به گزارش خبرنگار ما، عصر روز جمعه، 19 ارديبهشت ماه رهگذراني كه در حال عبور از خياباني در حوالي بلوار آفريقا بودند با شنيدن فرياد «آي دزد» كه از كوچهاي بن بست بلند شده بود، خود را به محل رساندند. شاهدان با ديدن دختري جوان كه تلاش ميكرد مانع فرار دزد شود به كمك او شتافتند و دزد را دستگير كردند. متهم كه با گريه به دخترجوان و مردم التماس ميكرد او را رها كنند سرانجام به مأموران كلانتري 103 گاندي كه با تماس مردم در محل حاضر شده بودند تحويل شد. يكي از شاهدان به پليس گفت: در حال عبور از خيابان بودم كه صداي كمكخواهي دختر جواني را شنيدم و به كمكش رفتم. دختر جوان در حالي كه متهم قصد فرار داشت مانع او شده بود. بلافاصله همراه دو نفر ديگر متهم را دستگير كرديم. شاكي هم در توضيح ماجرا گفت: با ماشينم در حال عبور از خيابان آفريقا بودم و ميخواستم به خانه يكي از دوستانم بروم. چون براي اولين بار به آن محل رفته بودم، براي پرسيدن آدرس كنار خيابان توقف كردم. همان لحظه موتوري با دو سرنشين كنارم توقف كرد. وقتي شيشه ماشين را پايين كشيدم تا از آنها آدرس بپرسم، ترك نشين از موتور پياده شد و به طرف در ماشين من آمد. ابتدا فكر كردم قصد دارد مرا راهنمايي كند، اما گوشي گرانقيمتم را از روي صندلي برداشت و همراه همدستش فرار كرد. تنها چيزي كه به ذهنم رسيد اين بود كه سارقان را دنبال كنم و گوشيام را پس بگيرم. به خاطر همين با ماشينم به تعقيب آنها پرداختم. سارقان وقتي متوجه شدند كه من در تعقيب آنها هستم به سرعتشان افزودند و سعي كردند به طرف خيابانهاي فرعي بروند اما به تعقيب ادامه دادم تا اينكه آنها با موتورسيكلتشان به كوچه بنبستي رفتند. وقتي وارد كوچه شدند، دور زدند تا از دستم فرار كنند اما با ماشين راهشان را بستم و آنها با موتورشان روي زمين افتادند. زماني كه از روي زمين بلند شدند، از ماشين پياده شدم و راهشان را سد كردم. دو نفري به من حمله كردند، اما مقابلشان مقاومت كردم و توانستم يكي از آنها را بگيرم و از مردم كمك بخواهم اما راننده موفق به فرار شد. متهم نيز در بازجوييها در حالي كه گريه ميكرد، گفت: من سابقه سرقت ندارم و اين اولين باري بود كه با دوستم دست به سرقت زدم. وي ادامه داد: ساعتي قبل دوستم با موتورسيكلت به در خانه ما آمد و از من خواست تا در خيابان دور بزنيم. با موتور به منطقه شمال تهران آمديم و در حال چرخيدن بوديم كه شاكي از ما آدرس پرسيد. در اين لحظه دوستم گفت كه تلفن همراهش گرانقيمت است و مرا وسوسه كرد تا آن را سرقت كنم. من هم به بهانه اينكه به او آدرس بدهم به ماشينش نزديك شدم و در يك چشم به هم زدن موبايلش را از داخل ماشين قاپيدم. ما فكر ميكرديم شاكي چون دختر است جرئت ندارد با ما درگير شود اما او با شجاعت ما را تعقيب كرد و آخرش هم در كوچه بنبستي مرا گرفتار كرد. بعد از تشكيل پرونده متهم براي تحقيقات بيشتر به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسراي ناحيه 34 جنايي در اختيار كارآگاهان پايگاه سوم پليس آگاهي قرار گرفت. مأموران در تلاشند تا هر چه زودتر همدست اين سارق را دستگير كنند.