اگر نگاهي گذرا به اطرافيان، همسايگان، دوستان و آشنايان خود بيندازيم، بدون شك زن و شوهرهايي را خواهيم ديد كه با وجود اينكه پنج بچه قد و نيم قد دارند اما اصلا از وضعيت اقتصادي كشور، دغدغههاي حاكم بر خانه و سختيهاي مربوط به بزرگ كردن فرزندانشان گلهمند نبوده و هميشه شكرگزار درگاه خداوند هستند. اين افراد و چنين خانوادههايي به ديگران انرژي وصفناپذيري ميدهند و چقدر خوب ميشود اگر ما هم فرزند بيشتر، زندگي شادتر را نه در حد شعار بلكه در واقعيت بپذيريم و چنين افراد و خانوادههايي را الگوي خود و خانوادههايمان قرار دهيم. به همين بهانه و به منظور دانستن هرچه بيشتر در مورد اين سبك از زندگي با دكتر امانالله قرايي مقدم جامعهشناس و استاد دانشگاه به گفتوگو نشستيم كه در ادامه ميخوانيد.
سرپرستهاي خانوادههاي پر جمعيت از اعتقادات و باورهاي قوي برخوردارند. خانوادههايي كه با وجود داشتن چند فرزند باز هم سعي در فرزندآوري هرچه بيشتر دارند جزو خانوادههايي با باورها و اعتقاداتي قوي هستند، به طوري كه اعتقادات مذهبي آنها اصلا به صورت ظاهري نيست و اين افراد عميقا و از صميم قلب وجود خداوند را مهمتر از هرچيز ديگري دانسته و به صفت روزي دهنده بودنش ايمان دارند، بنابراين راضي هستند به رضاي خداوند و هر آنچه را كه دارند از خداوند متعال ميدانند. اين خانواده حتي كودكي كه به تازگي پا به جمع آنها باز كرده را هديهاي الهي ميدانند و اعتقاد دارند كودك تازه وارد قطعا رزق و روزي خود را به همراه خود خواهد آورد. آنها به ماديات اهميت نداده و هزينههايي را كه بعد از فرزندآوري بر دوششان تحميل ميشود را جدي نميگيرند و حرص و ولع را از خود دور ميكنند، پس در چنين خانوادههايي دليلي بر نگراني پدر و مادر خانواده و غلبه ترس بر آنها از افزايش تعداد كودكان خود وجود ندارد.
مقام معظم رهبري آيتالله خامنهاي در بيانات ارزشمند خود مسئله فرزندآوري را امري جدي شمردهاند و آن را از مجاهدتها و وظايف خطير زنان جامعه دانستهاند و بارها روي اين مسئله حياتي و بحث افزايش جمعيت تأكيد كردهاند. بنابراين دولت هم بايد با توجه به هشدارهاي رهبر عظيمالشان انقلاب به منظور جلوگيري از پيري جمعيت و كاهش نيروي انساني جوان كشور تمهيداتي انديشيده و برنامه تنظيم خانواده را اصلاح كند.
از جمله اقداماتي كه دولت در گام اول بهتر است در دستور كار خود قرار دهد افزايش يارانه خانوارهاي پر جمعيت است. عادلانه نيست خانوادهاي كه مسئوليت رشد و پرورش پنج فرزند را عهدهدار است با فردي كه داراي املاك و دارايي زياد و بلااستفادهاي است از يارانهاي برابر برخوردار باشد.
به نظر من مسئله افزايش جمعيت در نسل جديد به مرور زمان كمتر صورت ميگيرد چراكه ذهن، انديشه و طرز تفكر نسل جديد ما تغيير كرده و آنها به بچه آوردن فكر نميكنند. يعني به جاي اينكه به بركت و حسن اين عمل فكر كنند، به مشكلات مربوط به آن از جمله اشتغال و موارد ديگر فكر كرده و براي هزينههاي آينده فرزند و مسائلي همچون مسكن، ازدواج و... چرتكه مياندازند. نسل جديد مدام نگران امور آينده فرزندي كه هنوز به دنيا نيامده هستند و عمل فرزندآوري و تعداد فرزندانشان از طريق انتخاب پيش ميرود نه اتفاق به طوري كه ديگر زن خانواده زير بار فرزند زياد نميرود و زن روستايي هم ديگر حوصله بزرگ كردن پنج فرزند را ندارد. قشر ثروتمند و سرمايهداران را بايد در زمره افرادي خواند كه بيشتر از سايرين راجع به آينده فرزند و مشكلات ناشي از به دنيا آمدن بچه ميانديشند و مدام در اين فكر هستند، به گونهاي كه از توليد نسل، افزايش فرزند در خانواده و همچنين از خانوادههاي پر جمعيت فرار ميكنند كه اين موضوع از لحاظ جمعيتشناسي درست و مطلوب نيست.
خداوند در آيه 233 سوره مباركه بقره ميفرمايد: وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ- «و مادران اولاد خودشان را دو سال تمام شير دهند، براى آنكه بخواهد تمام شير دهد و روزى و جامه مادران به اندازه معروف بر كسانى است كه فرزند براى آنها زاييده شده، هيچ نَفْسى جز به اندازه گنجايش و طاقت او تكليف نمىشود، مادر به فرزندش زيان نرساند و آنكه فرزند براى او زاييده شده (يعنى پدر) نيز به فرزندش زيان وارد نكند و بر گردنِ وارثِ پدر نيز همين وظيفه است، پس اگر از روى تراضى و مشورت پدر و مادر اراده فصال نمودند باكى بر آنها نيست و اگر بخواهيد براى فرزندانتان دايه بگيريد كه آنها را شير دهند بِزه(اى) بر شما نيست هر گاه تسليم كنيد به اندازه و معروف آنچه دادهايد و از نافرمانى خدا بپرهيزيد، به درستى كه خدا به آنچه مىكنيد بيناست.»
اين آيه از مفهومي عميق و پرمحتوا برخوردار است. اينكه اگر خانواده از موضع سلامت يا از لحاظ اقتصادي دچار زيان شده و پدر و مادر زير فشارهاي مختلف مالي قرار خواهند گرفت صلاح نيست كه بچه به دنيا آورند يعني پدر در فقر يا مادر بيمار باشد. مسلماً اين باروري موجب تشديد بيماري مادر شده و سلامتي او را به خطر مياندازد.
علم پزشكي ثابت كرده است كه يك زن به ازاي باروري به مدت 20 سال، توان به دنيا آوردن هفت بچه و به ازاي 15 سال پنج بچه را خواهد داشت، لذا اين آيه شريفه تئوري حد متناسب جمعيت كه امروزه مورد قبول تمامي جمعيتشناسان واقع شده را در نظر گرفته است. فراموش نشود جمعيت بايد در حدي باشد كه همه افراد از آموزش و پرورش، بهداشت، اشتغال، رفاه اجتماعي و... در حد مطلوب و قابل قبولي برخوردار باشند، به طوري كه نه زياد باشد نه كم. وضع اقتصاد كشور بايد همواره از وضعيت و ميزان جمعيت بهتر باشد.
امروزه آنچه به عنوان دغدغه رهبر معظم انقلاب مطرح گرديده برآيند تغيير ذهنيت فكري و فرهنگي زنان و مردان خانوادهها نسبت به فرزندآوري است، لذا اين معضل بايد هرچه سريعتر با كمك مواردي همچون اميد به آينده و بالا بردن شادي و نشاط در جامعه و توجه به سنن و اعتقادات كه از عوامل تاثيرگذاري هستند برطرف شود.