جوان آنلاين: اين خبر اولين بار در خبرگزاري فارس منتشر شد كه «تکفیریها از سوریه به اوکراین اعزام شدند». در نگاه اول بحث انتقام سعودي از رويكرد خاورميانه اي روسيه به ذهن مي رسد، چون پيش از اين نيز چنين تجربه اي در چچن به چشم خورده و اتحاد بين تكفيري ها و راست هاي افراطي را رقم زده است كه البته مفهوم جديدي از رويارويي با عنوان جنگ چچني را توليد كرد و حكايت از «رويارويي مخالفان در برابر هم و فراموش كردن دشمن مشتركي كه از ابتدا برايش گردهم آمده بودند» دارد.
يعني همان اتفاقي كه در سوريه نيز ديده مي شود و حتي رسانه هايي همچون بي بي سي فارسي ساعت ها خبر «جنگ مخالفان عليه يكديگر»را تيتر يك خود انتخاب مي كنند. اما با اين وجود چنين تجربه اي بار ديگر در حال رخ دادن است با اين تفاوت كه مختصات اين پديده بسيار پيچيده تر و خطرناك تر از بحث چچن است و مي تواند در آينده كل منطقه اوراسيا، اروپا و حتي كل جهان را تهديد كند.
ناگفته پيدا است كه رژيم صهيونيستي به عنوان متحد منطقه اي عربستان سعودي سال هاست كه در حوزه ارواسيا و خارج نزديك روسيه در حال فعاليت هستند. حال نفوذ تكفيري هايي كه از زندگي تنها كشتار و جنايت عليه بشريت را مي شناسند، در اين منطقه كاملا مخاطره انگيز است زيرا مي تواند تحولات اوكراين را به حوزه اوراسيا نيز بشكاند كه خواه ناخواه اين ناامني پس از اين حوزه به كل اروپا نيز قابليت سرايت دارد.
بسياري از تكفيري هايي كه اكنون در سوريه يا ديگر مناطق منطقه خاورميانه در حال جنگ و كشتار هستند، تربيت شده اروپا هستند. بنابراين نبايد ريشه آنها را تنها در سازمان سعودي به عنوان «مادر تروريسم» ديد. تركيب تكفيري و رايت سكتور (راست افراطي) اوكرايني مي تواند بسيار خطرناك باشد. به اين دليل كه به همان اندازه اي كه تكفيري ها به لحاظ جغرافيايي قادر هستند به سمت شرق و حوزه هاي مرزي و خارج نزديك روسيه نفوذ كنند، نئونازي هاي (رايت سكتور) اوكرايني كه در حال حاضر عامل اصلي رعب، وحشت و جنگ داخلي اين كشور هستند، مي توانند تنش را به سمت اروپا گسترش دهند.
آنچه كه در شبه انقلاب اوكراين رخ داد محصول تندروي هاي همين طيف كوچك، اما بسيار تخريب گر و تاثيرگذار اوكرايني است كه ريشه در نازيسم آلماني، فاشيسم ايتاليايي، راست ميانه و راديكال فرانسوي دارد كه اتفاقا با مجموعه اطلاعاتي انگليس ارتباط ارگانيك دارد.
فعاليت هاي بي پايان نئونازيسم در آلمان كه دولت و دستگاه امنيتي به شدت در حال سركوب آن هستند بر كسي پوشيده نيست. از سوي ديگر انتخابات محلي فرانسه نشان مي دهد كه مشكلات اقتصادي پيش آمده در اروپا و آمريكا بار ديگر شانس پيروزي انتخاباتي راست گرايان را افزايش داده است. درست همان اتفاقي كه در آلمان و در دوره بحران دوم اقتصادي نظام سرمايه داري در دهه 1930 رخ داد و آدولف هيتلر توانست در رويكردي دموكراتيك منشانه، بر جمهوري وايمار پيروز شود.
حزب سووبودا در اكراين كه در حال حاضر نماينده راست راديكال اوكراين است دقيقا ريشه در همين دارد و اتفاقا در دوره آلمان نازي بود كه با هجوم به لهستان و روستاهاي مختلف در اين كشور بيش از 100 هزار نفر را كشت و منازل آنها را سوزاند و ويران كرد. سوزاندن ساختمان اتحاديه كارگري اودسا در جنوب اوكراين نشانه اي از بازگشت آن دوره تاريخي است كه اگر كنترل نشود امنيت اروپا و سپس كل جهان را دچار ناامني مضاعف خواهد كرد. جالب آنكه 2 مي 1933 همين طيف بار ديگر دست به آتش سوزي ساختمان اتحاديه كارگري در اين منطقه كرده بودند و حال پس از 81 سال آن را تكرار كرده اند.
البته شعارهاي انتخاب شده رايت سكتورهاي اوكرايني كه كاملا تاريخي است نشانگر آن است كه امكان تركيب و اتحاد آن با تكفيري ها وجود ندارد اما اقدامات تروريستي و جنايت عليه بشريت همزمان اين دو گروه، در يك سرزمين كاملا قابليت گسترش به ديگر كشورهاي اين منطقه را دارد كه در صورت كنترل نشدن فجايع بين المللي تاريخي را به بار خواهد آورد. حتي مي توان انتظار داشت كه در صورت تعميق يافتن بحران اوكراين و فعاليت تكفيري ها در اين كشور بين رايت سكتورهاي اوكرايني و تكفيري هاي انتقال يافته درگيري هايي از جنس جنگ چچني رخ بدهد زيرا راست هاي راديكال اوكراين كاملا شوونيستي اقدام مي كنند و حتي اوكرايني هاي روس تبار را برنمي تابند. بر اين اساس نمي توانند حضور تكفيري ها را در سرزمين خود ببينند.