دكتر عليرضا خاقاني هنرمندي است كه اولين بار در تيرماه سال92 مجسمههاي سيليكونياش در نمايشگاه خانه هنرمندان به نمايش درآمد و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. وي كه داراي مدرك دكتراي اورتز و پروتز است در كلينيكش به كار ساخت پروتز اعضاي بدن (دست، پا، گوش و...) ميپردازد و از حدود دو سال پيش با همكاري همسر و ديگر همكاران دفترشان شروع به ساخت مجسمههايي از جنس سيليكون كرده است. به گفته اين مجسمهساز در ساخت اين مجسمهها سعي شده تا از عناصري كه بيشترين ارتباط را با مخاطب ايجاد ميكند، استفاده شود و سيليكون بيشترين تطابق را با بافت زنده دارد كه در ساخت اين آثار به كار گرفته شده است همچنين سيليكون به لحاظ دوام نسبت به موم مقاومتر است و اين نقطه قوت اين آثار نسبت به ساير مجسمههاي مومي در جهان است. چندي پيش با افتتاح موزه مشاهير ايران در طبقه ۲۷۱ برج ميلاد تعدادي از مجسمههاي شخصيتهاي مهم تاريخ ايران از جمله فردوسي، شهريار، نيمايوشيج، سهراب سپهري، جلال آل احمد، سيمين دانشور، پروين اعتصامي، پروفسور حسابي، مصطفي چمران، ستارخان، پهلوان تختي، ملكالشعراي بهار و... به نمايش درآمد و تا هفته آينده نيز مجسمههاي ابوريحان بيروني، خواجه نصيرالدين طوسي ، اميركبير و ... به اين مجموعه اضافه خواهند شد. البته مجسمه بنيانگذار انقلاب اسلامي هم به برج ميلاد ارسال شده و قرار است مراسمي در خور توجه براي رونمايي از اين مجسمه برگزار شود. با ايشان دردفتر كارشان به گفتوگو در مورد چگونگي ساخت اين مجسمههاي سليكوني پرداختهايم.
دكتر خاقاني! بفرماييد چطور شد كه شما به عنوان يك دكتر به فكر ساخت مجسمه افتاديد؟
عرض شود كه رشته تحصيلي بنده دكتراي اورتز و پروتز است و در اين رشته اساساً كار ما ساخت اورتز و پروتز است و به خصوص در اين كلينيك ما به شيوهاي كاملاً جديد با سيليكون به ساخت دست و پاي مصنوعي شبيه عضو مقابل فرد ميپردازيم. البته اين شيوه در دنيا 50 سال پيش توسط دكتر پيلمت در فرانسه ابداع شده و از 12 سال پيش هم ما در ايران كار با آن را آغاز كردهايم.
كمي در مورد قابليتهاي اين شيوه توضيح دهيد.
در اين شيوه از دست يا پاي مقابل فرد قالب دقيق گرفته و سعي ميشود با رنگهاي مشابه پروتزي براي فرد ساخته شود. اين شيوه از درمان براي كساني كه چارهاي ندارند و امكان جراحي پيوند برايشان نيست آخرين راه است.
و جنس اين پروتزها؟
جنسشان سيليكون است.
اما نوع ديگري از دست و پاي مصنوعي هم در بازار موجود است.
بله. آن شيوه در ايران به كار ميرفت و تا مدتها بهترين راه بود و هنوز هم در مكانهايي مثل هلالاحمر از اين نوع دست و پاي مصنوعي عادي ساخته ميشود كه در واقع بيشترشان قطعات مونتاژي هستند كه از خارج از كشور وارد ميشوند. اين نوع دست و پاها بدون توجه به اينكه دست و پاي مقابل فرد بيمار چه شكلي دارد به كشور وارد ميشود و در واقع نوع آماده كار است. اما آنچه كه ما در اين كلينيك ميسازيم مشابه عضو مقابل فرد قالبريزي ميشود و در مشابهسازي اندامها ما به آنچه ميخواستهايم رسيدهايم و پيشرفتهاي قابل توجهي داشتهايم.
