
سخنگـوي كميسيون امنيت ملي مجـلس، جـزئياتي از مـذاكرات هستهاي وين۴ بهخصوص پيشنهـادات ايران و طـرف غـربـي درباره لغو تحـريمهـا را تشريح كـرد.
پس از اتمام مذاكرات وين4 و آغاز مذاكرات طرفين براي تهيه متن توافق جامع، سيدحسين نقويحسيني سخنگوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي در گفت و گويي با خبرگزاري تسنيم جزئياتي از اين مذاكرات و موارد اختلافي ميان ايران و غرب را تشريح كرد.
در اين دوره از مذاكرات وارد تهيه متن توافق نهايي شديم. آقاي عراقچي اعلام كردند كه در بيش از 13 مورد با طرف غربي اختلاف نظر داريم و غربيها نيز اين مذاكرات را خوب ندانستند. ارزيابي شما از مذاكرات وين 4 چيست؟
برداشت ما از مذاكرات اين بود كه غربيها هدفشان اين بود كه از مذاكرات به عنوان دام استفاده كنند(در مذاكره صادق نبودند). تحليل ما اين است كه آنها اينگونه ورود كردند كه به دولت يازدهم با توجه به اشتياقش براي حل مسائل بينالمللي جمهوري اسلامي ايران، پيشنهاد مذاكره دادند. در اين صورت يا ايران ميپذيرد يا نميپذيرد، اگر بپذيرد ما(غرب) مطالباتمان را دنبال ميكنيم و اگر نپذيرد، مشي ما پيروز است و اعلام ميكنيم ايران اهل مذاكره نيست و فشارها و تحريمها را تشديد ميكنيم تا به مقصد خود برسيم. جمهوري اسلامي ايران مذاكرات را پذيرفت و محكم و قاطع به ميدان آمد و مذاكرات را آغاز كرد. غربيها در خلال مذاكرات به اين نتيجه رسيدند كه مطالباتشان تأمين نميشود چون جمهوري اسلامي براي مذاكرات خطوط قرمزي در نظر گرفته و از اين چارچوبها عدول نميكند.
بعد از اينكه غربيها دريافتند ايران از اين چارچوبها عدول نميكند، فشارهاي بينالمللي را در خلال مذاكرات افزايش دادند، يعني پازلي تعريف كردند كه در آن پازل، جمهوري اسلامي ايران وادار شود بخشي از مطالبات آنها را بپذيرد، از جمله طرح مسائلي درباره سيستم دفاعي كشور، بحث موشكهاي بالستيك، گزارش احمد شهيد و. . . در خلال مذاكرات منتشر شد تا به جمهوري اسلامي فشار بياورند. قطعنامه پارلمان اتحاديه اروپا نيز در همين راستا بود. تحريمهاي جديد دولت انگليس و وزارت خزانهداري امريكا، اخراج دانشجويان ايراني از نروژ و اظهارات اخير وزير خارجه كانادا عليه ايران همه در اين پازل بودند و در آخرين مورد هم، قرارداد ايران و آرژانتين در مورد پرونده آميا يكطرفه لغو شد، بنابراين غربيها مجموعهاي از فشارهاي جانبي را عليه جمهوري اسلامي به كار گرفتند تا ايران از آن چارچوب و خطوط قرمز خود عدول كند.
با توجه به اينكه ايران به تعهدات توافق اوليه ژنو عمل كرد و حتي برخي اقدامات داوطلبانه را هم انجام داد، حسن نيت خود را نشان داد و مجموع اين اقدامات، غربيها را به اينجا رساند كه جمهوري اسلامي محكم پاي مذاكرات ايستاده و از خطوط قرمز نيز عدول نميكند، لذا غربيها در مقابل چنين شرايطي قرار گرفتند كه يا بايد مذاكرات را ادامه دهند و از مطالبات و زيادهطلبيهاي خود عدول كنند يا اينكه روي مطالبات و زيادهطلبيهاي خود بايستند و جمهوري اسلامي ايران كه زير بار اين زيادهطلبيها نخواهد رفت، پس فاصله دو طرف زياد خواهد شد.
موارد اختلافي نيز بسيار متعدد است چراكه بخشي از اين موارد به خطوط قرمز ما برميگردد و ما از آنها هرگز عدول نخواهيم كرد و تيم مذاكرهكننده نيز نه عدول خواهد كرد و نه اجازه چنين كاري را دارد و اين تذكر به آنها داده شده است.
موارد اختلافي در مذاكرات وين 4 چه مواردي بود؟
بيشتر روي آب سنگين اراك است و بهرغم اينكه جمهوري اسلامي پذيرفت در الگوي كارخانه اراك تجديدنظر كند اما خواسته آنها تأمين نميشود و درباره اراك مباحث ديگري دارند. آنها آب سنگين اراك را براي ما ضروري نميدانند. آنها با توليد پلوتونيوم در اراك موافق نيستند و در مذاكرات اين مورد را مطرح كردند. طرفهاي غربي حتي روي سيستم دفاعي و موشكي ما بحث دارند در حالي كه ما از ابتدا اعلام كرديم اين موضوع قابل مذاكره نيست اما هنوز آنها روي اين نكته اصرار دارند.
غربيها روي تعداد سانتريفيوژها و كيفيت آنها نيز بحث دارند و حتي روي تعداد سانتريفيوژها در هر كدام از سايتها بحث دارند، اين هم جزو نقاط اختلاف نظر ما با آنهاست. غربيها حتي در مورد تحقيق و توسعه ما مشكل دارند. درباره رفع تحريمها نيز بحث دارند در حالي كه ما يك جدول زماني براي رفع تحريمها پيشنهاد دادهايم، آنها با اين جدول موافق نيستند و جدول ديگري براي خودشان دارند.
بحث غربيها در مورد برداشتن تحريمها چيست؟
آنها حرفشان اين است كه بعد از اتمام مذاكرات، گفتوگوها و توافقات، جمهوري اسلامي تازه به يك كشور معمولي تبديل ميشود كه بايد از آنجا تازه گفتوگوهايش را آغاز كند تا به عنوان يك كشور صاحب فناوري شناخته شود، يعني ما بايد بعد از توافقنامه نهايي حسننيت خود را ثابت كنيم تا آنها طي زمان، تحريمها را يكييكي بردارند. حرف آنها اين است كه اگر مطالبات آنها تأمين شد و جمهوري اسلامي دست از خطوط قرمز خود برداشت، ايران تازه به يك كشور معمولي تبديل ميشود كه قصد دارد فعاليت هستهاي داشته باشد، در اين زمينه مباحث جدي وجود دارد. يكي از موارد مهم اختلاف در مورد نياز ايران به غنيسازي، ميزان آن و سوخت هستهاي است و اينكه چه كسي بايد اين نياز را تشخيص دهد كه به چه حدي نياز داريم. بعد از تشخيص، آيا اجازه بدهند كه خود جمهوري اسلامي تهيه كند يا ديگران براي آن تهيه كنند، يعني مباحثي را مطرح ميكنند كه برخلاف تمام دستاوردهاي جمهوري اسلامي ايران است.
نظر غربيها روي سوخت 20 درصد نيروگاه تهران چيست؟ آيا ميگويند ما نياز شما را تأمين ميكنيم يا اينكه ميگويند اصلاً نيازي به نيروگاه تهران نداريد؟
آنها 20 درصد را نميپذيرند. پيشنهاد غربيها از اول هم اين بوده و تغييري نكرده كه جمهوري اسلامي ايران به سوخت 20 درصد نيازي ندارد و اگر هم نياز داشته باشد ما آمادگي داريم و تأمين ميكنيم و حرفشان از اول اين بوده و تغيير نكرده است. فقط براي رآكتور تهران، سوخت 20 درصد نياز است و باقي سايتها به سوخت 5/3 درصد نياز دارند.
استدلال ايران هم اين است كه ما يك بار اين درخواست را داشتيم و قرار شد كه روسيه و فرانسه اين سوخت را تأمين كنند، روسها غنيسازي كنند و فرانسويها هم ميله سوخت را تأمين كنند اما آنها به تعهداتشان عمل نكردند و ما مجبور شديم خودمان تأمين كنيم. اما اكنون بحث آنها اين است كه جمهوري اسلامي ايران اصلاً نيازي ندارد كه غنيسازي بيش از 5/3 درصد داشته باشد و تازه ميگويند حتي ميزان ذخيره اين غنيسازي را نيز ما بايد تشخيص بدهيم.
با اين وضع كه جلوي تحقيق و توسعه فناوري هستهاي گرفته ميشود. . .
دقيقاً همينطور است، اين موارد جزو خطوط قرمز ماست. ما در مورد هر يك از موارد اختلافي خطوط قرمزي داريم. راجع به فعاليت نسل سوم سانتريفيوژها، دامنه تحقيقاتمان و. . . خطوط قرمز تيم مذاكرهكننده ايراني هستند.
مذاكرات قبلي كه منجر به توافق شد، يكسري لازمهها و خطوط قرمز خاصي داشت كه براي همان دور از مذاكرات تعريف شده بود چراكه ما ميخواستيم توافق اوليه انجام بدهيم، به نظر شما براي توافق جامع خطوط قرمز تغيير ميكند؟
در توافق اوليه برخي از خطوط قرمز ما رعايت نشد اما چون آن توافق يك راستيآزمايي شش ماهه بود، به تيم مذاكرهكننده خيلي ايراد گرفته نشد و كسي هم معترض نشد و بنا هم نبود معترض شويم اما حالا كه بررسي ميكنيم، متوجه ميشويم چه مسائل و اتفاقاتي افتاده است، بنابراين آن را بايد در راستاي سياست راستاييآزمايي بپذيريم تا اين اتفاق بيفتد تا كار پيش رود اما در توافق نهايي ما به هيچ عنوان نميتوانيم اين خطوط قرمز را ناديده بگيريم، به ويژه اينكه اين توافق نهايي بايد به تصويب مجلس برسد و قطعاً مجلس نيز زير بار توافقي كه از خطوط قرمز گذشته، نخواهد رفت. در كل، در شوراي عالي امنيت ملي خطوط قرمز براي تمام موارد تعريف شده است.
در مذاكرات اوليه روي 20درصد وارد مذاكره ميشديم چون اين مهمترين امتياز ما بود در حالي كه وارد شديم و بزرگترين امتيازمان را در همان ابتدا رو كرديم و چيزي هم در قبال آن دريافت نكرديم. اگر جمهوري اسلامي تعليق غنيسازي 20درصد را منوط به رفع كل تحريمها ميكرد، اين امتياز براي ما حفظ ميشد اما امروز آن را از دست دادهايم و دچار اين اشتباه شديم و امروز ديگر نميتوانيم روي 20 درصد با آنها مذاكره كنيم چراكه آن را متوقف كرديم و سوختي را كه در اختيار داشتيم هم اكسيد كرديم.
پيشنهاد ايران در مورد تحريمها در مذاكرات وين4 چه بود؟
ما در اين دور از مذاكرات حرفمان اين است كه در توافق نهايي به محض اجراي توافق كل تحريمها بايد رفع و برداشته شود. بر اساس توافق اوليه و در دوران راستيآزمايي به تعهدات خود عمل كرديم، بنابراين كل تحريمها بايد لغو شود اما آنها (غربيها) نظرشان اين نيست، اولاً بازي جديدي راه انداختهاند و ميگويند كه تحريمها دستهبندي دارد و حتي يك بازه 10 ساله را براي لغو تحريمها پيشنهاد دادهاند.
غربيها ميگويند، بخشي از تحريمها مربوط به مسائل هستهاي، بخشي ديگر براي حقوق بشر، بخشي ديگر براي تروريسم، بخشي ديگر براي بحرانهاي منطقهاي و بخش ديگر تحريمها مربوط به موشكهاي بالستيك است. حالا بايد ببينيم كه كداميك از تحريمها مربوط به مسئله هستهاي است و سپس ببينيم تحريمهاي مربوط به اين حوزه در چه بازه زماني رفع ميشوند، يعني چيزي دست ما را در لغو تحريمها نميگيرد و اين بازي خطرناكي است. بخشي از اختلافات شديد سر همين موضوع است، آنها تحريمها را تقسيمبندي كردهاند و ميگويند كه مثلاً فلان تحريم مربوط به تروريسم است و ربطي به مسئله هستهاي ندارد.
اگر اينگونه باشد هيچ وقت در مذاكرات با 1+5 به نتيجه نخواهيم رسيد؟ چراكه ما هيچ وقت راضي نميشويم در موضوعات غير از هستهاي وارد مذاكره شويم.
برداشت ملت ما اين نبود. استنباط ملت ما اين بود كه بعد از مذاكرات كل تحريمها برداشته ميشود و بعد از مذاكرات تحريمي نداريم، يعني يك معامله بزرگ كردهايم در حالي كه اين يك معامله بزرگ نيست، البته اين نكته را هم متذكر شوم كه تصميم براي گفتوگو و مذاكره، صرفاً تصميم دولت يازدهم يا آقاي رئيسجمهور نبود بلكه اين عزم نظام بود كه ورود پيدا كند و مذاكره كند.
مذاكرات كه پيش از آن هم ادامه داشت و حتي آقاي لاريجاني چندين بار گفتند كه جمهوري اسلامي ايران هيچگاه مذاكرات را ترك نكرده و اين غربيها بودند كه ميز مذاكره را ترك كردند.
ما هيچ وقت ميز مذاكره را ترك نكرديم اما در مذاكرات به خاطر كارشكنيهاي 1+5 و به خصوص امريكا پيشرفتي نداشتيم.