
با وجود اينكه ليبي از زمان دخالت نظامي ناتو همواره با بيثباتي و هرج و مرج سياسي و امنيتي روبهرو بوده اما دور جديد تحولات اين كشور هفته گذشته زماني خبرساز شد كه يك سرلشكر بازنشسته ارتش به نام خليفه حفتر بدون كسب اجازه از دولت مركزي نيروهاي تحت امر خود را كه مجهز به هواپيما و هليكوپتر بودند عليه نيروهاي انصارالشريعه در بنغازي به كار گرفت كه در جريان آن بيش از 200 نفراز طرفهاي درگير كشته و زخمي شدند. همچنين تعداد ديگري از نيروهاي تحت امر وي براي بازداشت انصارالشريعه در پارلمان اين كشور به مجلس اين كشور حمله كردند و رئيس مجلس را نيز براي مدتي به اسارت گرفتند. وي اتهام دولت موقت مبني بر تدارك كودتا عليه دولت را رد كرد و حمله عليه نيروهاي انصارالشريعه را خواسته مردمي اعلام كرد. اما سؤال مهم اين است كه اقدامات خودسرانه خليفه حفتر آنگونه كه اعلام شده واقعاً از احساس مسئوليت وي در قبال ناامنيهاي منسوب به گروههاي اسلامي از جمله انصارالشريعه منبعث شده كه در هفتههاي اخير سير صعودي به خود گرفته و با كاهش صدور نفت ليبي فشارهاي اقتصادي و اجتماعي را افزايش داده است؟ يا اينكه وي تنها در اين ميان يك مجري و بازيگر بوده و نقشه اين اقدامات در جاي ديگر طراحي شدهاست؟
نشانههاي دخالت ناتو و امريكا
دلايل و نشانههاي زيادي ميتوان يافت كه نشان ميدهد چگونه اقدام خودسرانه سرلشكر خليفه حفتر در مبارزه عليه گروههاي مظنون به همكاري با القاعده ميتواند به دغدغهها و دل نگرانيهاي غرب و ناتو در ليبي پاسخدهد.
يكي از اين نشانهها و دلايل اين است كه غرب انتظار داشت بحران سوريه به گونهاي پيش رود كه نيروهاي القاعده از سراسر جهان از جمله از خود كشورهاي غربي براي كمك به همكيشان خود به جنگ سوريه بروند تا در آنجا به دست ارتش سوريه و همپيمانان آن كشته شوند تا از اين طريق اين كشورها با يك تير دو نشان بزنند. هر چند در خلال دو سال اول بحران سوريه اين انتظار تا حدودي قابل تحقق بود اما از زماني كه ورق تحولات در سوريه برگشته و ارتش سوريه بر مخالفان مسلح و تكفيريهاي وارداتي غلبه يافته احتمال بازگشت تكفيريها به زادگاه خود افزايش يافته است كه اين مسئله كشورهاي غربي را بيش از پيش نگران كرده است. تا چندي پيش اين كشورهاي اروپايي بودند كه به لحاظ نزديكي جغرافيايي به خاورميانه از اين مسئله احساس خطر ميكردند اما امريكا نيز با تأخير به اين مجموعه پيوست به گونهاي كه در گزارش سالانه وزارت امور خارجه امريكا اوضاع كنوني سوريه از لحاظ تقويت گروههاي تروريستي به اوضاع افغانستان زمان طالبان تشبيه شد و در پي آن رئيس افبيآي هم به احتمال حملات مشابه 11 سپتامبر در آينده هشدار داد و متعاقب آن امريكا به تبليغات گسترده در خصوص افتتاح موزه حاوي آثار و قطعات اجساد باقيمانده از حملات 11 سپتامبر دست زد كه اين نشان ميداد امريكا دارد افكار عمومي داخلي خود را براي يك دخالت نظامي جديد در خارج از مرزها آماده ميكند. در ابتدا تصور ميشد كه امريكا با توجه به تلاش دولت سوريه براي برگزاري انتخابات رياست جمهوري بدون توجه به مخالفتهاي خارجي احتمالاً مقر تجمع گروههاي تروريستي در سوريه را مورد هدف قرار خواهد داد اما از آنجا كه اين گروهها همچنان از حمايت عربستان به عنوان يكي ديگر از متحدان امريكا برخوردار هستند لذا ظاهراً امريكا در اينباره دست نگه داشته و همچنانكه از قرائن و شواهد برميآيد مقابله با گروههاي سلفي وابسته به القاعده در ليبي (و ساير مناطق آفريقا از جمله نيجريه با توجه به ربايش دختران يك مدرسه توسط بوكوحرام) در اولويت قرار گرفته است.يكي از نكات قابل توجه و تأمل در اين زمينه اين است كه نيروي دريايي امريكا از چند روز قبل از حمله سرلشكرخليفه حفتر به مقر انصارالشريعه در بنغازي 200 تن از تفنگداران دريايي خود موسوم به نيروي ويژه «واكنش در برابر بحران» را از اسپانيا به جنوب ليبي منتقل كرد تا در صورت حمله به سفارت امريكا سريعاً وارد عمل شوند تا حمله سال 2012 به كنسولگري اين كشور در بنغازي كه به كشته شدن سفير آن انجاميد تكرار نشود.