از چه زماني به فكر ساخت مجسمههاي سيليكوني افتاديد؟
حدود 6-7 سال پيش در سفر به آمستردام از موزه مادام تسو ديدن كردم. در واقع هر توريستي كه وارد اين شهر ميشود حتي اگر قرار باشد يك روز در اين شهر باشد و بخواهد ديدنيهاي شهر را ببيند يكي از مكانهايي كه به او معرفي ميشود همين موزه مادام تسو است. اين موزه حتي شنيدهام در شهرهاي توريستي آسيايي مثل شانگهاي و بانكوك هم شعبه دارد. اين موزه هم از ديدگاه فرهنگي سبب ميشود كه مشاهير و هنر اين كشور به توريستهاي خارجي معرفي شود و هم براي كشور درآمدزايي دارد، چرا كه هر كس وارد شهر ميشود بليت بازديد از موزه را هم تهيه ميكند و با خاطره خوبي شهر را ترك ميكند. چرا كه اين شيوه از مجسمهسازي تأثيري ساده ولي در عين حال عميق به خصوص بر مخاطب عام دارد. به همين خاطر به فكر ساخت مشاهير خودمان افتادم چرا كه در آن موزه مجسمه شخصيتهاي برجستهاي از هنر همه كشورها از جمله آفريقاي جنوبي ساخته شده بود اما از ايران هيچ شخصيتي در اين موزه نبود و بنده جاي اينگونه كار را در ايران خالي ديدم و با همين هدف كارم را شروع كردم.
افرادي كه از موزه شما بازديد ميكنند آثار شما را با آثار موزه تسو مقايسه نميكنند علاوه بر اينكه يكي از تفاوتهاي كارتان استفاده نكردن از موم در ساخت مجسمههاست.
بله. در اولين نمايشگاهي كه در خانه هنرمندان از مجسمهها برپا شده بود، بودند بازديدكنندگاني كه موزه مادام تسو را ديده باشند و آثار را مقايسه كنند. در واقع ما فكر كرديم كه اين شيوه از مجسمهسازي را با استفاده از ماده سيليكون به شيوه خودمان كار كنيم. چرا كه سيليكون مادهاي مقاوم است و ما ميتوانيم سيليكون را به شيوه ماندگارتري رنگ كنيم علاوه بر اينكه حس خوبي هم مخاطب در تماس با آن پيدا ميكند و در تماس حس پوست را به بازديدكننده منتقل ميكند. به همين خاطر ما به جاي موم كه در موزه مادام تسو از آن استفاده ميشد از سيليكون بهره برديم.
علت استفاده موزه مادام تسو از موم چيست؟
آنها از موم استفاده ميكنند چون در شيوه سنتي كار آن موزه كسي كه اين كار را ابتدا آغاز كرده يعني همان خانم تسو ازحدود 200 سال پيش از موم براي ساخت مجسمه افراد مشهور بهره برده و اين شيوه را بنيان نهاده است. تا به امروز هم تقريباً خواستهاند روش ساخت و موادشان را با همان شيوه آغازين حفظ كنند.
و چرا شما از موم استفاده نكرديد؟
اين شيوه عيوبي هم دارد. مثلاً مجسمههاي مومي شكننده هستند و بازديدكنندگان امكان دارد دستشان با مجسمهها برخورد كند يا حتي بخواهند جنس مجسمه را تست كنند و انگشت مجسمه را بشكنند. در موزه مادام تسو هم مجسمههايي بود كه انگشتشان شكسته بود و ما اين عيوب را با شيوه خودمان كه استفاده از ماده سيليكون است كاملاً حل كرديم. مسئله ديگر رنگي است كه روي مجسمههاي مومي به كار ميرود و در اثرتماس با دست امكان از بين رفتنشان وجود دارد به همين خاطر بسيار در موزه تسو مراقب هستند كه مراجعهكنندگان به مجسمهها دست نزنند.
يعني رنگ مجسمههاي سيليكوني شما تغييري نميكنند؟
خير. حتي اگر دست بازديدكننده به آنها بخورد و يا حتي ناخنشان روي آنها كشيده شود، مشكلي براي مجسمهها پيش نميآيد.
گذشت زمان چطور؟ تغييري در آنها ايجاد نميكند؟
خير. خوشبختانه سيليكون مادهاي است كه پايدار است و نياز به ترميم به آن شكل ندارد و طي زمان هم خاصيتش را حفظ ميكند، به همين خاطر ما از اين ماده استفاده كرديم و اول هم با مجسمه ستارخان كار را شروع كرديم و بعد از آن يك سفارشي براي موزه نجف گرفتيم كه فرصت خوبي بود براي پخته كردن كار و تمرين زياد در اين رشته كه 18 تنديس در آن زمان براي موزه نجف از مشاهيرشان بنده و تيمم ساختيم . تجربه خوبي برايمان بود كه در اين كار پي به نقاط قوت و ضعفمان ببريم و اين مجسمهها شخصيتهاي برجستهاي بودند كه در مقبره قبرستان واديالسلام به خاك سپرده شدهاند. افرادي نظير نوري الياسري، محيالدين عبدالرزاق و قرشي كه تاريخ اسلام را نوشته و سريال مختارنامه اقتباسي از نوشتههايش بوده و بسياري ديگر.
اين تيم شامل چه كساني ميشود؟
من و همسرم و ساير اعضاي دفتر كارم اين تيم را تشكيل ميدهيم كه شامل هفت نفر ميشود.
چه شد كه به فكر تيمي كار كردن افتاديد چرا كه اغلب هنرمندان انفرادي كار ميكنند؟
ميشود اينطور گفت كه مثلاً هر فردي در اين مجموعه يك قسمتي از كار را به صورت حرفهاي انجام ميدهد. مثلاً ساخت مدل اوليه و رنگآميزي و جزئيات كار با بنده است و همچنين ساخت فيگورهاي اندام را هم زير نظر دارم علاوه بر اينكه دو نفر از همكاران روي اين بخش كار ميكنند.
مثل اينكه مجسمهها نحوه قرار گرفتنشان چطور باشد؟
دقيقاً و اينكه پايشان يا دستشان كجا قرار بگيرد كه من نظرم را ميگويم و اجرا به عهده اين دوستان است. كاشت موها هم به عهده تيمي از خانمهاست كه خانمم سرپرستش است. در اين تيم هر مجموعه كار اختصاصي خودش را انجام ميدهد و بدين شكل كار سريعتر جلو ميرود.
ساخت يك مجسمه چقدر زمان ميبرد؟
به صورت كامل يك مجسمه شايد ساختش يك ماه طول بكشد ولي اگر فرض كنيد 10 تا مجسمه را با هم بخواهيم بسازيم شايد 5 يا 6 ماه زمان ببرد.
تعداد كار زمان را كاهش ميدهد؟
بله. چون هر فرد ديگر در مجموعه بيكار نيست و كار خودش را انجام ميدهد و مثلاً سه مجسمه در عين حال در بخشهاي مختلف در حال تكميل شدن است، به همين خاطر زمان كمتري ميبرد. در نمايشگاه اولي كه در خانه هنرمندان برپا كرديم 15 تن از مشاهير ادبي و هنري و چند نفري هم مثل دكتر اسحاقي، دكتر حسابي و مرحوم تختي در اين مجموعه به نمايش گذاشته شدند، علاوه بر يك سرديس برنزي از دكتر مصدق و براي اولين بار ماده برنز را به كار برديم كه به موزه مشاهير منتقل شدند. در هفته آينده هم مجسمههاي اميركبير، زكرياي رازي، ابوريحان بيروني و خواجه نصيرالدين طوسي و صائب تبريزي به مجموعه برج ميلاد اضافه خواهند شد. مجسمه امام خميني هم با توجه به آنكه از مدتي پيش آماده شده بود در نظر است كه اواسط خردادماه از آن رونمايي شود. 16 ارديبهشت ماه نيز قرار است از مجسمه دكتر نواب، پدر علم نوين دندان پزشكي در كنگره دندان پزشكي رونمايي شود كه البته اين مجسمه به سفارش انجمن دندانپزشكان ساخته شده است. مجسمههاي شهيدان باكري و همت نيز تا دو ماه آينده آماده خواهند شد كه به موزه مشاهير تحويل خواهيم داد. در نظر داريم مجموعهاي از مجسمههاي اساطير ايراني را هم براي يك نمايشگاه در خارج از كشور آماده كنيم كه از اين مجموعه، مجسمه كاوه آهنگر به طول 5/2 متر در حال ساخت است كه تماماً از جنس سيليكوناند.
از اعضاي خانواده افرادي كه مجسمهشان را ساختهايد چه كساني براي بازديد مجسمههايتان تا به حال چه در خانه هنرمندان و چه در حال حاضر كه در برج ميلاد به نمايش گذاشتهايد، مراجعه كردهاند؟
مثلاً برادر دكتر چمران جناب مهندس چمران يا پسر دكتر حسابي از هر دو نمايشگاه ما بازديد كرده و تشكر كردند و بسيار از كارمان خوششان آمده و يا برادرزاده صادق هدايت، همسر آقاي شاملو حتي با ما در زمان ساخت مجسمه همسرشان خيلي همكاري كردند و به دفترمان آمدند و لوازم شاملو مثل عينك و شلوار ايشان را در اختيارمان قراردادند چون عقيده داشتند كار بهتر ميشود و ما هم با توجه به آنها سايز و فيگور را تغيير داديم تا متناسب با خود شاملو شود و با لباسهاي خودش مجسمه را به نمايش گذاشتيم و حس جالبي را هم بوجود آورد و شايد يكي از دلايلي كه بيشتر مورد توجه قرار گرفت در نمايشگاه اول همين مسئله بود كه چيزي از وسايل شاملو را به مجسمه اضافه كرده بوديم.
به نكته جالبي اشاره كرديد، اين مجسمه و برخي ديگر شباهت بيشتري به شخصيت واقعيشان دارند تا مجسمه افرادي نظير آلاحمد يا دكتر دانشور.
بله درست ميگوييد همانطور كه اشاره كردم لوازم افراد كمك بيشتري به باور پذيرشدن و حتي تناسب سايز مجسمهها با سايز واقعي شخصيتها دارد و در واقع همه عوامل در شباهت يك مجسمه نقش دارند.
در واقع بعد از اينكه مجسمههاي شخصيتهايي چون دكتر حسابي، دكتر چمران، ستارخان و فردوسي را ساختيم تصميم گرفتيم كه نمايشگاهي از آنها برپا كنيم. در اين زمان به فكرمان رسيد كه مجسمههاي يك طيف خاص از مشاهيرمان را بسازيم بهتر است، مثل مشاهير ادبي به دليل رابطه خوبي كه ملت با آنها دارند و از آنجا كه اساساً ايرانيها با شعر ارتباط و انس بهتري دارند شروع به ساخت مجسمه مشاهير ادبي معاصر كرديم و البته تعداد بسياري از اين مشاهير را نتوانستيم براي نمايشگاه اول بسازيم و تنها سعي كرديم به گونهاي مشهورترينها و دوستداشتنيها ساخته شوند با اين ديد كه در آينده بقيه مشاهير ادبي را به آن مجموعه اضافه كنيم.
براي شروع كار به جستوجوي عكسهايي كه از اين اشخاص وجود داشت پرداختيم. در اين ميان با توجه به اينكه بيشتر عكس اين افراد چه عكسهايي است كه مردم ديدهاند و يا متعلق باشد به دوران اوج شهرت اين افراد، ساخت چهرهها را آغاز كرديم كه مردم با آنها بيشتر ارتباط برقرار كنند. خب در اين ميان مثلاً جلال آلاحمد چند نمونه عكس بيشتر نداشت و يا سيمين دانشور از جوانيهايش كمتر از دوران پيرياش عكس بود و مردم هم عكس دوران پيري ايشان را بيشتر ديده بودند و ميشناختند. قرار گرفتن جلال و سيمين كنار هم به گونهاي است كه فاصله سنيشان درست نيست و اين ميشود گفت كاري است كه مجسمه ميتواند انجام دهد. با اين تصور كه اي كاش جلال ميتوانست دوران پيري سيمين را ببيند كه به چه شكل ميشود و يا ميتوانست با سيمين پير شود اين مجسمهها را ساختيم، با اين ايده كه جلال جوانتر ايستاده باشد و سيمين كه مسنتر است به صورت نشسته كار شود، يا مثلاً كتي كه جلال به تن دارد را بر اساس داستان مشهوري انتخاب كرديم. داستاني كه روايت ميكند روزي جلال كتش را روي دوش يا دستش انداخته بوده و راه ميرفته كه فردي با فرض اينكه او دستفروش است سؤال ميكند اين كت چند؟! كه به مذاق جلال خوش ميآيد كه او را به عنوان يك روشنفكر با يك دستفروش اشتباه گرفتهاند و به همين خاطر نخواستم او رابا توجه به عكس واقعياش بازسازيكنم. اما همانطور كه اشاره كرديد شاملو به خاطر نوع نشستنش كه مورد پسند همسرش هم بوده ولوازم شخصياش، بسيار به خود واقعياش شبيه شد.
در ميان شخصيتهايي كه مجسمههايشان را ساختيد با كدام يك از نزديك برخورد داشتهايد؟
شهريار را در دوران كودكي ديده بودم، آن زمان سنم خيلي پايين بود و روزي با پدرم در خيابان شهريار را ديده بودم و پدرم با او سلام و عليكي كرده بود. آن زمان ما در تبريز زندگي ميكرديم و يادم است كه شهريار را با عصا و قامتي خميده در حال رفتن در بازار تبريز ديده بودم و از جمله مجسمههايي كه شبيه به خود واقعي شخصيت شده بود همين مجسمه بود كه حتي پيش از برگزاري نمايشگاه اولم ساخته بودم چرا كه شهريار همشهري خودم است.
همانطور كه اشاره كرديد اولين شخصيتي كه ساختهايد مجسمه ستارخان بوده. اين انتخاب به خاطر عرق همشهري بودنتان با اين شخصيت است؟
ستارخان از قهرمانهاي ملي ماست كه حتي اگر آذري هم نبودم قصد ساختنش را داشتم. ساخت مجسمه ستارخان براي آذريها نبود براي كل ايران بود. ستارخان هر كجا صحبت كرده از ايران صحبت كرده و هيچ وقت از آذربايجان بصورت تنها نام نبرده و همه تلاشش براي كل ايران بوده. يكي از بحثهاي اين فرد برگرداندن بخشهاي از دست رفته ايران به كل كشور است و آرزويش اين بوده كه آذربايجان و قفقاز و ارمنستان به كشور بازگردانده شوند و ايران قدرتمند باشد. علاوه بر اينكه ايده ساخت مجسمه ستارخان را همان زمان كه در موزه مادام تسو قدم ميزدم به ذهنم رسيد كه چقدر خوب ميشد كه مجسمه ستارخان هم در اين موزه بود! چون مجسمه گاندي كه قهرمان هند است و فقط براي كشور خودش فعاليت كرده در آن موزه به نمايش گذاشته شده ولي ستارخان كه در سياست يك قدم ما را به جلو برده و يا ديگر شخصيتهايمان در اين نمايشگاه وجود ندارند. خب مسئله اين است كه ما بايد به شخصيتهاي برجسته كشورمان بها دهيم تا دنيا هم متوجه بزرگي اين شخصيتها شود. فكر ميكنم شايد ما كوتاهي كردهايم و خيلي قهرمانها و فرهيختگانمان را جدي نگرفتهايم و به آنها نپرداختهايم كه ديگران هم به آنها بها نميدهند.بايد اين شخصيتها را معرفي كنيم تا الگويي شوند براي نسل بعدي. مثلاً شنيدهام كه روي پول كشور تركمنستان يا تاجيكستان عكس بوعلي سينا به عنوان دانشمند آنها نقش بسته و معرفي شده در حالي كه آن كشور زماني جزو خاك ايران بوده ويا مولانا كه كشور تركيه او را منتسب به خود ميداندتمام شعرهايش به زبان فارسي است و اين شخصيت متعلق به خاك ايران است. اساساً ما بايد قدر بزرگاني همچون رازي را بدانيم تا دنيا قدر دانشمندانمان و فرهيختگانمان را بداند. يكي از كارها در اين زمينه ساخت مجسمههاي اينگونه افراد است و مجسمه اولين هدفش بالا بردن قدر و منزلت انسان است و هدف من اين است كه كار مجسمه را به همين شكل ادامه دهم و مشاهيرمان را به دنيا معرفي كنم.
