كلاً از نظر من مشكل كمآبي آن هم در ايران و در فصل تابستان انگار يك سرگرمي همهساله شده است. آنقدر اين موضوع هر سال تكراري شده، آنقدر يكدفعه و با شروع فصل گرما هجمه هشدارها و تهديدهاي رسانهاي براي مديريت مصرف آب در كشور آغاز ميشود اما نميدانم چرا هر سال بيشتر از سال گذشته نسبت به اين اتفاق و هشدارهاي آن مقاوم ميشويم! نه تنها گوش نميدهيم و الگوهاي مصرفمان را اصلاح نميكنيم بلكه مصرف آب را در فصل تابستان بيشتر از سال قبل ميكنيم.
نكته مهمي كه اغلب مردم فراموش ميكنند اين است كه نه تنها ميزان آب ذخيره شده به سبك مصرف آب بستگي دارد بلكه توليد انرژيهاي ديگري مانند برق هم بيواسطه به اين ميزان مصرف آب بستگي دارد پس موضوع بسيار جديتر از آن چيزي است كه فكرش را ميكنيد.
جالبتر از همه اينكه روند هشدار از سوي سازمانهاي متولي، انكار از جانب ما، وادار كردن به جيرهبندي و اجبار قطع آب همهساله تكرار ميشود اما نتيجه لحظهاي، ماهانه يا حتي سالانه در پي ندارد چه رسد به يك اصلاح الگوي مصرف جامع!
در كشورهاي پيشرفته دنيا كه ميزان مصرف انرژي در آنها بسيار كمتر از ايران است بخش مهمي از انرژيهاي مصرفي وارد چرخه صنعت و كشاورزي ميشود يعني در ازاي مصرف انرژي اشتغالزايي و توليد ايجاد ميشود كه يك معامله كاملاً سودآور است.
متأسفانه در كشور ما اين سبك مصرف معكوس اجرا ميشود يعني بيشترين سهم مصرف آب و برق به بخش خانگي تعلق دارد و كشاورزي و صنعت در ردههاي بعدي قرار دارند فكر ميكنم نياز به توضيح اضافه نيست كه مصرف در بخش خانگي هيچ سودآوري و توليدي را به دنبال نخواهد داشت و در واقع هزينه كردن انرژي در اين بخش دور ريختن سرمايه است. يادآوري ميكنم كه ما علاوه بر مشكل گرماي هوا، كمبود بارش و خشكسالي در منابع تأمينكننده آب شيرين هم به شدت با بحران مواجه هستيم چون براساس استانداردهاي جهاني حد مجاز برداشت از سفره آبهاي زيرزميني 20 درصد است و نهايت ميزان برداشت 40 درصد در حالي كه در كشور ما نه تنها برداشت از اين سفره آبها تا 75 درصد يعني عبور از مرز فاجعه هم افزايش پيدا كرده بلكه حفر غيرمجاز چاههاي زيرزميني در محدودهكلانشهرها و مناطق ويلايي نشين و برداشتهاي غيرمجاز از اين منابع ذخيره آب شيرين شده است.
ايرانيها مردماني هستند كه از قديمالايام براي عناصر اصلي حيات مانند آب و منبع روشنايي ارزش خاصي قائل بودند. فرهنگ ايراني وقتي با دستورات اسلامي مانند جلوگيري از اسراف جمع ميشود ديگر هيچ جايي براي اشتباهات رفتاري ما باقي نميگذارد.
ما اگر براساس آموزههاي ايرانيمان براي آب ارزش قائل هستيم چون ايمان داريم كه حياتمان و تأمين معاشمان به آب وابسته است و در كنار اين ميدانيم كه در دينمان اسرافكننده به شدت مذمت شده و حتي رفتارهاي ترويج كننده اسراف هم نهي شده ديگر نبايد به خودمان اجازه بدهيم خطايي در زمينه اسراف مرتكب شويم.
در فرهنگ سنتي ما هميشه آب به وفور در اختيار مردم قرار داشته دقيقاً به همين دليل جوي يا حوض آب جزو عناصر جدانشدني از معماري ايراني بوده است. ما همه رفتارهاي قديميمان مثل كشاورزي، ساختمانسازي و حتي سبك زندگيمان تحت تأثير همين وفور وجود آب قرار داشته است. آبياري غرقابي، استفاده از وسايل ذخيره آب بزرگ و حمامهاي خزينهاي تنها نمونهاي از شواهد رفتاري گذشتگان ما بوده است. با همه اينها وقتي در بعضي رفتارهاي بزرگترهايمان ريز ميشويم تازه متوجه تفاوتهاي ريز رفتاري بين خودمان و نسل آنها ميشويم. مثلاً من پدربزرگي داشتم كه هميشه باقي مانده آبي كه براي شست و شوي سبزي و ميوه استفاده شده بود را صرف آب دادن به گلها، باغچه و حتي شستوشوي حياط ميكرد. در رفتاري مشابه يكي از دوستانم ميگفت كه مادربزرگش هميشه باقي مانده آبي كه براي شست و شوي يا آبكشي برنج استفاده كرده را مجدداً صرف شست و شوي ليوانها و بلورجات و آبياري گلدانها ميكند چون معتقد است املاح آب برنج باعث درخشاني بلور و تغذيه گياهان ميشود.
من ايمان دارم اگر نسل پدربزرگ و مادربزرگها در همين سالها با اين همه انواع مختلف انرژي زندگي ميكردند باز هم در مصرف بهترين الگو بودند چون تصور ميكنم رفتارهاي مصرفي صحيح آنها ريشه در كمبودها و تنگناهايي دارد كه آنها تجربه كردهاند. شما تجربه بازديد از خانههاي قديمي با تلمبههاي آب را داشتهايد؟ اگر چنين تجربهاي نداشتهايد بايد توضيح بدهم كه در خانههاي قديمي آب لازم براي شست و شو، استحمام و نظافت خانه از چاه تأمين ميشده است به همين دليل هر روز يك نفر مسئول رساندن آب قابل آشاميدن آن هم در ازاي پرداخت پول به خانهها بوده است.
همه اينها را گفتم تا بگويم نسل قبل از ما چون آب آشاميدني و پاكيزه براي خوردن در اختيار نداشتند از همان روزهاي كودكي فرهنگ استفاده صحيح از آب را ياد ميگرفتند و به بچههاي نسل بعد هم مديريت مصرف و زندگي صحيح را ياد ميدادند اما از يك دورهاي به بعد ما ثابت كرديم كه به فراخور تغيير شرايط زندگي و وفور بعضي امكانات عنان كنترل زندگي و ميزان مصرف را از دست ميدهيم.