به گزارش خبرنگار ما، دو سال قبل مأموران پليس تهران از مرگ مشكوك زني به نام نازنين در خانهاش با خبر و در محل حاضر شدند. همسايه نازنين كه پليس را از حادثه باخبر كرده بود، گفت: ساعتي قبل در خانه بودم كه مردي زنگ زد و گفت نازنين حالش بد شده است. من آن مرد را نميشناسم و قبلاً هم او را نديده بودم. به هر صورت، خودم را به بالين نازنين رساندم و ديدم كه نفس نميكشد. بعد هم با اورژانس تماس گرفتم و فهميديم كه او فوت شده است. بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، كارآگاهان از مردي كه همسايه را از وضعيت نازنين باخبر كرده بود، تحقيق كردند. نيما گفت: من سه دانگ از خانه و ماشين نازنين را خريده بودم. روز حادثه هم براي انجام كارهاي بانكي به خانهاش رفته بودم كه ناگهان حالش بد شد. من هم از همسايه او كمك خواستم. مأموران بعد از آن، از دختر نازنين تحقيق كردند. او گفت: ماجراي فروش خانه و ماشين صحت ندارد و نيما دروغ ميگويد. مادرم از مدتي قبل كه پدرم فوت شد تنها زندگي ميكرد. نيما خودش را قاضي دادگستري معرفي كرده بود و مادرم ميخواست از او مشاوره بگيرد. كارآگاهان پس از آن درباره نيما دست به تحقيق بيشتر زدند و متوجه شدند او درباره خريد خانه و ماشين نازنين هيچ مدركي ندارد. مأموران همچنين متوجه شدند نيما چند شركت را به ثبت رسانده و با زني به نام بهناز شريك است. بهناز زنان مجرد را شناسايي و به نيما معرفي ميكرد. نيما هم زنان را به بهانه سرمايهگذاري فريب ميداد و از آنها كلاهبرداري ميكرد. در حالي كه بررسيهاي پليس ادامه داشت، كارشناسان پزشكي قانوني اعلام كردند نازنين به علت ضربهاي كه به جمجمهاش اصابت كرده دچار خونريزي داخلي و فوت شده است. پس از آن چند زن به اتهام كلاهبرداري عليه نيما شكايت كردند و گفتند اين مرد با وعده ازدواج آنها را فريب داده و كلاهبرداري كرده است. يكي از شاكيان گفت: نيما مرا فريب داد و خواست خانهام را به نامش كنم تا بچههايم نتوانند مرا از خانهام بيرون كنند. شاكي ديگري گفت: وقتي با نيما آشنا شدم پيشنهاد داد برايم وام ميگيرد. بعد هم خواست مبلغ وام را به او بدهم تا سرمايهگذاري كند و به من سود بدهد.
تحقيقات پليسي نشان داد كه نيما با معرفي كردن خودش به عنوان قاضي، وكيل دادگستري و پزشك طعمههاي خودش را فريب داده و از آنها كلاهبرداري كرده است. وي در حالي كه علاوه بر كلاهبرداري با اتهام قتل نيز مواجه شده بود، بازداشت شد. او اتهام قتل را انكار كرد و توضيح داد: وقتي با نازنين آشنا شدم تصميم گرفتم از او كلاهبرداري كنم. روز حادثه به خانهاش رفتم و سر اين موضوع با هم مشاجره كرديم. بعد هم او را هل دادم كه سرش به پايه صندلي خورد و روي زمين افتاد. من هم ترسيدم و سراسيمه از همسايه كمك خواستم. بعد از كامل شدن تحقيقات، بازپرس نيما را به اتهام قتل عمد مجرم شناخت و كيفرخواست عليه وي صادر و پرونده براي رسيدگي به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. نيما به زودي به اتهام قتل عمد و كلاهبرداري پاي ميز محاكمه حاضر ميشود.