کد خبر: 646333
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۹:۳۹
آسيب‌شناسي مسئله خودبرتربيني از منظر اسلام و اخلاق
تا حالا با خودتان فكر كرده‌ايد كه چقدر دور و برمان پر است از علائم هشدار، امر و نهي و تهديد؟ فكر نكرده‌ايد؟! كافي است همين الان سرتان را از پنجره بيرون ببريد و نگاهي به خيابان بيندازيد.
زينب شكوهي طرقي
 تا حالا با خودتان فكر كرده‌ايد كه چقدر دور و برمان پر است از علائم هشدار، امر و نهي و تهديد؟ فكر نكرده‌ايد؟! كافي است همين الان سرتان را از پنجره بيرون ببريد و نگاهي به خيابان بيندازيد؛ از تابلوي سرعت مجاز گرفته تا تابلوي سبقت غيرمجاز، چراغ راهنمايي و رانندگي، پليس سرچهارراه و. . . همه نشانه‌هايي از بايد و نبايدهاي رفتاري ما در خيابان هستند. صدالبته ما نمونه چنين امر و نهي‌هايي را هم در خانه داريم. از هشدارهاي زباني و كلامي بزرگترها گرفته تا هشدار در مورد ميزان مصرف داروهايي كه اغلب به تصور ما ويتامين هستند و نبايد حد و مرزي براي مصرفشان وجود داشته باشد! حتي پشت ويترين بسياري از مغازه‌ها  مي‌شود نوشته «با حجاب اسلامي وارد شويد» يا «از پذيرفتن بانوان بدحجاب معذوريم» را ببينيم. اين نوشته‌ها خودش يك نوع هشدار و به نوعي امر به معروف كردن است. 
خيلي سرتان را درد نياورم؛ سؤالي كه ذهنم را به خود مشغول كرده اين است كه مگر ما خودمان از هشدارها و علائم رفتاري، خوراكي، زباني و پوششي خودمان با خبر نيستيم؟ مگر ما خودمان حدود اين هشدارها را رعايت نمي‌كنيم كه اين همه بر عمل به آنها تأكيد مي‌شود؟
مثلاً مگر مي‌شود انسان باشي، در جامعه شهري زندگي كني اما سبقت غيرمجاز بگيري؟ مگر مي‌شود از سرعت مجاز تخطي كني يا چراغ قرمز را رد كني؟ بله مطمئناً مي‌شود چون نه تنها با چشمان خودمان نمونه عيني اين قانون‌شكني‌ها را ديده‌ايم بلكه وجود نيروي پليس و دوربين كنترلي هم مهر صحتي بر وجود چنين تخطي‌هايي است. 
اصلاً مگر مي‌شود مسلمان باشي، از دستورات ديني‌ات در مورد حجاب مطلع باشي، در كشور اسلامي هم زندگي كني اما حجاب اسلامي نداشته باشي؟! بله اين موضوع هم متأسفانه صحت دارد چون اگر بر فرض شما در هيچ نقطه از شهر يا كشورتان هيچ نوشته‌اي در مورد حجاب اسلامي نديده باشيد حداقل حضور بدحجاب‌ها را در سطح شهر كه ديده‌ايد. 
همه اينها را گفتم تا بدانيد تا حدودي اهرم‌هاي كنترل در هر فضايي لازمه زندگي سالم و بدون دغدغه هستند. اگر ما با رفتارمان نشان دهيم كه قوانين رانندگي، حجاب اسلامي و حتي دستورات دارويي را رعايت نمي‌كنيم در واقع ثابت مي‌كنيم كه بايد اهرمي كنترلي رفتارمان را كنترل كند. 
دومين نكته‌اي كه مي‌خواهم كمي روي آن تفكر كنيد اهميت و حساسيت اسلام نسبت به حفظ تعادل در هر زمينه‌اي است از پوشش و غذا خوردن گرفته تا حتي فكر كردن به وجود و ذات خداوند. 
حالا زمان جمع بندي است؛ در نظر بگيريد وقتي شما رفتارهاي غيركنترلي آن هم به شكل غيرمتعادل و افراطي از خودتان بروز مي‌دهيد، راه‌حل چيست؟ وقتي شما تلاش مي‌كنيد تا پوششي بسيار متفاوت‌تر از ديگران داشته باشيد، وقتي همه زندگي‌تان را صرف‌برتر جلوه دادنتان نسبت به ديگران مي‌كنيد، وقتي تمام فكرتان در زمان مهماني به اين است كه همه‌جور مركز توجه باشيد و خودتان محور اصلي همه حرف‌ها و فكرها باشيد، در واقع با زبان بي‌زباني ثابت كرده‌ايد كه اهرم كنترلي بر رفتارتان نداريد و ثابت كرده‌ايد كه از حد اعتدال اعتماد به نفس فراتر رفته‌ايد و وارد عالم تكبر و خودبرتربيني شده‌ايد. 
اما اينكه اصلاً خودبرتربيني يعني چه؟ چه حد و مرزي دارد؟ نشانه‌هاي بروز آن چيست و تا چه اندازه مي‌تواند مخرب باشد؟ همه سؤال‌هايي است كه جواب آنها را از حجت‌الاسلام و المسلمين محمود داورزني استاد حوزه و دانشگاه جويا شدم. 
 كبر؛ ريشه همه بدي‌هاي رفتاري
ما مسلمان‌ها آنقدر به دستورات ديني و فرموده‌هاي ائمه معصومين (ع) معتقديم كه تمام تلاشمان را مي‌كنيم تا آن چيزي كه از نظر آنها منفور است از وجودمان پاك كنيم و بالعكس هر صفتي كه مورد تأييد آنهاست در وجودمان پرورش دهيم. 
يكي از بدترين خصيصه‌هاي رفتاري كه به ويژه پيامبر‌(ص) و حضرت علي (ع) به شدت آن را نهي كرده‌اند تكبر، غرور و خودبرتربيني است. همانطور كه اين عزيزان توصيه مي‌كنند عنصر وجود و پيشرفت هر آدمي پي بردن به توانايي‌ها، ويژگي‌هاي مثبت اوست. از طرف ديگر هم مي‌گويند كه آدم متكبر به مثابه زمين سختي است كه هيچ چيز در آن رشد نمي‌كند اما در دل آدم‌هاي بي‌تكبر همه چيز از جمله دانش نفوذ مي‌كند. 
در جاي ديگر رسول خدا مي‌فرمايند: تكبر انسان را از مردم و خدا دور مي‌كند و منفورترين مردم نزد من و خدا مردمان متكبر هستند. اميرمومنان علي (ع) تا جايي نسبت به دوري از كبر سفارش مي‌كردند كه فرموده‌اند حرص و تكبر و حسد سبب مي‌شود كه انسان در بقيه گناهان نيز فرو رود. 
بعد از قرن‌ها روانشناسان به اين نتيجه رسيده‌اند كه خودبرتر بيني آثار بسيار مخربي روي رفتارهاي فردي و جمعي انسان‌ها دارد در حالي كه پيش از همه اين نتايج علمي امام علي(ع) تأكيد كرده بودند كه تكبر نتايج بسيار مخربي در روح و جان و اعتقادات و افكار دارد. اين نتايج بسيار مخرب تا آنجا مي‌تواند پيش برود كه امام صادق(ع) هشدار داده‌اند كه كم درجه كفر، تكبر است در واقع ايشان معتقد بوده‌اند كه اولين پله ورود به شرك و كفر خداوند پله خودبرتربيني است. 
در جاي نقل شده است كه اميرالمومنين (ع) زماني كه در جمعي از مردم تصميم به تلاوت قرآن گرفتند آيه شريفه «نزلت هذه الآيه في اهل العدل و التواضع من الولاه و اهل اقدره من سائر الناس» را خواندند و به مردم فرمودند: فراموش نكنيد كه دليل نزول اين آيه زمامداران عدالت پيشه و فروتن و توانمندان و صاحبان امكانات بوده است چون خداوند به اين دسته از مردم هشدار مي‌دهد كه مراقب باشيد تا به آفت برتري جويي و مستي قدرت و ثروت گرفتار نشويد. 
 واقعاً من مغرور هستم؟!
اينكه متوجه بشود واقعا شما به بيماري رواني خودبرتربيني يا تكبر دچار هستيد يا نه خيلي ساده نيست اما راه‌هايي براي رسيدن به نتايج سطحي در اين مورد وجود دارد. من معتقدم جزو اولين راه‌حل‌ها براي رسيدن به نتيجه اين است كه به اظهارنظرهاي اطرافيان در مورد خودتان فكر كنيد. ببينيد چندنفر از اطرافيانتان در صحبت‌هايشان عنوان مي‌كنند كه شما مغرور، متكبر و خودرأي هستيد. 
انسان متكبر درست مثل كسي است كه وسط گود ايستاده و نمي‌تواند اشراف كاملي به رفتارها و گفتارهاي خودش داشته باشد پس به همين دليل اظهارنظرهاي منطقي اطرافيان به ويژه دوستان در اين يك مورد مي‌تواند كمك بسياري كند. 
