سيد حسين نقوي حسيني نماينده مردم ورامين در مجلس شوراي اسلامي دو دوره است كه نمايندگي مجلس را برعهده دارد. نقوي حسيني دكتراي علوم سياسي دارد و سخنگوي فعلي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي است. اين نماينده 54 ساله معتقد است كه از دستاوردهاي توافقات هستهاي به درستي بهرهبرداري نشده است و طرف مقابل يا به تعهداتشان عمل نكردهاند يا اگر هم عمل كردهاند ما نتوانستهايم از آنها بهرهبرداري درستي كنيم.
در حال حاضر شما پيشرفت پرونده هستهاي از ديدگاه كميسيون امنيت ملي مجلس را چطور ارزيابي ميكنيد؟
در مذاكرات هستهاي پس از اينكه دولت يازدهم مستقر شد و يكي از برنامههاي خود را حل گرههاي موجود در سياست خارجي اعلام كرد، مذاكرات در ارتباط با پرونده هستهاي يك پويايي و جنب و جوش جديدي را به وجود آورد و فعاليتهاي ديپلماتيك در حوزه هستهاي آغاز شد.
در مجموع تصميم نظام بر آن بود كه مذاكرات صورت بگيرد منتها از همان ابتداي مذاكرات و طرح موضوع مقام معظم رهبري يك نكته را شفاف روشن كردند و به آن اشاره داشتند. اول اينكه مذاكرات انجام شود و تيم مذاكرهكننده اين راه را مصمم ادامه دهد، دوم اينكه خطوط قرمز نظام و منافع ملي كشور در مذاكره بايد رعايت شود به اين معني كه تيم مذاكرهكننده نبايد از خطوط قرمز نظام و منافع ملي كشور در حوزه فناوري صلحآميز هستهاي عقبنشيني كند و سوم اينكه حضرت آقا با توجه به كينهورزيها و دشمنيهاي دشمنان ما و طرف مذاكرهكننده پيشبينيشان اين بود كه نهايتاً اين مذاكرات هم به نتيجه نميرسد و ما به نتيجه مذاكرات خوشبين هم نيستيم.
بنابراين چارچوب و شاكله مذاكرات كاملاً مشخص شد و مذاكرات در اين چارچوب آغاز شد. در روند مذاكرات ما دو توافق را دنبال كرديم، توافق اول توافق موقت بود كه براي مدت شش ماه قرار شد طرفين يكديگر را بيازمايند، در اين توافق شش ماهه تعهداتي را ما به عهده گرفتيم و يك سري تعهدات را گروه 1+5 به عهده گرفت، امروز كه حدود چهار ماه از توافق گذشته است نشان ميدهد كه ما به تعهداتمان بسيار سريع عمل كرديم اما طرف مقابل هنوز به تعهدات خود عمل نكرده يا اگر به تعهدش عمل كرده است ما نتوانستهايم از آن بهرهمند شويم، لذا نشان ميدهد كه در توافق اوليه چارچوبهاي مطرح شده را نتوانستيم در جهت منافع ملي كشورمان مورد بهرهبرداري قراردهيم.
يعني منظورتان اين است كه تيم مذاكرهكننده ناآگاهانه يا بعضاً آگاهانه در اين موضوع دچار خدشهاي هستند؟ به هر حال آنها هستند كه بايد نتايج اين توافقات را جاري و ساري نمايند. مجلس هم بايد نظارت كند كه دستاوردهاي احتمالي اين توافقات از ميان نرود؟
من نميخواهم تيم مذاكرهكننده را به هيچ عنوان زير سؤال ببرم، وقتي روند را توضيح دهم متوجه ميشويد كه مشكل كجاست. ببينيد ما نتوانستيم از آن تعهداتي كه غربيها به ما دادند بهرهمند شويم در عين حال كه غربيها هم به تعهدات خودشان به نحو احسن عمل نكردند. در توافق اوليه آمده بود كه پس از اين توافق هيچ يك از اعضاي 1+5 نبايد تحريمهاي جديدي عليه ايران اعمال كنند ولي تاكنون سه بار اين تخلف صورت گرفته است و تحريمهاي جديد عليه ما اعمال شد. بنابراين ارزيابي ما اين است كه در توافق اوليه ضرر كرديم زيرا ما بلافاصله 20 درصد مواد مورد تعهد خود را اكسيد كرديم و فعاليتهايي كه بايد متوقف ميكرديم يا كاهش ميداديم را متوقف كرده يا كاهش داديم و حتي براي بازرسيها مجوز صادر كرديم اما آنها به برخي از تعهداتشان عمل نكردند.
