
مذاكرات وين4 سرانجام بدون پيشرفت در عرصه نگارش متن توافق جامع به پايان رسيد. منابع آگاه ميگويند كه دو طرف در تمام زمينهها با يكديگر دچار اختلافات جدي بودهاند، از زيادهخواهي امريكا مبني بر محدود كردن موشكهاي نظامي ايران تا بحث و گفتوگو درباره چگونگي محدوديت غنيسازي ايران، رآكتور اراك و. . . كه هر يك از اين موضوعات براي ايران بسيار مهم و حياتي خواهد بود.
مجموعه همين عوامل باعث شد تا مذاكرات اين دور به بنبست برسد، هرچند احتمال دارد تا حدود يك ماه ديگر - كه دور جديد گفتوگوها آغاز ميشود- طرفين با كنار گذاشتن برخي موارد مورد اختلاف، به يك اشتراك نظر براي نگاشتن متن گام نهايي برسند اما در اين ميان آنچه مهم بوده و باعث تشديد نگراني افكار عمومي نسبت به دور بعدي مذاكرات شده، آن است كه «نكند تيم مذاكرهكننده هستهاي» كشورمان تحت تأثير طراحيهاي پيچيده تيم رقيب قرار گرفته و «مقاومت هستهاي» قابل تحسين كنوني را نيمهتمام باقي بگذارد؛ طراحيهايي كه امريكا به كمك متحدانش در دور مقدماتي مذاكرات هم پيادهسازي كرد و با عنوان تقسيم كار فرانسه و امريكا با «پليس خوب و بد» عملياتي شد و تاحدودي توانست به نتايج دلخواه هم برسد.
در دور نخست مذاكرات ايران و 1+5 كه منجر به تنظيم و امضاي متن گام نخست برنامه اقدام مشترك موسوم به توافقنامه ژنو شد، فابيوس وزير امور خارجه فرانسه با نقشآفريني ويژه در سناريوي«پليس خوب و پليس بد»، در حالي كه انتظار ميرفت در دور اول حضور در ژنو اين متن به امضا برسد، توافق را به بنبست رسانده و مراحل امضا و نهايي شدن توافق را به 10 روز پس از اين مذاكرات موكول كرد.
دكترين پليس خوب، پليس بد دكتــريـن پليــس خـوب، پلــيس بــد:Good Cop Bad Cop- با شكست دكترين هويج و چماق، رويكرد غرب تغيير يافت و رنگ و لعاب قانون به خود گرفت: يك قانون جهاني وجود دارد كه ضابط آن «واحد پليس جهاني» است كه اتفاقاً همه اعضاي آن كشورهاي غربي هستند.
اين «كلانتري» جهاني، دو نوع پليس دارد؛ پليس خوب و پليس بد. انگليس، فرانسه و آلمان، به عنوان پليسهاي خوب، در سر «گردنه» گذرگاه جهاني، جلوي اتومبيل ايران را گرفته و تقاضاي نامشروع «تعليق» بدون مدت تحقيقات و فعاليتهاي تكنولوژيك هستهاي ايران را ارائه نمودند. هشدار آنها اين بود: توصيه ما اين است كه به خواستههاي ما تن دهيد، در غير اين صورت دو پليس بد - امريكا و اسرائيل - تا لحظاتي ديگر آژيركشان سر ميرسند و اين «خواسته ها» را به زور به شما تحميل ميكنند.
اما سياست چماق و هويج چه بود؛ با طرح محور شرارت از سوي رئيسجمهور امريكا، دكترين هويج و چماق، همزمان عليه عراق و ايران مطرح شد. مبتني بر اين دكترين، كشور هدف، همچون اسب «وحشي» است كه بايد «رام» شود. هنگام گرسنگي اسب وحشي در بند، او را تطميع نموده و به او «هويج» ميدهند اما با هربار كه آن اسب، بخشي از هويج را ميخورد، يك ضربه شلاق يا چماق بر سر او فرود ميآيد. تكرار اين روند تطميع با هويج و تهديد با چماق تا زمان «رام» شدن آن اسب ادامه مييابد: تا زماني كه «زين» را بر پشت خود بپذيرد و «سواري» بدهد. اين دكترين در مورد عراق صدام حسين در كمتر از 14 ماه به نتيجه نشست اما در مورد ايران مؤثر واقع نشد: چماق در دست امريكا و اسرائيل و هويج در كف اتحاديه اروپا خشكيد.