اگر تلاش مي‌كنيد به هر قيمتي و با هر روشي مورد تأييد و توجه ديگران باشيد، اگر بسيار متفاوت‌تر و شاخص‌تر از اطرافيانتان لباس مي‌پوشيد، اگر در قدم زدن و صحبت كردن هميشه تلاش مي‌كنيد خودتان جلودار باشيد و از موضعتان نيز كوتاه نمي‌آييد مطمئن باشيد كه اگر هم خودبرتربين نباشيد زمينه‌هاي ابتلا به اين صفت رذيله در وجودتان هست (رجوع به سوره لقمان، آيات 11 تا 19). 
متكبرها معمولاً لباس‌هاي گرانقيمت مي‌پوشند، در خوراك بسيار اسراف مي‌كنند، تمام تلاششان را مي‌كنند تا خانه، ماشين، اندام وچهره‌اي بسيار شاخص داشته باشند (رجوع به سوره سب، آيات34 و 35). 
دقيقاً به همين دليل است كه متكبرها آدم‌هاي برندگرايي هستند و زماني كه مي‌خواهند خريد كنند بيشتر از اينكه به فكر جنس و قيمت باشند به اين فكر مي‌كنند كه بايد وسيله‌اي بخرند كه در خانه هيچ كس پيدا نشود. 
اگر دقيق به رفتارهاي اطرافيانتان فكر كنيد متوجه مي‌شويد كه هر كس به چه اندازه دچار خودبرتربيني شده است. 
البته ناگفته نماند كه بسياري از ما متأسفانه به چنين صفت ذات‌خراب‌كني مبتلا هستيم اما چون نشانه‌هاي واضحي مثل نمونه‌هاي بالا در رفتارمان نمي‌بينيم تصور مي‌كنيم كه از اين صفت پاك هستيم. به اين سخن حضرت علي (ع) فكر كنيد: كسي كه دوست داشته باشد بند كفشش از بند ديگري بهتر باشد طالب كبر است! اين سخن در واقع يك هشدار است براي كساني كه حتي فكرش را هم نمي‌كنند مبتلا به تكبر باشند. در واقع با تفكر در اين سخن مي‌توانيد متوجه شويد كه در بين ما زمينه‌هاي بروز كبر وجود دارد اما از آن غافل هستيم. 
فراموش نكنيد كه چند عامل مشخص در ابتلاي هر انساني به خودبرتربيني نقش مهمي ايفا مي‌كند. اولين ويژگي زيبايي است. زيبايي صورت و بدن يكي از پررنگ‌ترين دلايل خودبرتربيني بسياري از جوانان به ويژه خانم‌هاست تا جايي كه حاضر مي‌شوند براي حفظ و بهبود اين زيبايي هر تلاش و هزينه‌اي را متقبل شوند. 
دوم، عامل ابتلا به تكبر طبقه اجتماعي است. نمونه مبتلايان به اين نوع در اطرافمان بسيار زياد است. كساني كه جايگاه اجتماعي، كاري و موقعيت اداري بسيار مناسبي دارند اغلب كساني هستند كه دچار كبر و غرور مي‌شوند. اگر ما هم فكر مي‌كنيد طبقه اجتماعي نمي‌تواند در اين زمينه تأثير زيادي بگذارد سخت در اشتباه هستيد چون همانطور كه خداوند در آيات10، 27 سوره هود و آيات 50 و 51 سوره فصلت مي‌فرمايد عامل برتري طبقه اجتماعي مي‌تواند به انحطاط اخلاقي يك قوم يا ملت ختم شود. 
من معتقدم هر چيز مثبت و سازنده‌اي كه بيش از حد معمول در يك انسان جمع شود، مي‌تواند زمينه‌ساز ابتلاي او به تكبر و غرور شود چون ظرفيت وجود انسان‌ها كم است. اين عناصر سازنده مي‌توانند علم و ثروت هم باشند. چه بسيار افرادي كه خودتان هم حتماً با آنها روبه‌رو شده‌ايد كه به واسطه درجه علمي، تحصيلات دانشگاهي يا وضع اقتصادي بسيار متمولانه به ديگران فخرفروشي مي‌كنند جز اين است كه اين نوع فخرفروشي‌ها از خودبرتربيني نشئت مي‌گيرد؟ آيات 32 تا 35 سوره كهف هم مهر تأييدي بر اين عوامل است. 
 به خودبرتري‌بيني‌تان «نه» بگوييد
همه اين احاديث و نقل قول‌ها را از اين جهت مطرح كردم تا به اهميت مطرود بودن مسئله كبر و غرور كه اين روزها در مسائل روانشناسي از آن با نام خودبرتربيني ياد مي‌شود پي‌ببريم؛ زيرا تا زماني كه به اهميت اين موضوع پي نبريم نه تنها سعي نمي‌كنيم اين صفت زشت را از خودمان دور كنيم بلكه ممكن است هيچ كنترلي هم روي رفتار و صحبت‌هايمان نداشته باشيم. 