قرار بر اين شد كه در اين مذاكرات شش ماهه، طرفين، مذاكرات را براي رسيدن به توافق نهايي ادامه دهند كه طرفين هم به گفتوگوهاي خود ادامه دادند و درحال حاضر به جايي رسيديم كه بايد وارد تدوين توافق نهايي شويم و اين توافق نهايي است كه تكليف طرفين را نسبت به هم كاملاً روشن ميكند. در اين بين غربيها شروع به مطرح كردن موضوعات جديدي كردند، از جمله مسائل حقوق بشر و همچنين موشكهاي بالستيك و سيستم دفاعي جمهوري اسلامي را مطرح كردند. حتي برخي از اين كشورها به قدري جسارتآميز برخورد و به مسائل فتنه ورود پيدا كردند و درخواست تعيين و تكليف سران فتنه را داشتند و در سفرهايي كه به كشور ما داشتند با عوامل فتنه ملاقات كردند و نشان دادند كه غربيها به دنبال حل موضوع هستهاي نيستند و ظاهراً اهداف ديگري را دنبال ميكنند.
ارزيابي شما چيست؟ به هر حال نميتوان شتابزده و احساسي تصميمگيري كرد؟
ارزيابي ما اين است كه در عين حال كه جمهوري اسلامي ايران مصمم بود مذاكرات را انجام دهد و طرفين به يك توافق نهايي در چارچوب حفظ خطوط قرمز نظام و منافع ملي كشور برسند اما غربيها چنين مسيري را طي نميكنند و به دنبال اهداف سياسي و غرضورزيها عليه جمهوري اسلامي و مبارزه با آن هستند و به نحوي گويا ميخواهند طرحهاي براندازي خودشان را در اين چارچوب دنبال كنند.
چنين برداشت و تحليلي چقدر به صحت نزديك است؟يعني از روي چنين برخوردهايي در اين شش ماه ميتوانيم چنين نتيجهاي بگيريم؟
مقصد اين كشورها را از قطعنامه پارلمان اروپا عليه جمهوري اسلامي ايران ميتوانيم بفهميم كه در آن قطعنامه حرفهاي خود را مطرح كردند و به دنبال تأسيس دفتر آشوب در تهران به نام دفتر اتحاديه اروپا هستند. آنها ميخواهند همان اتفاقاتي كه امروز در اوكراين در حال رخ دادن است را در ايران دنبال كنند و به دنبال اوكراينيزه كردن ايران هستند.
موضوع مطرح اين است كه اين تحليل را مجلس و كارشناسان سياسي آن دارند اما دولت از سمت ديگري همچنان با ديدگاهي مثبت پيش ميرود، ما نميخواهيم نه ديدگاه مجلس و نه ديدگاه دولت را تأييد يا تكذيب كنيم. چطور بين اين دو بخش ميتواند همگرايي بهوجود بيايد و آيا جلساتي براي همگرايي و همسويي نظري بين دولت و مجلس گذاشته شده است؟ آيا فكر ميكنيد كه دولت هم با نگاه شما به عنوان كميسيون امنيت ملي همسو است يا خير؟
همانطور كه شما اشاره كرديد دولت خوشبينانه و با اعتماد مذاكرات را دنبال ميكند، تيم مذاكرهكننده هم تيم كارشناس و پركاري است و همه هم و غم و تلاش خود را گذاشته است كه به يك نقطه توافق دست پيدا كنيم. تا اين جا كه امروز قرار داريم تيم مذاكرهكننده توافق اوليه را انجام داده ولي هنوز به توافق نهايي نرسيده است و طي مذاكرات تاكنون طرفين فقط ديدگاههايشان را مطرح كردهاند، هنوز هيچ نگارشي هم صورت نگرفته وهيچ تدويني هم انجام نشده است. نقص در توافق اوليه بسيار زياد است و به اعتقاد من ما در اين توافق به يك توافق برد ـ برد هنوز دست پيدا نكردهايم و به ويژه عملكرد گروه 1+5 پس از توافق اوليه هم نشان ميدهد كه ما به يك توافق برد ـ برد نرسيدهايم.
پيشبيني شما از توافق جامعي كه قرار است انجام شود چيست؟
با توجه به توافق اوليه و رفتار 1+5 در خلال چند ماه گذشته اين رهنمود را به ما ميدهد كه 1+5 به دنبال حل موضوع هستهاي نيست و اهداف ديگري را دنبال ميكند و ما را به اين موضوع رهنمون ميكند كه مقام معظم رهبري پيشبيني دقيقي كردهاند كه ما نميتوانيم به نتيجه مذاكرات خوشبين باشيم زيرا قدرتها از جمله امريكاييها دولتهاي عهدشكن و خودبرتربيني هستند و تحت تأثير شديد صهيونيستها هستند و براي غربيها اين صهيونيستها تعيين تكليف ميكنند، امريكاييها كه به طور كامل در اختيار صهيونيستها هستند و اروپاييها هم كه انتظار ميرود كه سياست مستقلي را از امريكا دنبال كنند اما ميبينيم چنين سياستي در ميان اروپاييها هم دنبال نميشود لذا ما فكر ميكنيم كه توافق نهايي در چارچوب منافع كشور و خطوط قرمز نظام در ارتباط با فناوري هستهاي طي نخواهد شد و به دنبال مسائل ديگري هستند و در حوزه هستهاي هم به دنبال حذف فناوري جمهوري اسلامي هستند و ميخواهند موضوعات ديگري غير از مسائل هستهاي را دنبال كنند و هيچ كدام از اين موارد به صلاح كشور ما نيست.
اگر اوضاع به اين شكل مورد توجه مجلس است پس چرا شرايط را دوباره بررسي و تحليل نميكند و البته دستور توقف مذاكرات از سوي مجلس داده نميشود؟
از آنجايي كه تا به حال به تدوين هيچ موضوعي نپرداختهايم، نميتوانيم تيم مذاكرهكننده را متوقف كنيم و بگوييم كه به دليل اين احتمالات مذاكرات را ادامه ندهد، تيم مذاكرهكننده بايد مذاكره و تدوين نهايي را آغاز كند ولي به همان نكاتي كه مقام معظم رهبري تأكيد فرمودند كاملاً توجه كند و با يك روحيه انقلابي و محكم در مقابل دشمنان اسلام از خطوط قرمز و منافع كشور دفاع كند. اگر كوچكترين پيشنهادي مبني بر مقابله با منافع كشور و ناديده گرفته شدن خطوط قرمز نظام در فناوري هستهاي مطرح شد، تيم مذاكرهكننده نبايد بپذيرد ولو اينكه مذاكرات را ترك كند.
رفتار دولتمردان را در پرونده هستهاي تأييد ميكنيد؟ چه دولتمردان قبلي و چه دولتمردان فعلي؟ منظورم اين است كه نوع نگاه و حركت دولتمردان در اين موضوع را چطور ارزيابي ميكنيد؟ برنامهمان در موضوع هستهاي ثابت است اما نوع نگاه دولتمردان بايد مورد توجه جدي قرار بگيرد؟
ببينيد، ما يك روند بنيادي را در ارتباط با فناوري هستهاي دنبال كرديم كه همه موظفند اين چارچوب را حفظ كنند زيرا براي كشور يك حركت حياتي است يعني اگر همه قدرتها دست به دست هم بدهند تا با فناوري صلحآميز هستهاي ما مقابله كنند ما بايد بايستيم همانطور كه ملت ايستادهاند و ملت ايران حاضر نخواهد بود كه منافع ملي و اقتدار كشورمان ناديده گرفته شود، بنابراين همه بايد از اين حوزه دفاع كنيم. دولتمردان دولت يازدهم بسيار خوشبين هستند رفتارشان نسبت به طرف مقابل اعتمادآميز است در حالي كه در دولت قبلي اين گونه نبود و دشمن را دشمن تلقي ميكردند و در مقابل اين دشمن محكم ميايستادند، اين تفاوت نگاه بين دو دولت است. تاكنون نشان داده كه خوشبيني دولت فعلي نتيجهبخش نبوده است و اميدواريم در آينده اثبات شود كه اين خوشبيني نتيجهبخش بوده است.
شرايط فعلي كمي كند پيش ميرود، چطور اين شرايط را بايد مديريت كرد؟به نظر ميرسد طرف مقابل چندان به تسريع در كار معتقد نيست؟
روند كند است زيرا كارشكني عوامل غربي مشكلزا شده و اعتماد جمهوري اسلامي نسبت به 1+5 دچار خدشه شده است. كارشكني در روند مذاكرات مانع از به نتيجه رسيدن مذاكرات و در نهايت طولاني شدن آن ميشود كه به نفع هيچكدام از طرفين نيست. اين رويه مصداق بارز مذاكره براي مذاكره است. در شرايطي كه كشورهاي عضو 1+5 بين خودشان توافقي ندارند، چطور ميخواهند با ايران مذاكره كنند.
آنها با خودشان مشكل و دعوا دارند. كارشكني كشورهاي غربي در مذاكرات ايران و 1+5 چند مشكل را ايجاد خواهد كرد. ما با يك كشور مذاكره نميكنيم و با گروه 1+5 مذاكره انجام ميدهيم. از اينرو اگر قرار باشد يك كشور يكمرتبه مطالبات جديدي را برخلاف روند قبلي مطرح كند اين رويه تنها منجر به زيرسؤال رفتن هويت 1+5 ميشود و آنگاه اين سؤال مطرح است كه چرا با 1+5 مذاكره بايد صورت گيرد.
درحال حاضر رفت و آمد تعدادي از مقامات سياسي مربوط به 1+5 به ايران بيشتر شده است از جمله مديركل سياسي وزارت خارجه انگلستان كه نماينده اين كشور در 1+5 نيز هست به ايران ميآيد و ميرود و پيشبيني ميشود كه ساير اعضاي اين گروه هم گفتوگوهاي دو جانبهاي را با مقامات ايراني آغاز كنند. واقعاً هدف چيست؟ قرار است ما دوباره با انگلستان روابطمان را از سر بگيريم؟ روابطي كه نزديك به دو سال و نيم است كه به كمترين سطح خود رسيده است.
يكي از موضوعاتي كه قبل از مذاكرات براي ما مشكلات زيادي را بهوجود آورده بود و همين عامل هم باعث تصميم دولت يازدهم مبني بر حل اين گره ديپلماتيك در عرصه بينالمللي شد اين بود كه امريكاييها و غربيها تلاش ميكردند همه كشورها را در سطح بينالمللي عليه كشور و ملت ما بسيج كنند و در واقع عليه كشورمان نوعي اجماع بهوجود بياورند، به طور طبيعي ديپلماسي كشور ما با موانع و مشكلات بسياري روبهرو شده بود به طوري كه سفرها به كشورهاي غربي كه اصلاً صورت نميگرفت و كشورهاي غربي هم به كشور ما سفر نميكردند و تقريباً روابط به سردي ميگراييد و ما به شدت دچار مشكلاتي ميشديم، زماني كه باب مذاكرات باز شد و گفتوگوها آغاز شد و توافق اوليه به دست آمد شاهد سيل سفر به ايران بوديد، كشورهاي اروپايي در صف ايستادند تا به كشور ما سفر و مذاكره كنند كه هنوز هم شاهد هستيد يكي پس از ديگري اين كشورها ميآيند و اخيراً وزير امور خارجه اتريش به كشورمان سفر كرد و ديگر كشورها هم در صف هستند، بنابراين يكي از نتايج و دستاوردهاي مذاكرات اين بود كه سد محكمي كه امريكاييها و صهيونيستها عليه كشور ما كشيده بودند تا ايران را منزوي كنند با شكست روبهرو شد و اين سد در هم كوبيده شد و رفت و آمدها آغاز شد و روابط ايران و انگليس با كاردار غيرمقيم و موقت آغاز شد و در حال حاضر حجم وسيعي از اين مراودات را شاهد هستيم.
با توجه به نتايجي كه در حال حاضر شاهد هستيم آيا طرح دو فوريتي مجلس مبني بر كاهش روابط با انگليس در دو سال و نيم گذشته درست بود و تصميم مجلس را در تمام ابعاد آن موضوع تأييد ميكنيد يا يك تصميم احساسي بود؟
روند مذاكرات همانطور كه اشاره كردم نشاندهنده حساسيتهاي مجلس و مواضع كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس و همچنين عكسالعملهاي مجلس، رياست محترم مجلس و نمايندگان مجلس چه در ارتباط با موضعگيريها و چه در ارتباط با طرحهاي پيشنهادي موضع و نگرانيهاي درستي بوده است. مجلس بايد به لحاظ قانوني دولت را ملزم ميكرد كه در روند مذاكرات به سويي حركت نكنيم كه دستاورد عظيم ايران كه سالهاي سال براي آن هزينه داده شده و شهداي هستهاي تقديم كردهايم و ملتمان تمام فشارها و تهديدها تحريمها را تحمل كرده تا اين دستاورد به دست آمده به راحتي از دست برود. ما بايد از اين دستاوردها به شدت و با قدرت پاسداري كنيم. من مواضع مجلس و كميسيون امنيت ملي و رئيس مجلس را در اين رابطه مواضع به حقي ميدانم در عين حال كه نشستهاي مشترك مطلوبي هم با دولت، وزارت امور خارجه و دستگاه ديپلماسي داشتيم و اين مواضع را منعكس كردهايم و از آنها اطمينان لازم را درخواست كرديم كه اين اطمينان لازم را به مجلس و كميسيون بدهند كه در توافق نهايي حداقل مثل توافق اوليه برخورد نشود و شاهد اين همه ضعف و ايراد نباشيم.
موضوع بازتعريف رآكتور اراك در حال حاضر با اين شرايط و شيوه به صلاح كشور است؟
در اين ارتباط دو ديدگاه وجود دارد، از آنجايي كه كارشناس و متخصص اين حوزه نيستم شايد نتوانم به خوبي موضوع را تبيين كنم و كساني كه متخصص هستند بايد در اين حوزه اظهار نظر كنند، اما دو ديدگاه وجود دارد يك ديدگاه اين است كه ما در حوزه آب سنگين اراك به سويي در حال حركت هستيم كه هر نوع صنعت هستهاي چه در حوزه حمل و نقل، كشتيراني و حوزههاي مختلف بتواند از انرژي هستهاي بهرهمند شود و توانمندي لازم براي تأمين سوخت هر نوع صنعت صلحآميز هستهاي را داشته باشيم. بنابراين هيچ چيز ديگري نميتواند جايگزين آن شود و اين راه بايد ادامه پيدا كند. فكر ميكنم كه اين موضع درست و انقلابياي باشد و ما بايد دستاوردهاي هستهاي خود را هم حفظ كنيم و هم به سوي توسعه و پيشرفت آن حركت كنيم. ديدگاه ديگر ميگويد كه هدف ما اين است كه سوخت رآكتورهاي تحقيقيمان را تأمين كنيم، بنابراين نيازي نيست كه ما در اراك محصولي با پلوتينيوم بالا داشته باشيم، بنابراين ميتوانيم در يك باز طراحي هم نيازهاي خودمان را تأمين كنيم و هم آن اشكالاتي را كه غربيها نسبت به ما ميگيرند و از ما اعتمادسازي مطالبه ميكنند را تأمين كنيم و اين اعتمادسازي را در آنها بهوجود بياوريم. اما موضع ما اين است كه در اراك بايد همان روند قبلي ادامه پيدا كند و توانمندي جمهوري اسلامي ايران در آن حوزه حفظ شود. اگر باز طراحي كنيم كه در اين بازطراحي كار خود را ضعيف كنيم و دستاورد خود را كنار بگذاريم به نفع و صلاح كشور نيست.
در حال حاضر صحبت از موارد امنيتي، ثبات منطقهاي و امنيت مرزها و مواردي از اين قبيل در سطح فقط حرف بيان ميشود. اگر بخواهيم انصاف داشته باشيم كارهايي هم انجام ميشود اما واقعاً مشكل ريشهكن نميشود و هراز گاهي شاهد اتفاقات عجيبي در مرزها و بخشهايي در امنيت كشور هستيم كه هنوز تكليف آخرين مرزبان ربوده شده مشخص نيست و خيلي اتفاقاتي كه نميخواهيم وارد آن شويم. درحال حاضر فكر ميكنيد كه شرايط بايد به چه سمت حركت كند كه اگر قرار است با كشور پاكستان در اين زمينه وارد صحبتي شويم، صحبتها جديتر شود و از ملاحظات بيش از اندازهاي كه با كشورهاي همسايه شرقي خودمان داريم دست برداريم؟
در اين ارتباط بايد به سه نكته اشاره كنم، نخست اينكه كشور ما و نظام جمهوري اسلامي يك نظام انقلابي است و يك راه جديدي را در مقابل ملتها و كشورها گشوده و نوعي پيام آزاديبخش و انساني را عرضه كرده است. بنابراين چنين نظامي قطعاً با خشونت و دشمني نظام سلطه روبهرو ميشود و قدرتهاي سلطهگر هر روز عليه اين نظام توطئه ميكنند و اقدامات ضد امنيتي انجام ميدهند و همه توان و تلاششان را به كار ميگيرند تا با چنين نظامي مقابله كنند. اين جمله كيسينجر كه اخيراً گفت: اگر ايران از ادعاهاي انقلابي خود دست بردارد و به جايگاه خود بازگردد غرب دليلي براي مخالفت با او ندارد، در همين راستا است. بنابراين دعواي غربيها با ما بحث پرونده هستهاي و حقوق بشر و موشكهاي بالستيك و اين گونه موارد نيست بلكه مقابله با نظام جمهوري اسلامي، با اسلاميت اين نظام، با ادعاهاي آزاديبخش اين نظام است و آنها هر روز عليه ملت ما توطئه ميكنند و ميبينيد كه در اين زمينه بودجهاي كه هزينه ميكنند حتي رسماً در بودجههاي سنواتي خود اعتبار اقدام عليه جمهوري اسلامي تصويب ميكنند و از برخي از كشورهاي منطقه هم استفاده و گروههاي تروريستي را تقويت و تجهيز و پشتيباني ميكنند و بنابراين هميشه تهديد عليه كشور ما وجود دارد و تهديدات هم در اشكال و انواع مختلف انجام ميشود.
اما به هر حال همسايگان ما هم بايد در اين امنيت كمكمان كنند؟ اينكه آنها هم با سهلانگاري كاري ميكنند كه امنيت به خطر بيفتد بيشتر از خودشان موجب ايجاد ضرر در براي ما است؟ فكر نميكنيد كه بيش از اندازه رعايت حال اين همسايگان و سهلانگاريهايشان را كردهايم؟
ميخواهيم به همين نكات برسيم. نكته دومي كه ميخواستم بگويم اين است كه امنيت هر كشوري فقط به مرزها و توانمندي امنيتي آن كشور بستگي ندارد بلكه به امنيت همسايگانش هم بستگي دارد يعني اگر ما همه اصول و ظرفيتهاي امنيتي را به كار بگيريم ولي در همسايگيمان امنيت نباشد گروههاي ناامنساز از آن موقعيتها استفاده ميكنند و شبيخون ميزنند و عملياتهاي ايذايي انجام ميدهند و مشكلات بهوجود ميآيد و متأسفانه در مرزهاي شرقي كشورمان با يك مشكل جدي روبهرو هستيم، دولتهايي مانند افغانستان و پاكستان روي اين حوزههاي مرزي تسلط ندارند و گروههاي تروريستي و خرابكار و عوامل وابسته به بيگانگان از اين فرصتها استفاده ميكنند و ما در آن طرف مرز نميتوانيم اقدامي انجام دهيم و نميتوانيم كاري كنيم كه اين گروهها ريشهكن شوند.
نكته سوم اينكه ما با پاكستان يك توافقنامه امنيتي نداشتيم، در يكي دو ماه اخير يعني قبل از سال 93 توافقنامه همكاري امنيتي ايران و دولت پاكستان در مجلس شوراي اسلامي تصويب شد و در حال حاضر در شوراي نگهبان است تا از سوي ايشان اعلام نظر شود. اين توافقنامه امنيتي امكان همكاري ايران و پاكستان را حوزههاي امنيتي به خوبي فراهم ميكند، يكي از مفاد آن در بخش مبارزه با تروريسم اين است كه دو كشور براي مقابله با اين گروهكهاي تروريستي ميتوانند نسبت به شناسايي، تعقيب و سركوب آنها در داخل كشورهاي طرفين با هم همكاري كنند. اين مصوبه زمينه همكاري زيادي را ميان اين دو كشور فراهم ميكند كه اميدواريم اين توافق تكليف طرفين را روشن كند و راحتتر بتوانيم با همسايه شرقيمان در حوزه امنيت همكاري كنيم. حتماً اطلاع داريد كه امنيت بخشي از مرزهاي شرقي به سپاه پاسداران سپرده شده كه اقدام بسيار مباركي است زيرا طبقهبنديهاي سپاه پاسداران را ميدانيم و مطمئنيم كه اين واگذاري بخشي از مرزهاي شرقي به سپاه هم كمك زيادي به حل موضوع ميكند.
البته عدهاي از افراد كه از امكانات اين مملكت استفاده ميكنند، عليه سپاه موضع ميگيرند و ما جلوي آنها ايستادگي ميكنيم و به گفته رهبر معظم انقلاب ما اين پيچ تاريخي را رد خواهيم كرد تا به مقصد اصلي برسيم و بايد در خط و مسير رهبري حركت كنيم.