سرهنگ قاسم سبزعلي، فرمانده يگان حفاظت سازمان جنگلها به «ايسنا» گفته است: تشكيل پروندههاي قضايي در سال 92 كه شامل زمينخواري، قاچاق چوب و فرآوردههاي جنگلي و تخريب است نسبت به سال 91 در مجموع 8 درصد افزايش داشته كه با توجه به وضعيت تورم و موضوعات پيرامون، تصرف زمين سال 92، يك تا 5 درصد افزايش يافته است. همچنين حريق در جنگلها نيز در سال گذشته 30 درصد نسبت به سال قبل خود افزايش داشته است.
وي در ادامه با بيان اينكه بيشتر پروندههاي مربوط به زمينخواري شامل افراد حقيقي ميشود، اظهار ميدارد: پروندههاي زمينخواري كه بيش از 15 سال به طول انجاميده وجود دارد؛ چراكه برخي از افراد داراي سند مالكيت هستند و هنوز نسبت به ابطال آن اقدام نكردند و بعضاً با اقداماتي از قبيل كاشت درختان درصدد تصرف برميآيند.
هشدارهاي فرمانده محترم يگان حفاظت سازمان جنگلها، ذكر و بازگويي چند نكته كه بارها در روزنامه جوان روي آنها تأكيد و تصريح شده را ضروري مينمايد.
به نظر ميرسد مشكل جنگلها در ميان انبوه بحرانهاي زيستمحيطي كه امروزه كشور با آن مواجه است، آنگونه كه بايد جدي گرفته نشده است. چراكه تنها با نگاهي به آتشسوزيهاي تابستان گذشته اين الزام و التزام به صورت جدي حس ميشود كه بايد براي جلوگيري از رخداد فجايعي بدتر، متوليان محيطزيست با تمام توان به ياري جنگلها بشتابند. اما با كمال تأسف اقدامات انجام شده هنوز نتوانسته گرهگشا باشد و تا حد قابلتوجهي به مقابله با تخريبگران و متجاوزان بپردازد.
اما مشكل اصلي جنگلها كه برخي از كارشناسان از آن به عنوان پديده « جنگلزدايي و بيابانزايي» ياد كردهاند، با گراني ملك و زمين كليد خورد و كانون اين فاجعه شمال كشور بود. به اين مفهوم كه متخلفان در بسياري از روستاهاي همجوار جنگلها، با تطميع روستاييان اين كار غيرانساني را آغاز كردند.
طبق اعترافات اهالي يكي از روستاهاي همجوار جنگل نور هر خانوار روزانه پنج درخت قطع ميكرد. سال گذشته يكي از اهالي در تشريح اين فاجعه به رسانهاي گفته بود كه ما قبل از قطع درختان، پاي آنها اسيد ميريختيم و پس از سه روز درختاني را كه با اسيد ريشه آنها كاملاً خشك شده بود، قطع ميكرديم و از آن جايي كه اسيد به سرعت كل درخت را خشك ميكند، پس از قطع درختان آنها را با تبر خرد ميكرديم و پس از آنكه چوبهاي شكسته را بار وانت ميكرديم، آنها را به مشتريان خود ميفروختيم.
حال شما تصور كنيد در روستايي كه به طور ميانگين تنها 20 خانوار داشته باشد و هر خانوار روزانه پنج درخت قطع كند، در هر روز 100درخت جنگلي قطع ميشود. حال بماند اينكه در محدوده هر روستا چقدر در هر روز جنگلزدايي و هر روز سايه چند درخت در يك شهر و يك منطقه از سر اين آب و خاك كم ميشود؟
ضمن آنكه نبايد فراموش كرد روش موازي ديگري كه عموماً زيادهخواهان و ويژهخواران در رأس اين فجايع دنبال ميكنند، آتشسوزي جنگلهاست. در سال گذشته آتش سوزي جنگل و مراتع در شهرهاي مختلف منطقه شمال كشور، بانه، مريوان، آتشسوزيهاي سريالي كهگيلويه و بوير احمد، مراتع كلگان كوه خامي، شيراز، جنگلهاي بلوط غرب كشور و موارد ريز و درشت ديگري كه بنا بر اظهارنظر كارشناسان تقريباً تمام موارد آتشسوزيها فردمحور و تعمدي بودهاند هم آفت بسيار بزرگتري است كه به جان جنگلها افتاده است و همتي ديگر و توجه ويژه دولت را ميطلبد!