
سينماي ايران در دو راهي بقا يا ركودي كمرشكن كه در سال گذشته طعم تلخش را حسابي به كام سينماگران شكستخورده و سينماداران ورشكسته چشانده، حالا به دنبال راههاي غيرمتعارفي براي بازگرداندن مردم به سينما ميگردد.
افزايش ميل و گرايش شماري از كارگردانان كشورمان براي كليد زدن پروژههاي سينمايي خود در لوكيشنهاي خارج از ايران، جلب شركاي خارجي براي فيلمها و نيز دعوت از بازيگران تركتبار به آثارشان، خلاقيت جديدي است كه در وجود برخي سينماگران نمود پيدا كرده است. اما آيا اين راههاي گريز به مقصد امني ختم خواهند شد يا آنكه چاره كار پيدا كردن يك حلقه گمشده حياتي در سينماي ايران است؟ سينماي ايران در سالها و حتي دهههاي گذشته شاهد آن بوده است كه چگونه بلندپروازي برخي كارگردانان كشورمان براي جلب نظر مخاطب گاهي با تابوشكني و نيز گاه با استفاده از ايدههاي نو در فيلمشان ثمر داده و به فرصتي براي فروش خوب گيشهاي انجاميده است. در دهههاي گذشته فيلمهايي چون «آدم برفي» و «مارمولك» و كمي جلوتر فيلمي چون «خوابم مياد» با استفاده از همين ايدههاي غيرمتعارف نظر شمار زيادي از مخاطبان سينما را به خود جلب كردهاند؛ اما شدت تمايل كارگردانان سينماي كشورمان براي پرسه زدن در مسيرهاي گريز از ركود در سالها و ماههاي اخير شكل جديدي به خود گرفته است. فريدون جيراني در «خواب زدهها» كه آخرين ساخته او است، يك قصه ساده را در قالب طنزي اجتماعي ريخته و براي افزايش قوت طنز خود تن به يك ايده تكراري داده است. در «خواب زدهها» همچون «آدم برفي» و «خوابم مياد» باز هم اكبر عبدي با گريمي مشابه در نقش شخصيتي زن ظاهر ميشود اما اين ايده آنقدر تكراري است كه بعيد به نظر ميرسد بتواند كارايي سابقش در جذب مخاطب را همچنان حفظ كند. محسن محسنينسب براي ساخت فيلم «مجاني» ميخواهد كارش را در تركيه كليد بزند آن هم به اميد تكرار موفقيت فيلمهايي چون «تجارت» در دهه 70 كه داستانش در كوچه و پسكوچههاي استانبول رقم ميخورد.
او همچنين ميخواهد «كيوانيچ تاتلي تو» بازيگر نقش كوزي در سريال تركي «كوزي گوني» را در فيلمش به بازي بگيرد. عليرضا اميني هم به پيروي از همين شيوه در تدارك ساخت فيلم«موج كوتاه رديف 444» با بازي «تولگان هان سايشمان» بازيگر نقش چنار در سريال تركي «عمر گل لاله» است. هر چند استفاده از بازيگران تركي در فيلمهاي ايراني ايده نويي نيست و سينماي ايران و تركيه در دهه 40 و 50 نيز بعضاً با يكديگر تبادل بازيگر داشتند با اين حال اين دو فيلم ممكن است به خاطر حضور اين دو بازيگر ترك در گيشه موفق باشند اما موفقيتي از جنس موقتي! در عين حال برخي كارگردانان نيز راه خود را در روشهاي ديگري چون بازگرداندن مردم به خاطرات گذشتهشان جست و جو ميكنند. علي عطشاني يكي از اين كارگردانان است كه با بهرهگيري از بازي «ناصر ملك مطيعي» هنرمند دوران پيش از انقلاب در فيلم «نقش نگار» سعي دارد مردم را به سينماها بكشاند. برخي ديگر از كارگردانان جنجالي هم راههاي ديگري همچون زدن به خط ماجراجويانه ساخت فيلمهاي اجتماعي محور به شدت انتقادي را در دستور كار قرار ميدهند؛ آثاري كه عمدتاً مميزي ميخورند و از چرخه اكران باز ميمانند. شايد برخي كارشناسان با نگاهي اقتصادي به سينما اين تحولات را شاخصي مثبت براي يك سينماي اقتصادمحور و سودجو ارزيابي كنند اما تجربه سينما ثابت كرده است كه هر ايدهاي تاريخ مصرف مشخصي دارد. سينما رسانهاي پويا است؛ روح سينما و راز بقاي اين صنعت پردرآمد حركت و پويايي در جهت پيدا كردن ريشهاي علايق مردم است. در اين صنعت پافشاري طولاني مدت بر يك ژانر، ايده و طرح خاص چيزي جز ضرر براي فعالان اين صنعت به بار نميآورد.
با وجود آنكه تكرار با روح سينما تناقض دارد اما دوران كنوني سينماي ايران را بايد دوران غوطهوري در ژانر درامهاي اجتماعي نام گذاشت. ريزش شديد مخاطب و افت بارز ميانگين فروش سالانه فيلمها از مؤلفههاي اين دوره است كه در آن به سختي بتوان ميان دخل و خرج تجارت ساخت فيلم موازنه ايجاد كرد. به همين خاطر در دو سال اخير سينماي ايران شاهد بروز اين اتفاقات جديد و در عين حال تكراري در بطن خود بوده است. در اين مدت جريان فيلمسازي مستقل كشورمان دريغ از احساس نياز براي ايجاد يك تغيير اساسي در مسير حركتي خود با ايدهها و خلاقيتهاي زودگذري سرگرم بوده كه بيش از هر چيز نقش يك مسكن براي التيام موقتي درد ركود و كممخاطبي را براي سينماي كشورمان ايفا ميكند، اما عمر و تاريخ مصرف هر ايدهاي نيز سرانجام و پاياني دارد! آنچه امروز در سينماي كشورمان به فراموشي سپرده شده است، دوري از ترددهاي مكرر در يك جاده تكراري است. بيشتر از يك دهه است كه سوزن سينماي ايران روي ژانر اجتماعي محور محزون گير كرده است؛ سينمايي كه به قول كارگردان مشهوري چون شيخ بيرمق، ضد داستان و ضد قهرمان است. چيزي كه از سواحل سينماي كن و اروپا عايد سينماي ما شده است !
شيخ طادي در يادداشتي مينويسد: «سينماي عاري از قهرمان و جبرمحور كنوني ناشي از الگوگيري سينماي ما از سينماي اروپا است؛ يعني سينماي كن. سينماي اروپا و كن تقريباً سينمايي است كه قهرمان ندارد. بلكه شخصيتهاي افسرده منفعل و درمانده هستند كه ما آنها را قهرمان تصور ميكنيم.» آنچه در يك دهه گذشته بر سر سينماي ايران آمده است در همين اظهارات چند خطي شيخ طادي خلاصه ميشود. اكثر فيلمهايي كه سينماگران در سالهاي گذشته به خورد مخاطب دادهاند، آثاري با پايانبندي باز هستند كه در آن هيچ قطعيتي براي برشمردن يك كاراكتر به عنوان شخصيت اصلي قصه وجود ندارد؛ فيلمها معمولاً قصههايي تيره دارند از سياهروزي شخصيتهايي كه درگير معضلات اجتماعي و خانوادگي خويش هستند و هر چه بيشتر بتوانند مخاطب را با خود به عمق اين سياهروزيها و مشكلات ببرند به زعم خود موفقتر بودهاند. اين ژانر هم گونهاي سينمايي است اما مشكل امروز سينماي كشورمان اين است كه ژانر اجتماعي محور بر ساير ژانرها و گونههاي سينما از ژانر پليسي و اكشن تا ژانر سياسي و قهرمان محوري و ميهنپرستي سايه انداخته و اين تكرار دل مخاطبان را از سينما زده است.
ژانر قهرمان محوري يكي از درآمدزاترين ژانرها براي سينماي كشورها مخصوصاً هاليوود است. در بازگشت به سينماي كشورمان اما قهرمانان و ستارگان سياسي عصر معاصر تاكنون تنها در قاب يك فيلم كه آن هم به تازگي اكران شده است، گنجيدهاند؛ «چ» حاتمي كيا به خوبي يك شبانهروز از زندگي شهيد مصطفي چمران، سياستمدار كاركشته دوران ابتدايي انقلاب را به تصوير كشيده است. زدن به خط وارد كردن ستارههاي سينماي كشورهاي همسايه، تصويربرداري در سواحل تركيه و پيدا كردن راههايي براي گذر امن از كنار خطوط قرمز اگرچه شايد به صورت موقتي سينما را زنده نگه دارند اما به نظر ميرسد كه اين خوشيها و كاميابيها، زودگذر باشند. سينماي ايران در اين روزها بيشتر از اينكه به صحنهسازي موقت كارگردانان و فيلمنامهنويسان براي اغوا كردن مخاطبان نياز داشته باشد، نياز به گذار از افراط و تفريط و تكرار دارد. به نظر ميرسد كه در اين يك مورد آموختن از تجربه سينماي غرب ميتواند مثمر ثمر باشد. تاريخ معاصر كشورمان مملو از چهرههاي متعدد اثرگذار سياسي است كه ساخت فيلمي درباره آنها هم جاي خالي ژانر سياسي را در سينماي كشورمان پر ميكند و هم بدون شك گپ موجود در فضاي سينماي قهرمانمحور را پر خواهد كرد و مخاطب را پاي فيلمهايي خواهد نشاند كه در بازي برد و باخت پيشتر امتحانشان را در ديگر كشورها پس دادهاند.