از طرف ديگر ناامنيهايي كه گروههاي گريز از مركز همچون انصارالشريعه در هفتههاي اخير به اشكال مختلف از جمله ربودن ديپلماتها و بخصوص با استقرار در مراكز توليد و صدور نفت ايجاد كردهاند براي عموم كشورهاي غربي اعم از امريكا و اروپا نگرانكننده است. زيرا اين ناامنيها صدور نفت ليبي را از دو و نيم ميليون بشكه به حدود 200 هزار بشكه كاهش داده كه اين مسئله از يكسو توان دولت موقت ليبي را براي پاسخ به انتظارات فزاينده داخلي كاهش داده - كه البته به صورت سيل مهاجران به سمت اروپا نيز نمايان شده است - و از ديگر سو بهاي نفت را در بازارهاي جهاني افزايش داده است كه اين مسئله نيز دستكم از دو جهت براي كشورهاي غربي نگرانكننده است: نخست اينكه به لحاظ اقتصادي هنوز اغلب كشورهاي غربي با آثار و تبعات بحران اقتصادي چند سال گذشته دست به گريبانند كه در اين شرايط افزايش بهاي نفت بار اضافي بر اقتصادهاي بحرانزده وارد ميكند. دوم اينكه كشورهاي غربي در اقدامي مشترك در صدد اعمال تحريم بر روسيه در قبال حوادث ناشي از بحران اوكراين هستند و با توجه به اينكه روسيه از كشورهاي توليد و صادركننده نفت محسوب ميشود لذا افزايش بهاي نفت به نفع روسيه تمام ميشود و از تأثير تحريمهاي غرب عليه روسيه ميكاهد.
گذشته از اينها ناامنيها در ليبي و ادامه بيثباتي ورود مهاجران آفريقايي را به اروپا از خاك ليبي افزايش داده است. بنا به گزارش سازمان مديريت و همكاريهاي مرزي اتحاديه اروپا در ماههاي ابتدايي سال 2014 ميلادي، تعداد مهاجراني كه وارد سواحل جنوبي اروپا شدهاند، به بالاترين تعداد خود رسيده است. بر همين اساس، از ماه ژانويه تا ماه آوريل امسال، حدود 42 هزار مهاجر شناسايي شدهاند كه اين تعداد در مقايسه با 12400 نفر در مدت مشابه سال 2013 ميلادي، بيش از سه برابر شده است. از حدود 42 هزار مهاجري كه در ماههاي ابتدايي سال 2014 ميلادي وارد اروپا شدهاند، بيش از نيمي از آنها و با افزايش بسيار قابل توجه در مقايسه با سال 2013 ميلادي، به ايتاليا رفتهاند. همچنين بنا به آمار و ارقامي كه دولت ايتاليا منتشر كرده است از ابتداي سال كنوني ميلادي نزديك به 22 هزار مهاجر يا پناهنده با قايقهاي كوچك و بزرگ خود را به سواحل ايتاليا رساندند. اين رقم دو برابر تعداد مهاجران و پناهندگان آفريقايي است كه سال گذشته در همين مدت خود را به سواحل ايتاليا رسانده بودند.
در مجموع آنچه كه از فضاي سياسي حاكم بر منطقه و نظام بينالملل ميتوان دريافت اين است كه ظاهراً كشورهاي غربي از طريق سرلشكر خليفه حفتر به دولت موقت ليبي اولتيماتوم دادهاند كه اگر با انصار الشريعه و گروههاي مرتبط به القاعده برخورد نكنند ناتو و امريكا اين كار را خود انجام خواهند داد.