بازي مشترك كنگره و دولت امريكا در دكترين پليس خوب، پليس بدالبته امريكاييها تنها در مذاكرات هستهاي از رويكرد «پليس خوب، پليس بد» استفاده نكرده و پيادهسازي همين روش را ميتوان در بازي كنگره و دولت امريكا در طول ماههاي گذشته هم به وضوح ديد، در آن مقطع نقش پليس خوب را دولت امريكا و بالاخص وزارت خارجه اين كشور و نقش پليس بد را كنگره امريكا برعهده داشت. در حالي كه دولت امريكا با «وعده» به ميدان مذاكرات پا مينهاد، كنگره با سياست «تهديد» به ميدان مقابله با ايران ميپرداخت- تهديداتي كه تا هماكنون نيز ادامه داشته است.
در توضيح اين رويكرد بايد گفت كه اختلافات بين دولت و كنگره امريكا درباره ايران غيرواقعي است چراكه هدف بالادستي و مشترك بين دو جناح حاكم در امريكا «براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران» به هر قيمتي بوده و تقسيم كار بين مجلس و دولت اين كشور را هم بايد در همين راستا تفسير كرد.
فابيوس همچنان مصر به بازي در نقش پليس بد استهمانطور كه اشاره شد تيم مذاكرهكننده كشورمان بايد با هوشمندي كامل رويكرد فعلي كه همان «مقاومت هستهاي» است را در پيش گرفته و در مقابل بازيهاي تيم غربي منفعل نشده و تحت تأثير آن قرار نگيرد چراكه ظواهر نشان ميدهد احتمال دارد روش پيادهسازي شده در دور مقدماتي مذاكرات هم به وسيله وزير امور خارجه فرانسه در دستور كار قرار گرفته باشد آنگونه كه وي در مصاحبه با واشنگتنپست طي روزهاي اخير گفته است: «موضع ما روشن است؛ انرژي هستهاي صلحآميز آري، بمب اتمي خير. اين كاملاً روشن است. در آن مذاكرات [ژنو 2]، موضع من اين بود كه ما توافق هستهاي را ميخواهيم اما اين توافق بايد محكم باشد. در مرحله اوليه، اين توافق چندان محكم نبود، بنابراين بحث كرديم و به موضعي مشترك رسيديم. ايرانيها اول مخالف بودند اما 10 روز بعد [ژنو 3] برگشتند و پذيرفتند.»
بهعبارت ديگر، فابيوس چنين جلوه داده است كه اگر غرب توانست در ژنو 3 به يك توافق خوب دست پيدا كند كه به قول فابيوس، از شرايط قبل از توافق بهتر است، مديون تلاشهاي شخص او و دولت متبوع او است. در همان زمان كه فرانسويها با اين موضع خود مذاكرات ژنو 2 را به شكست كشاندند، بسياري از تحليلگران بر اين باور بودند كه فابيوس به نمايندگي از لابيهاي صهيونيستي و عربي اجازه حصول توافق را نداده است و برخي ديگر چنين ارزيابي كردند كه فرانسه در نقش پليس بد و در هماهنگي با واشنگتن، در حال تلاش براي كسب امتيازات بيشتر در مذاكرات است.
فابيوس در سؤال بعدي روزنامهنگار واشنگتنپست كه پرسيده بود «پس شما توافق موقت را محكمتر كرديد؟»، اينگونه جواب داد: «اينطور بگويم كه نتيجه نهايي از نقطهاي كه در ابتدا در آن قرار داشتيم، بهتر بود.» هر چند اظهارات كنوني وزير خارجه فرانسه نميتواند پايه و اساس قابل اتكا براي تحليل گفتوگوهاي دور نهايي باشد اما اين دلهره و نگراني را در افكار عمومي ايجاد ميكند كه طرف مقابل باز هم با يك طراحي مشابه آنچه در مذاكرات مقدماتي انجام داد، وارد مذاكرات وين نشده باشد تا با ترفندهايي اينچنيني، تيم مذاكرهكننده كشورمان را مجبور به امتيازدهي بيشتر كرده و عملاً به آنچه اهداف نظام سلطه است برساند.
برهمين اساس اين انتظار از تيم مذاكرهكننده هستهاي وجود دارد كه با استمرار رويكرد«مقاومت هستهاي» در مقابل زيادهخواهيهاي طرف غربي منافع و مصالح نظام را مورد توجه قرار داده و تحت تأثير ترفندهاي طرف غربي قرار نگيرد چراكه ناديده گرفتن برخي از منافع در مذاكرات مقدماتي قابل چشمپوشي بوده است اما در مذاكرات نهايي اين موضوع به هيچ عنوان نميتواند قابل توجيه و پذيرش باشد.
منابع در دفتر روزنامه موجود است