
ميگويند خرج كه از كيسه مهمان بود، حاتم طايي شدن آسان است. حالا حكايت مديران فرنس(!) رفته ماست! آنها كه در تمام سالهاي قبل منتقد شماره يك اعزام آدمهاي بيربط به جشنواره كن بودند و مرتب در صفحههاي اجتماعي خود از اين ميگفتند كه چرا بايد چهرههايي بيربط از مراكز سينمايي دولتي و با بودجه بيتالمال جشنواره را بهانهاي كنند براي تفريح و خوشگذراني، امسال خودشان زودتر از همه شال و كلاه كرده و به كن رفتهاند.
جالب اينجاست كه از تمامي ارگانهاي دولتي و شبهدولتي از فارابي و مركز گسترش و انجمن سينماي جوان گرفته تا حوزه هنري و خانه سينما به خرج دولت، نمايندگاني به جشنواره كن فرستاده شدهاند؛ نمايندگاني كه آمار رسمي از 12 نفر بودن تعداد آنها خبر ميدهد اما شنيدهها حكايت از سه برابر بودن تعداد اين نمايندگان دارد. خوشبختانه از خزانهدار يك نهاد سينمايي گرفته تا «دوبرادرون»ي كه بر بخش بينالملل نهادي ديگر حكمراني ميكنند و رئيس مادام العمر(!) نهادي كه خصوصي قلمداد ميشود اما تماماً دولتي است و كنتراتچي نشستهاي نقد و بررسي جشنواره نيز در ميان اين نمايندگان حاضر هستند.
پنج نفر هم زبان نميدانند اما كمترين مشكلي وجود نداردجالب اينجاست اين ليست 30 و چند نفره مسافران را كه بچلاني شايد در نهايت پنج نفر را پيدا كني كه به زبان سليس انگليسي قدرت تكلم داشته باشند و يكي، دو نفر هم فرانسه ميدانند. اما جاي نگراني نيست چراكه اين دوستان مشكل زباني هم ندارند چون بخشي از روز را در غرفه بازار ايران در كن ميگذرانند كه اغلب مراجعهكنندگان آن، ايرانيان آن سوي آب هستند، بخشي را به تماشاي تعدادي از فيلمهاي جشنواره، بخشي را به تناول كردن صبحانه، ناهار و شام كه از جيب سازمان سينمايي و حسابي چرب سرو ميشود و البته مهمتر از هر چيز ديگر بخشي از وقت خود را هم به طبيعتگردي در سواحل اين شهر پرداخته و هرازگاه عكسي يادگاري هم گرفته و روي فيسبوك خود ميگذارند.
تقاضاي ژان لوك گدار از جين كمپيون براي سرو «نون و پنير و سبزي»البته نمايندگان پركارتري هم در اين جشنواره داريم؛ يكيشان كه هر روز تصويري جديد از حضور تمام و كمال خودش در غرفه ايران در كن بر صفحه اجتماعياش ميگذارد هم اوست كه مبدع سرو «نان و پنير و سبزي» براي مهمانان غرفه شده است تا به اين طريق شرايط گفتوگوي فرهنگي ايران و دول غربي را فراهم آورد. ايشان كه به هنگام حضور در سازمان فرهنگي- هنري يك نهاد مهم شهري و البته مؤسسهاي مختص شبكه نمايش خانگي نيز همواره يك پاي ثابت مسافرتهاي خارجي محسوب ميشد، هرچه در آن سفرها درباره علاقهمندي مردمان آن سوي آبها به نانهاي سنتي ايراني از سنگك گرفته تا بربري و تافتون را نُتبرداري كرده بود، امسال در قالب يك طرح ويژه در قالب عرضه رايگان «نون و پنير و سبزي» به مهمانان رو كرده است!
ميگويند در پي طرح ايشان بسياري از فيلمهاي جشنواره رونق خود را از دست دادهاند چراكه اغلب مخاطبان به جاي شركت در سالنهاي نمايش فيلم در صف دريافت اغذيه مجاني از غرفه ايران ميايستند. كار به جايي رسيده كه كارگرداناني نظير «ژان لوك گدار»، «برادران داردن»، «كن لوچ» و «ديويد كراننبرگ» با نگارش نامههايي خطاب به «جين كمپيون» رئيس هيئت داوران جشنواره از وي خواستهاند شرايط سرو «نون و پنير و سبزي» داخل سالنها را فراهم آورد تا نمايش فيلمهاي آنها رونق خود را از دست ندهد!
كنتراتچي دربهدر به دنبال ميكروفنكنتراتچي عزيز هم اين روزها بيكار ننشسته و تا ميتواند به گشت و گذار در غرفه كشورهاي مختلف آسيايي و اروپايي پرداخته و سعي ميكند با زبان ايما و اشاره به صاحبان غرفهها بفهماند كه اگر در كشورشان جشنوارههايي دارند كه نياز دارد به جلسات نقد و بررسي، ايشان قادر است با بهترين كيفيت اين نشستها را برگزار كند! جالبتر اينجاست كه شنيده شده نامبرده ساعاتي پيش از آغاز نمايش فيلم «گريس از موناكو» دربهدر به دنبال ميكروفن بود كه روي سن رفته و به سبك بازي مبتذلي كه در جشنواره وطني به راه انداخت از نيكول كيدمن براي خيرمقدم دعوت به عمل آورد اما انگار كاروان ايراني همه چيز با خودشان به كن برده بودند الا ميكروفن و نتيجه اينكه نامبرده با خاطري مغموم صرفاً نظارهگر فيلم شده است! با اين حال كنتراتچي كه با زبان ايما و اشاره به نيكول قول داده كه امسال حتماً در سالن كداك تياتر هاليوود حاضر شده و قبل از برگزاري مراسم اسكار، با يك ميكروفن روي سن رفته و از ايشان تجليل خواهد كرد! وقتي نيكول از او پرسيده با هزينه چه كسي به كداك تياتر ميآيد، او بادي به غبغب انداخته و گفته معلوم است با هزينه همان صنفي كه رئيس اول و آخرش من هستم!
فعاليت تماماً سينمايي «دوبرادرون»اما در بين مسافران ايراني هستند كساني مثل «دوبرادرون» كه كار سينمايي انجام ميدهند؛ يعني هرازگاه كه از گشتوگذار در كن خسته ميشوند سري ميزنند به غرفه فيلم كشورهاي آفريقايي، آسياي جنوب شرقي و حوزه بالكان و از آنها ميخواهند ليستي از فيلمهاي تك كاراكتره خود كه داستانشان تماماً در دل كوير يا روي كوه يا درون دهكدههاي محروم ميگذرد را در اختيار آنها بگذارند. سپس تعدادي از اين فيلمها را خريداري كرده و براي نمايش در جشنواره فجر به تهران ميآورند! جالب اينجاست يكي از دلايل اينكه كشورهاي محروم آفريقايي نيز در كن غرفه راه مياندازند، درآمد خوبي است كه از فروش آثار تجربي خود به «دوبرادرون» به جيب ميزنند!
دريغ از اينكه چيزي بياموزندشوخي شوخي به كن ميروند، 10 روزي را صفا ميكنند و بعد ميآيند و چنان در وصف دستاوردهاي اين سفر حرف ميزنند كه هر كه نداند گمان ميبرد در هيئت داوران جشنواره حضور داشتهاند اما دريغ از آنكه در اين مسافرت حتي ذرهاي از آداب حرفهاي برگزاري جشنواره را هم بياموزند يا لااقل درباره چگونگي اداره صنوفي كه به مانند ارث پدريشان شده است، اطلاعات جمع كنند. البته از دوستان انتظاري بيش از اين هم نميرود؛ مديري كه زبان برقراري ارتباط را نميداند، طبيعي است كه در اين 10 روز به مانند آدمي گُنگ فقط نظارهگر اتفاقات باشد چه برسد به اينكه بخواهد چيزي بياموزد اما باور كنيد بسياري از چيزها را با نگاه كردن ميتوان آموخت؛ يكياش احترامي است كه در آن سوي دنيا به اصحاب رسانه ميگذارند و مدتهاست از جشنوارههاي وطني دريغ شده است.