کد خبر: 647816
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۰
در تكريم سالروز ارتحال آيت‌الله العظمي سيد عزالدين حسيني زنجاني

 

ما در محيط خانواده بيشتر با ايشان مأنوس بوديم، مفاهيم عالي اسلامي را از لابه‌لاي گفت‌وگوهاي معظم‌له با تسلطي كه بر روايات اهل بيت (ع) داشتند با ادعيه ماثوره از اهل بيت(ع) به ويژه صحيفه سجاديه كه شب و روز حليف ايشان بود به دست آورديم. آن مفاهيم بلند را كه تقريباً مي‌توان گفت در گفته‌هاي عادي ايشان هم موج مي‌زد، يافتيم. ايشان فرازهايي از ادعيه و روايات اهل بيت (ع) را بيان مي‌كردند و حتي گاهي اوقات مطالب ادعيه را با چاشني شعر هم ممزوج مي‌كردند، مخصوصاًً اشعار مولوي كه براي ما بسيار آموزنده و جالب بود و لذا ما احساس مي‌كرديم كه آن خطوطي كه ايشان در رابطه با اسلام ارائه مي‌كنند با آن چيزهايي كه در بيرون مشاهده مي‌كنيم، فرق كلي دارد.

ايشان قبل از انقلاب از علمايي در بلاد زنجان بودند كه از ابتدا همراه حضرت امام- ‌رضوان‌الله تعالي عليه- بوده و بر اساس همين همراهي در سال42 با برخي از علما به زندان افتادند و اين مبارزات تا سال 51 ادامه داشت تا اينكه در سال 51 ، به خاطر برگشت شاه از اپك (كه موفقيتي در آن زمان براي ايران به حساب مي‌آمد)، خيلي‌ها به استقبال او رفتند كه عده‌اي از آن‌ها هم روحاني‌نماها بودند كه از زنجان هم عده‌اي شركت كردند. معظم‌له علناً در مسجد جامع شهر زنجان مباحثي را در انتقاد به اين افراد ايراد كردند و اين سخنراني مبنايي بر اقامت اجباري ايشان در شهر مشهد شد. معظم‌له در آن جلسه، هم از اين روحاني‌نماها انتقاد كردند و هم هر حركت اسلامي كه آن زمان در رابطه با دفاع از اسلام مطرح مي‌شد را تأييد مي‌كردند.

ايشان از سال 51 كه در شهر مشهد ساكن شدند سه درس را به طور مرتب القا مي‌كردند كه من در آن دروس هم شركت داشتم. يك جلسه درس تفسيري بود كه هر هفته گفته مي‌شد كه اين درس تا اين اواخر هم ادامه داشت، شايد نزديك 25 سال اين جلسه ادامه داشت. دو جلسه ديگر هم فقه و اصول بود كه ما در آن دروس شركت مي‌كرديم و مرتب هشت سال در محضر ايشان در اين جلسات استفاده برديم. البته در اين ميان گاهي اوقات متون فلسفي را هم تدريس مي‌فرمودند، مثل«شرح منظومه» حاج ملاهادي سبزواري، «نهايه الحكمه» علامه طباطبايي را نيز گاهي اوقات تدريس مي‌كردند، البته اين دروس در حاشيه بود و آن كه جزو دروس اصلي بود همان سه درس تفسير، فقه و اصول بود، مخصوصا مسئله تفسير.

ابوي مي‌فرمودند تمام اسفار را ما در محضر حضرت امام - رضوان‌الله تعالي عليه‌- خوانديم، الا مباحث جواهر و اعراض. ابوي مجذوب اخلاق امام‌خميني بودند، از اين نظر كه شاگرد‌پرور بودند. ايشان مي‌فرمودند زماني كه امام احساس مي‌كرد كه ما يك طلبه درسخوان هستيم، ما را ‌تر و خشك مي‌كرد و يكي از مصاديقش اين بود كه ابوي مي‌گفتند كه دچار مرض حصبه شدم و آن زمان هم آنتي‌بيوتيك و اينها كشف نشده بود و حصبه خيلي‌ها را مي‌برد. ايشان مي‌فرمودند كه امام هر روز به من سرمي‌زد و مي‌آمد داروها را كنترل مي‌كرد. ايشان تعبيرشان اين بود كه اگر پدر من آن جا بود، بيشتر از ايشان به من رسيدگي نمي‌كرد و حتي مي‌فرمودند يك روز طبيب كه براي مداوا مي‌آمد، بر سر بالينم نيامده بود. امام كه آمدند ديدن من، پرسيدند امروز آمد يا نيامد؟ البته او هم در منطقه دوري بود. امام ناراحت شدند كه چرا نيامده و گيوه‌شان را كشيدند تا تند به دنبال او بروند. ابوي فرمودند تا اين حد امام ما را شرمنده الطاف خودشان مي‌كردند و اين هم جز اين نبود كه ما يك طلبه درسخوان هستيم و مي‌خواستند خدمت كنند، يعني خلوص نيت بود. ابوي اين صحنه‌ها را مكرر نقل مي‌كردند، خيلي تحت تأثير اين عوامل امام بودند. ابوي مي‌فرمود كه امام خيلي آن زمان درس اخلاق مي‌گفتند و ما شركت مي‌كرديم نه به طور مرتب خلاصه ابوي از اين مبادي و مباني اخلاقي كه ايشان داشتند و همچنين قدرت تسلط بيان در مطالب خيلي تعريف مي‌كردند.

سعي ايشان در ارائه مكتب، فرمايش پيغمبر بود كه «بشروا و لا تنفروا» ايشان حتي اين مسئله را يكي از قرائن فهم روايات مي‌دانند. شأن نزول اين آيه اين است كه پيغمبر (ص) از اصول جنگي هم استفاده مي‌كردند و گروه‌هاي پارتيزاني تشكيل مي‌دادند و وقتي هوا گرگ و ميش بود آنها را به جنگ مشركان مي‌فرستادند. وقتي اينها را ادعا مي‌كردند، مي‌فرمودند: «بشروا و لاتنفروا»، يعني چهره زيباي اسلام را به مردم نشان دهيد، بچه‌ها را نكشيد، با زن‌ها كار نداشته باشيد و با آن رؤسايي كه عناد دارند، با آنها درگير و گلاويز شويد و هر روز اين عبارت را به همه مي‌فرمودند.

فرمايش پيغمبر است كه من به ديني مبعوث شدم كه هم آسان است و هم زيبا. پدر خيلي به اين زيبايي‌ها تكيه مي‌كردند و اين خيلي مهم است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها