
«ايران گيت» اين نامي بود كه رسانههاي امريكا بر ماجرايي نهادند كه در ايران با نام مك فارلين شهرت يافت؛ وقايعي جنجالبرانگيز كه هيچگاه طرفين حاضر به افشاي كامل آن نشدند و گويي هنوز ابعادي ناگفته از آن وجود دارد كه هرگاه سخني از آن به ميان ميآيد، عدهاي در مقابل آن جبهه ميگيرند.
بازخواني پرونده ماجراي مك فارليناما در ماجراي مك فارلين به راستي چه گذشت و چرا اين واقعه از پيش طراحي شده همچنان جنجالآفرين است؟
براي درك اين موضوع بايد آنچه در جريان اين پرونده جنجالي گذشته مورد بازخواني دقيق قرار گيرد و نقاط تاريكي كه در اين واقعه وجود دارد، از مسئولان وقت كه اين روزها نيز همچنان در بدنه حاكميت حضور دارند، سؤال شود. از سوي ديگر واقعيت تأسفبرانگيز آن است كه هنگام وقوع اين رويداد، چه در ايران و چه در خارج از ايران رسانهها در انحصار طبقهاي خاص قرار داشتند و قطعاً اخبار و حقايق اين رويداد به صورت كاناليزهشده در اختيار افكار عمومي قرار گرفته است. افشا كننده ماجراي مك فارلين، در ابتدا يك هفتهنامه لبناني به نام الشراع بود كه پنج ماه پس از آغاز ملاقاتهاي هيئت امريكايي و هيئت ايراني، شكلگيري اين ارتباط را افشا كرد؛ ارتباطي كه در جريان آن قرار بود ايالات متحده بخشي از تجهيزات نظامي مورد نياز را در اختيار ايران بگذارد و در سوي ديگر ايران از نفوذ خود در لبنان براي آزادي گروگانهاي امريكا استفاده كند. پس از اين افشا، جنجال در خصوص اين رابطه تا به حدي زياد شد كه حجتالاسلام هاشميرفسنجاني رئيس وقت مجلس شوراي اسلامي و از افرادي كه گفته ميشود نقش مهمي در اين ماجرا داشته، به دستور امام ملزم به بيان جزئيات اين رويداد شد. پس از اين بود كه هاشميرفسنجاني در سخنراني خود در سالگرد تسخير سفارت امريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام، بخشهايي از اين ماجرا را بازگو كرد.
وي در اين سخنراني به سفر «رابرت مك فارلين» مشاور امنيت ملي كاخ سفيد با نام مستعار «شون دولين»همراه با پاسپورت ايرلندي به تهران اشاره ميكند.
هاشميرفسنجاني در جايي ديگر در مورد ماجراي مك فارلين در سال 1366 به كيهان هوايي ميگويد: «از همان روزهاي اوليه جنگ همه دنيا ميدانستند كه سيستم نظامي ما به دليل برجاي ماندن از زمان شاه مخلوع، امريكايي و غربي است و همه ميدانند كه كشوري كه از نظر سطح ترقي مثل ايران است قدرت اينكه امكانات را خودش تهيه كند ندارد، لذا براي ما كاملاً طبيعي بود كه سيستم نظامي موجود را حفظ كرده و آن را تدارك كنيم.»
همين امر سبب شد كه ايران براي تداوم جنگ با عراق و دفاع از كشور درصدد تأمين تسليحات خود برآيد. رفسنجاني در ادامه مصاحبه خود با كيهان هوايي با اشاره به نقش دلالان اسلحه در اين قضيه ميگويد: «شايد 10يا 20 بار از مسئولان كشور شنيديد كه مابه هر حال از جيب همين غربيها، دلالها يا كمپانيهاي غربي آنها را بيرون ميآورديم با واسطه، بيواسطه، گرانتر و گاهي ارزانتر.» طبق گفتههاي هاشميرفسنجاني ايران با استفاده از دلالهايي چون منوچهر قربانيفر يا عدنان خاشقچي از دلالان سلاح اهل عربستان سعودي، به خريد موشكهاي هاگ، قطعات اف 14 و. . . . ميپردازد. سوي ديگر اين قضيه كه امريكاييها بودند خيال ميكردند كه ميتوانند از نفوذ معنوي جمهوري اسلامي بر مقاومت اسلامي به ويژه در لبنان براي آزادي گروگانهاي امريكايي استفاده كنند و به همين دليل به ايران اسلحه ميفروختند.
پاي اسرائيل در ميان استنكته مهم در اين ميان كه باعث شگفتي بسيار است، ورود رژيمصهيونيستي به روند فروش سلاح به ايران است. براساس برخي اسناد منتشر شده، برخي سلاحها و قطعات هواپيما از طريق رژيمصهيونيستي در اختيار ايران گذاشته شده و در ميان هيئت مذاكرهكننده امريكايي يكي از افسران ارشد سرويس جاسوسي اسرائيل نيز حضور داشته است. سند اين موضوع در آنجاست كه پس از آزادي برخي گروگانهاي امريكايي در لبنان، رونالد ريگان در تماسي تلفني با شيمون پرز، مراتب تشكر دولت متبوعش را به خاطر هماهنگسازي اسرائيل در انتقال تسليحات به ايران ابراز ميكند. حضرت امام خميني (ره) در همان زمان كه متوجه ورود اسرائيل به بازار خريد اسلحه ايران ميشوند ميفرمايند: «اسرائيل دست به دريا هم كه بزند دريا نجس ميشود.» پس از افشاي حضور اسرائيل در روند فروش سلاح به ايران و در حالي كه اين كشور پس از انقلاب همواره دشمن شماره يك جمهوري اسلامي بوده، احساسات انقلابي بسياري از مردم به جوش آمد و بيشك اگر سخنان امام خميني و رهبري برجسته ايشان در اين ماجرا وجود نداشت، امكان بروز بحراني داخلي براي كشور زياد بود كه سخنرانيهاي افشاگرانه ايشان در مورد اين ماجرا و سپس تلاش ايشان براي كنترل بخشي از مجلس، در همين چارچوب قرار دارد.
هدف چه بود؟حال بايد اين سؤال را مطرح كرد كه اگر در آن زمان و به دستور امام اين ماجرا افشا نميشد و روند مذاكرات ادامه مييافت چه اتفاقي براي كشور ميافتاد؟
پاسخ به اين سؤال را بايد در تلاشهاي امريكا براي سرنگوني حكومت جمهوري اسلامي پس از انقلاب جستوجو كرد؛ اقداماتي كه از مسدود كردن داراييهاي ايران و اعمال تحريمهاي اقتصادي شروع ميشد و تا لشكركشي نظامي به داخل خاك ايران و سپس تحريك عراق به آغاز جنگ ادامه مييافت. علاوه بر اين سلب اعتماد عمومي مردم از مسئولان وقت نيز خود طراحي ديگري بود كه امريكا همواره به دنبال اجراي آن بود. بنابراين اگر اين مذاكرات ادامه مييافت و به يكباره اين موضوع از سوي خود امريكاييها افشا ميشد، بيشك بخش بزرگي از اعتماد مردم به مسئولان از بين ميرفت و يكي از مهمترين اهداف امريكاييها محقق ميشد.
در طول 5 ماه چه گذشت؟ولي در اين ميان يكي از عرفهاي عمومي بين تمامي كشورها افشاي اسناد محرمانهاي است كه تاريخ محرمانه بودن آن به پايان رسيده و اين موضوع باعث ايجاد شفافيت بيشتر در عملكرد دولتها ميشود اما بهرغم گذشت 28 سال از ماجراي مك فارلين هنوز هيچ سند رسمي در اين ارتباط در كشور منتشر نشده است كه همين موضوع زمينه ساز افزايش گمانهزنيها درباره اين ماجرا ميشود. هم اكنون سؤالهاي فراواني در اين خصوص وجود دارد كه مسئولان وقت كشور كه امروز معترض نقد اين واقعه هستند، بايد به آن پاسخ دهند. اين سؤالها عبارتند از:
1- در طول پنج ماه مذاكره ميان هيئت ايراني و هيئت امريكايي چه گذشت؟
2- در اين مذاكرات در ازاي دريافت تسليحات چه امتيازاتي به امريكاييها داده شد؟
3- متن كامل مذاكرات ميان دو هيئت چه بود؟
4- نقش واقعي رژيمصهيونيستي در اين ماجرا چه بود؟
5- دليل مرگ مشكوك مك فارلين پس از اين واقعه چه بود؟
6- چرا دولت وقت كه مسئول مستقيم سياست خارجي كشور بود، به هيچ وجه در جريان اين مذاكرات قرار نداشت؟
7- چه افرادي به طور مستقيم و غير مستقيم در اين پرونده نقش داشتند؟
بيشك اين روزها كه ماجراي مكفارلين بار ديگر نقل محافل عمومي است، بهترين زمان براي پاسخگويي شفاف و انتشار اسناد مربوط به اين واقعه است و قطعاً اين ماجرا ميتواند بهبوددهنده چهره برخي افراد در داخل كشور باشد.