از نظر بسياري از بزرگان و استادان حوزوي راه‌حل كنار گذاشتن خودبرتربيني دو روش است؛ روش عملي و روش علمي.  در روش علمي مطابق معمول بسياري از دروس حوزوي تفكر ريشه رسيدن به هدف است. من توصيه مي‌كنم صادقانه هركس به رفتارهاي خودش و اظهارنظرهاي اطرافيانش در مورد اين رفتارها بينديشد. اگر حقيقتا به وجود خودبرتربيني در رفتارهايش پي برد بهتر است دست به كار رفع اين مشكل شود. 
قدم اول اينكه خوب در خودتان تفكر كنيد. به دارايي‌هايتان، سواد، چهره و هر چيزي كه فكر مي‌كنيد باعث به‌وجودآمدن چنين احساسي در شما شده است. خودتان را با اطرافيانتان كه درست در دارا بودن همان ويژگي‌ها از شما برتر هستند مقايسه كنيد. اگر معتقديد درجه علمي يا زيبايي ظاهري‌تان دليل خودبرتربيني‌تان شده است بياييد به مقايسه اين خصلت‌هايتان در ديگران، همان‌هايي كه مثل شما شهره هستند بپردازيد. با چنين مقايسه‌اي متوجه مي‌شويد در پاره‌اي موارد اين خودبرتربيني شما در واقع هيچ دليل منطقي نداشته چون هستند بسياري از آدم‌ها كه در داشتن ويژگي‌هاي مثبت از شما بسيار برتر هستند؛ پس واقع بين باشيد. 
در مرحله دوم از قدم اول توصيه‌ام اين است كه حتي به منشأ پيدايشتان، جايگاهتان در عالم بزرگ هستي و اولين نشانه‌هاي آفرينشتان فكر كنيد. بياييد تمام نتايج اين فكر كردن را در مقابل ذات الهي، مبدأ آفرينش شما و بقيه قرار دهيد. مطمئنم با همين مقايسه ساده هم نتايج بسياري عائدتان مي‌شود. 
اگر به وجود خودبرتربيني در خودتان پي برديد بهتر است وارد قدم دوم و راه حل عملي اين بيماري بشويد. تصميم‌هايي بگيريد كه نشانه‌هاي اين خصلت از رفتار، كردار، گفتار، غذا خوردن، راه رفتن و حتي صحبت‌كردنتان هم پاك شود. ساده لباس بپوشيد، ساده‌تر از قبل غذا بخوريد، در مكالمه بين خودتان و اطرافيان به جاي اينكه متكلم وحده باشيد مدام به خودتان بگوييد «بهتر است سكوت كني، براي يك‌بار هم كه شده يك كلام صحبت‌ها نباش، بگذار بقيه حرف بزنند و اين بار تو فقط شنونده باش» حتي در قدم زدنتان كنار ديگران هم دقت كنيد چون نبايد هيچ علامتي از اين بيماري در سكنات شما ديده شود. 
 سرعت و سبقت مجاز است!
تا اينجاي مطلب متوجه شديد خودبرتري، تكبر و پيش افتادن از ساير امت از روي رسيدن به حرص و ولع اين صفت‌ها در هر شرايطي نهي شده است. اما علاوه براينكه هميشه شرط حيات و رسيدن به حقيقت و هدف اصلي زندگي، حركت كردن در مسير اعتدال است در بعضي از امور خداوند اين اجازه را به بنده‌اش داده است كه پا را فراتر بگذارد و از بقيه پيشي بگيرد. خداوند به مؤمناني كه از درجه عقلي و فهم بالاتري برخوردار هستند، كساني كه معمولاً از جايگاه اجتماعي بسيار بالا و درجه علمي شاخصي برخوردار هستند توصيه مي‌كند كه براي در امان ماندن از صفت‌هاي رذيله به مبدأ آفرينششان، جهان هستي، ذات خداوند و همه اتفاق‌ها خوب و بد پيرامونشان با دقت فكر كنند. 
در موردي ديگر خداوند خطاب به ثروتمندان و متمولان توصيه مي‌كندكه چون هر چيزي كه از ثروت و دارايي داريد متعلق به ما نيست، از جانب خداوند عطا شده و پيش شما امانت است پس امانت‌دار خوبي باشيد؛ از اين دارايي‌هاي به فقرا و مستمندان ببخشيد، پنهاني انفاق كنيد و در اين مسير از بقيه سبقت بگيريد. 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار