنگ محك و شاخص خوبي است كه خيلي چشم اميدي به نقد پذيري اين دولت از جمله وزيرعلوم نبايد داشت.
سرافراز: قطعا وزيرعلوم و دولت حضور منتقدان توافقنامه ژنو را در دانشگاهها برنتافتند و به مستندي به نام «گام نهايي» كه در خصوص توافق هستهاي ساخته شده، اجازه اكران در دانشگاهها را نميدهند. اينها شاهد مثالهايي است كه ميتوان نتيجه راحتي از آن گرفت.
بياني: اعتقاد دولت و وزرايش بحث ژنرال و گروهبان است، آن بحثي كه ژنرالها آمدند و گروهبانها رفتند. فكر ميكنم در وزارت علوم هم همين مسئله است، افرادي آمدند كه هيچ عيب و نقصي در خودشان نميبينند و خودشان را كامل ميدانند و هر وقت نقدي به آنها ميشود با بحثهاي انحرافي كه شما از چه جرياني خط ميگيريد و وابسته به چه گروهي هستيد، فضا را متشنج ميكنند. مشي دولت و وزارت علوم برخلاف شعارهاي انتخاباتي رئيسجمهور است. شاهد مثالش هم درخواست جلسهاي است كه ما از افراد مختلف در وزارت علوم ميكنيم و با پاسخ منفي مواجه ميشويم.
به عنوان سؤال پاياني، توصيه شما به وزارت علوم براي اصلاح روند موجود چيست؟
سرافراز: من توصيهاي ندارم.
نجابت:من فكر ميكنم پاگذاشتن روي منافع حزبي و انديشيدن به منافع ملي و انقلابي كار سختي نيست و اگر مسئولان وزارت علوم قدري و فقط قدري به رسالت اصلي دانشگاه توجه كنند و توان خودشان را در مسائل علمي فرهنگي متناسب با فضاي دانشگاه بگذارند نام نيكي از ايشان به جا خواهد ماند وگرنه به سرنوشت برخي وزرايي كه خوشنام نيستند دچار ميشوند. واقعاً مسئولان وزارت علوم و دولتي از نگاههاي سياسي در منصب وكسوتي كه هستند، بپرهيزند.
بياني: قشر دانشجو به علت اينكه در فضاي علمي و آكادميك قرار دارند، در جامعه و خانواده تاثيرگذارند و بر اين اساس و با توجه به شعار سال ما ميتوانيم دانشجويان را به گونهاي پرورش دهيم كه فرهنگ اسلامي- ايراني را در جامعه ترويج دهند پس بايد در اين مورد دانشگاه تلاش كند كه وزارت علوم نقش مهمي در اين زمينه خواهد داشت.