ابوي ميگويد: آخيش! خيالم راحت شد. فكر ميكردم حالا سر موعد تمديد اجاره، صاحبخانه ميخواهد به مبلغ اجاره چقدر بيفزايد.
ميگويم: 5 درصد كه سر شاخش است.
ابوي ميگويد: آخر وقتي وزير و دولت ميگويند اجاره بها «تنها» 8 درصد افزوده شده و از لفظ «تنها» استفاده ميكنند آن وقت صاحبخانه بيايد روي حرف آنها نه بياورد؟ تازه ميگويد آنها هميشه نصفش را ميگويند كه شير مردم خشك نشود!
ميگويم: كاش وزير سخن نميگفت. آن هم در اين شرايط گذر از بحران حساس!
ابوي ميگويد: تو هم كاسه داغتر ازآش شدهاي كدام بحران حساس! اين واژهها كه ميگويي بار حقوقي ندارد؟
ميگويم: همين بحران ليست كه «تنها» گزينه موجود است. نگاه كن حتماً روي ميز است. نباشد زير ميز است. شايد هنوز داخل كله است. صبر كنيد ميبينيد...
ابوي ميگويد: شعبدهباز هم نشدي بتواني يكبار هم كه شده كلاه كسي را برداري. مگر باز انتخاباتي در راه است كه از ليست حرف ميزني؟ منظورت ليست انتخابات مجلس است؟ ليست اتاق اصناف است؟... گزينههاي ديگر را كه خيلي وقت پيش لولو برده بود...
ميگويم: ليست اسمش را نبر را ميگويم.
ميگويد: اسرار مگو داري مگر؟ بنال كدام ليست؟ ميترسي روزنامه سانسور كند؟ نترس!
ميگويم: ليست بدهكاران بانكي را گذاشتهاند روي ميز. الان هي دارند دورش ميچرخند تا بالاخره يكي جرئت كند برش دارد.
ميگويد: ليست بدهكاران؟ پس بالاخره كار دارد به بگم بگمهاي حساس ميرسد؟
ميگويم: حساس نشو! كاشف به عمل آمده كه ليست آماده است. در سيستم بانكي كشور ۱۴۳۲ نفر بدهكار ميلياردياند. ۹۰۰ بدهكار بالاي ۱۰ ميليارد داريم. ۲۸۳ بدهكار بالاي ۵۰ ميليارد. ۱۴۵ بدهكار بالاي ۱۰۰ ميليارد. ۱۸ بدهكار بالاي ۵۰۰ ميليارد.
ابوي ميگويد: آن وقت ميخواهند باز بنزين را بكنند 2 هزار تومان. خدا را خوش ميآيد. آخر مگر سر گردنه را گرفته بودند كه اينقدر راحت پول را برداشتهاند و فرار نكردهاند و باز هم دارند برميدارند تا ما را فراري بدهند.
ميگويم: نميدانم. اينبار از اسمهاي كوچك و اول اسمايشان هم خبري نيست. آبرويشان را حفظ كردهاند. به اين ميگويند دولت متضمن اخلاق. به اين ميگويند مملكت گل و بلبل. يعني چه كه كچل بكنند و در خيابان بچرخانندشان. مال مملكت خودشان را خوردهاند. قتل و بيناموسي كه نكردهاند! مال مردم را كه نبردهاند! دزدي كوچك كه نكردهاند؟
حقوق تمام ذينفعان را هم تمام و كمال پرداختهاند.
ميگويد: نميفهمم اگر ليست است پس چرا اسم ندارد؟
ميگويم: بفرما برايت ميخوانم تا بفهمي كه اصلاً گردنه نبوده. شب نبوده. راهزن نبوده... . بانك بوده. روز روشن بوده. از ما بهتران بودهاند...
ميگويد: بگذار قرص فشارم را بخورم و بخوان.
شروع به خواندن ميكنم: فهرست 1432 بدهكار بالاي 50 ميليارد تومان+حجم بدهي: يك منبع آگاه ميزان بدهي به تفكيك بدهكاران را در اختيار خبرگزاري فارس قرار داد كه خوب است نگاهي به ميزان معوقات و حجم آن و همچنين تعداد افرادي كه معوقه بانكي داشته باشند بيندازيم. به گفته اين مقام آگاه براساس بررسيهاي صورت گرفته كل مطالبات غيرجاري بانكها بيش از 100 هزار ميليارد تومان است. مانده مطالبات غيرجاري بالاي 10 ميليارد تومان جمعاً رقمي معادل 62 هزار ميليارد تومان است كه در اختيار 900 ذي نفع اعم از حقوقي و حقيقي است...
ابوي ميگويد: اينكه ليست نيست. طومار است.
ميگويم: چه فرق ميكند. وقتي قيمت ماشين شنبه پانصدهزار تومان ارزان ميشود و يكشنبه يك ميليون تومان گران ميشود و دوشنبه ناياب ميشود، آن ليست سياهكاري است. اينجا سر گردنه طلا، دلار، ماشين و بورس هر روز كلي آدم كه در ليست نيستند پول به جيب ميزنند، آن وقت اينها بعد 6 ماه اهن و تلپ، ليستشان را ميدهند كه به هيچ نميارزد.
ابوي ميگويد: حيف شد. اگر اسم داشت و اسم صاحبخانه ما هم در آن بود مثل نمايشنامه دن كاميلو ميرفتيم و پولمان را از حلقومش ميكشيديم بيرون.
ميگويم: پس ديروز رفته بوديد تئاتر شهر؟ فكر ميكردم رفتهايد بنگاه براي تمديد اجاره. تنها رفته بوديد يا...
ميگويد: سر كاريم پسر جان. همه سر كاريم... من قرصم را خوردم؟ راستي صاحبخانه دارد بيرونمان ميكند. ببين پشت بام روزنامه را اجاره نميدهند؟