
هر كسي كه تا حدودي با عالم شعر و شاعري در كشورمان محشور و مألوف باشد ميداند كه سمت و سوي نگاه شعري شاعران شناخته شده داخل كشور كه به نوعي منبعث از تفكرات و القائات قلبي و دروني آنهاست، داراي چه دستهبندي و كيفيتي است.
درست از همان روزي كه عبدالجبار كاكايي به عنوان دبير هشتمين جشنواره شعر فجر انقلاب انتخاب شد ميشد روزها و جشنوارهاي ملتهب و پر حاشيه را به راحتي حدس زد. تا همين چند روز پيش تحليلها و گمانهزنيها جملگي مفروض انگاشته شدند اما پس از شعرخواني چند شاعر در اين جشنواره همه آن پيشبينيها لباس صحت و درستي به تن كردند. اولين تستزني افكار و حساسيت جامعه توسط برخي دوستان با دعوت از يك «شاعر» سياستزده با نام «يدالله رؤيايي» كليد زده شد. هر چند قبل از علني شدن اين دعوت، مسئولان برپايي جشنواره شعر فجر انقلاب گفته بودند كه دايره و وسعت «چند صدايي» در جشنواره امسال بيشتر از سالهاي گذشته است. بنابراين اولين گام متفاوت بودن جشنواره امسال با دعوت از شاعري برداشته شد كه در اشعارش و مصاحبههايش چيزي به اسم وقوع و پيروزي انقلاب اسلامي در كشورمان را دروغ خوانده است. هر چند با افشاگري رسانهها، مسئولان اجرايي و برپايي هشتمين دوره جشنواره شعر فجر انقلاب مجبور به پس گرفتن دعوت خود شدند اما هر عقل سليمي ميتوانست بفهمد كه اين جشنواره شرايط و مؤلفههاي متعددي را براي اتفاقات موج آفرين و التهاب افزا در جامعه با خود به همراه دارد. چه اينكه پوريا سوري يكي از اعضاي كميته اجرايي هشتمين دوره جشنواره فجر آغازگر برخي حواشي ديگر بود. او در مصاحبهاي با يكي از خبرگزاريها گفته بود، «حرف ما هم فقط برگزاري جشنواره شعر فجر نيست، چون ما در اين حوزه مشكلات زيادي با عقبه فكري ارشاد داريم؛ عقبهاي كه سانسور را قانوني ميداند و افراد را حذف ميكند.
جرياني كه عملا دوست ندارد جريان شعر مستقل در كشور حضور داشته باشد، بنابراين من با اين فرضها و با مشورت دوستان و برخي از بزرگان جريان شعر كه موافق حضورم در اين جلسات بودند در اين كميته شركت كردم!» از طرفي ديگر استعفاي اسماعيل اميني و سعيد بيابانكي از عضويت در اتاق فكر اين جشنواره كه ظاهراً به دليل وجود مشغله زياد اتفاق افتاد، برگي ديگر از روند رو به تزايد امكان حاشيهآفريني در جشنواره را محتملتر مينمود. اما وقتي جشنواره شعر فجر رسماً افتتاح شد و جلسات شعرخواني به راه افتاد، اتفاقاتي رخ داد كه همه حاشيههاي قبلي در برابر آنها چيزي نبود! شعرخواني با موضوع تمسخر رئيسجمهور پيشين، متلك انداختن به نظام، گوشه و كنايه زدن به مسئله افزايش جمعيت و پرداختن به يكي از دستگيرشدگان و كشتهشدگان فتنه 88 و البته اينبار نه در لفافه كه كاملاً عريان اتفاقاتي بود كه تنها در دومين روز شعرخواني جشنواره شعر فجر رخ داد. صبح روز سوم هم اين روند ادامه پيدا كرد.
شاعري پشت تريبون رفت و به انقلاب طعنه زد و 30 سال شاعري شاعران انقلاب را زير سؤال برد. نشست پاياني اما آش جشنواره شعر فجر را حسابي شور كرد. شاعري از خوانندهاي لس آنجلسي نام برد و شاعري ديگر كه عضو انجمن شاعران است به نظام طعنه زد و از يكي از سران فتنه نام برد و آرزوي آزادي آنها را كرد و ديگري جشنواره شعر فجر را با جشنواره شعر صلح مقايسه نمود و طبيعتاً آن يكي را از شعر فجر برتر دانست!
در اين ميان و در واكنش به اتفاقات ناميمون رخ داده شده، قادر طراوت پور، دبير اجرايي جشنواره گفته است: «اينكه بعضي شاعراني كه شعر سياه ميخوانند بر ميگردد به روح و روانشان و اگر شاعري ذاتا آدم سياهنمايي باشد هيچ وقت نميتوان او را به سپيده دعوت كرد. شاعر در ارائه اثرش خودش مسئول كار خودش است. اگر كسي شعر سياسي بخواند اولين تبعاتش متوجه خود آن شخص است و تخلفي است كه خود او كرده است. دوماً ما به عنوان وزارت ارشاد وظيفه داريم فضا را براي همه كساني كه ميدانيم شعر ميگويند و جامعه ادبي آنها را ميشناسد، فراهم كنيم. بالاخره وزارت ارشاد بايد اين فضا را براي اهالي ادبيات فراهم كند تا ادبيات بالنده شود!»