
مذاكرات وين 4 در صورتي كه طبق دستوركار از پيش تعيين شده پيش ميرفت، به آغاز نگارش متني ميانجاميد كه نخستين محورهاي مورد تفاهم طرفين در خصوص گام پاياني توافق جامع را تشريح ميكرد. اما همانند نشست پيش از انعقاد توافقنامه ژنو كه فرانسويها ساز مخالف زدند، اين بار امريكا نقشي را شبيه به آنچه پليس بد خوانده ميشد، بازي كرد. در اين نقش، گفتوگوهاي تخصصي فني- حقوقي در مورد ساختار، عنوان مقدمه متن توافق نهايي نيز تنها به تبادل نظر و ارائه چند پيشنهاد انجاميد بدون آنكه در هيچ يك از محورهاي مذكور توافق بلكه حتي تفاهم حاصل شود. دكتر عراقچي هم تأكيد كرده كه «در قسمت شكلي (متن توافق نهايي) به نگاه مشترك رسيديم كه متن چگونه بايد تنظيم شود و در مورد عنوان نيز يك نگاه مشترك پيدا كرديم». اما اين «نگاه مشترك»، به معناي فراهم شدن «تفاهم» لازم براي تحقق «توافق» نيست. كمااينكه تفاهمات نشستهاي قبلي نيز در اين نشست امكان رسيدن به توافق را پيدا نكردند. گفتني است كه از منظر حقوقي، توافق مرتبط با گام پاياني كه به متن در خواهد آمد، از اصول و اوصاف متن اصلي توافقنامه ژنو تبعيت خواهد كرد. به تعبير ديگر، متن توافقنامه ژنو به عنوان يك سند مادر و چارچوبي خواهد بود كه توافقنامه وين (توافق نهايي كه احتمالاً تا پايان تيرماه جاري در وين نهايي خواهد شد) نيز همانند آن، يك سند سياسي بينالمللي با مجموعهاي از الزامات متقابل و همراه با آثاري بر الزام به تغيير مصوبات تحريمي امريكا و اتحاديه اروپا و همچنين لغو قطعنامههاي شوراي امنيت خواهد بود.
نكته در اين است كه عامل عدم پيشرفت يا پيشرفت غيرمحسوس در ارتباط با نگارش متن توافق چيست؟
نخستين عامل قابل توجه، باقي ماندن اختلاف نظرهاي جدي ميان طرفين است. بر اين اساس، وقتي «توافقي» ميان طرفين وجود ندارد، نگارش متن توافق فاقد موضوعيت خواهد بود. در اين خصوص گفتني است كه تفاهمهايي پيش از اين حداقل در رابطه با چند مورد از موارد موضوعي مربوط به محتواي گام پاياني وجود داشته است. از اين رو، در خصوص اين موارد، نگارش متن امكانپذير بوده و عواملي ديگر سبب عقيم ماندن انتظارات قبلي طرفين در اين روند بوده است. عاملي كه به نظر قابل توجه است، ادراك برخي از طرفهاي مذاكره در مورد حصول توافق و تسريع در آن از مجراي «در تنگنا قرار دادن» ايران است. در اين ميان، رفتارشناسي امريكا به صورت مشخص نشان ميدهد كه اين كشور با تطويل مذاكرات و ايجاد جو رواني خواه در خصوص مسائل هستهاي حساس نظير آينده برنامه غنيسازي ايران يا مسائل غيرهستهاي نظير برنامه موشكي بالستيك و اتهامات راجع به ابعاد نظامي هستهاي، درصدد كاهش زمان تصميمگيري در مورد اين مسائل است. به طوري كه ايران در دقيقه 90 با موجي از فشارهاي داخل و خارج از گروه 1+5 روبهرو شده، امكان تصميمگيري كارشناسي و مورد به مورد در خصوص مسائل مذكور را از دست بدهد. بر اساس اين سناريو، به حداقل رساندن زمان فكر كردن و مذاكره در رابطه با مسائل حساس مذكور، عملاً وضعيتي خلق خواهد كرد كه ايران مجبور خواهد شد ادامه و اصل مذاكرات را با پذيرش خواستههايي بالاتر از مواضع خود و نزديك به ديدگاه طرف غربي، پذيرا شود. در غير اين صورت، بار به هم خوردن احتمالي مذاكرات را به دوش خواهد كشيد. رفتار غيرعادي امريكا در وين 4 يا «عبور از تفاهمات موردي قبلي و گرو گرفتن نگارش آنها با هدف تفاهمسازي بر سر محورهاي مورد اختلاف»، نشانههاي اتخاذ رهيافت مذكور را تأييد ميكند. با اين حال، برخي نيز نمايشي بودن كنش طرفين در اين مذاكرات ميگويند به طوري كه همساني كاملي ميان رويدادهاي واقعي درون اتاقهاي مذاكره، با آنچه در بيرون نمود يافته و برجسته شده، وجود ندارند. به نظر ميرسد با توجه به اينكه اختلاف نظر ميان طرفين در رابطه با موارد مهم «عناصر گام پاياني» همچنان باقي است، نمايشي بودن تعارضها در حد بينتيجه ماندن وين 4، به دور از انتظار است؛ زيرا همچنان تسريع در دستيابي به توافقهاي لازم براي گام پاياني، اولويت مشترك و مورد پذيرش همه طرفهاي مذاكراتي بوده، به بنبست كشاندن مذاكرات مورد تأييد هيچ يك از آنها نميباشد. از اين رو، هرچند تلاش امريكا براي كسب موقعيت بهتر در مذاكرات به گونهاي كه تأثيرگذار جدي بر محتواي توافق بلندمدت آتي باشد، دور از انتظار نيست اما برآورد راهبردي امريكا در اينكه ايران «به هر قيمتي» به توافق تن خواهد داد با تحولات بينالمللي اخير و برجسته شدن خطوط اصلي سياستگذاري هستهاي ايران (به ويژه خطمشي مذاكراتي تعيين شده در بيانات رهبري در روز ملي فناوري هستهاي) دگرگون شده است. بر اين اساس، در تنگنا قرار دادن ايران به طوري كه در دقايق آخر مهلت ششماهه گام اول، رويكرد بازتر و منعطفتري را اتخاذ نمايد، عملاً قابل تعديل و رفع است، زيرا صيانت از حقوق ملي و ذاتي، خط قرمزي است كه رسماً از سوي ايران اعلان شده و اين بايسته اساسي به عنوان معيار بنيادين در ارزشگذاري كاركرد ديپلماسي هستهاي و محتواي توافق نهايي است و از اين رو، براي انطباق خروجيهاي مذاكراتي با آن، ايران تمديد مهلت مذكور بر اساس توافقنامه ژنو را نيز از نظر دور نداشته بلكه مذاكرهكننده ارشد كشور نيز صراحتاً به اين امكان اشاره كرده است. با اين حال، فاصله گرفتن برخي از اعضاي گروه 1+5 به ويژه روسيه از مواضع غرب در نشستهاي اخير هرچند به صورت خزنده و نسبي نيز باشد، موقعيتي جديد و تكرارنشدني خلق نموده كه در اين شرايط حساس مرتبط با تفاهم و نگارش متن تفاهمات، قطعاً ديپلماسي هستهاي بايد با ظرافت از نتايج مثبت آن براي پيشبرد مواضع و حفظ خطوط قرمز خود استفاده نمايد.