در مقابل مجسمههاي سيليكوني شما مجسمههاي هنرمند ديگري از استاد فرشچيان، انتظامي و... ديگر هنرمندان هم وجود دارد؟
بله ولي تفاوت كار ما با آنها اين است كه در كار آنها صورت از جنس سيليكون و دست و پا از پلياستر و كار آقاي كنگراني است، سيستم رنگآميزيشان هم با مجسمههاي ما متفاوت است. به عقيده بنده از لحاظ هنري شايد فرمها كارهاي پسنديدهاي باشند ولي يك مقدار در تكنيك و متريال با كار ما متفاوت است.
انتقادي كه از كار شماست اين است كه به عنوان هنرمند تقليدي از مجسمهسازي غربي و موزه تسو در كارتان وجود دارد با اين تفاوت كه شخصيتها تنها متفاوتند.
تكنيك ما متفاوت است. حتي سازندگان آثار موزه مادام تسو هم قطعاً اگر كار ما را ببينند شگفتزده خواهند شد. چون آنها بسيار از مجسمههايشان مراقبت ميكنند و ميترسند كسي نزديكشان شود ولي مجسمههاي ما را بازديدكننده خيلي راحت حتي بغل ميكند يا جابهجا ميكند. در مقوله نوآوري هم ميتوانم بگويم مثلاً مجسمه فردوسي را بزرگتر از اندازه معمولي ساختهايم به گونهاي كه چنين موردي تا به حال در ايران و حتي موزه تسو با اين متريال نداشتهايم.
هزينهاي كه صرف ساخت مجسمههايتان ميشود را چطور تأمين ميكنيد، گويا از موي طبيعي هم در آنها استفاده ميشود؟
بله، مويي كه در ساخت مجسمهها به كار ميرود طبيعي است چراكه كيفيت و ماندگاري بهتري نسبت به نمونه مصنوعياش دارد و البته گرانتر است. تا پيش از نمايشگاه برج ميلاد تمام هزينهها را خودم پرداخت ميكردم. سيليكون ماده خيلي گران و وارداتي است و وارد كردنش در دوران تحريم بسيار سخت بود اما با وجود تمام اين مسائل احساس ميكردم اين كار ارزش هزينه كردن را دارد. اما در حال حاضر از طرف شهرداري اين مجسمهها خريداري و در برج ميلاد به نمايش گذاشته ميشود.
با توجه به توضيحاتتان و اينكه بدون در اختيار داشتن الگويي به ساخت چنين مجسمههايي اقدام مي ورزيد احتمالا شما سابقه فعاليت در زمينه هنر را داشته ايد؟
بله. بك گراند بنده نقاشي است بهخصوص پرتره، البته نقاشي نخواندهام و تنها از نوجواني تا همين اواخر و قبل از ساخت مجسمهها با مواد مختلف اعم از رنگ و روغن، اكريليك و مداد، نقاشي پرتره ميكردهام و شايد در كار خودم هم يعني ساخت دست و پاي مصنوعي اين هنر كمكم كرده كه در واقع رنگ دست را طبيعي بسازم و ريزهكاريهاي دست را طوري كار كنم كه براي بيمار خوشايند باشد و اگر اين بكگراند هنري نبود شايد در اين شاخه از پروتز ساختن وارد نميشدم. من از هنر به پروتز و از پروتز به هنر برگشتهام و در ساخت مجسمهها هم يك مقدار از اطلاعاتي كه در رشتهام داشتهام مثل آناتومي و متريال و آشنايي با مواد مختلف از جمله پلياورتان و سيليكون استفاده كردم و با اطلاعات هنري پيشينم درآميختم كه محصولش اين مجسمهها شده است.
در ميان صحبتهايتان به ساخت مجسمههاي مشاهير نجف اشاره كرديد. چطور براي ساخت اين مجسمهها انتخاب و معرفي شديد؟
در واقع بنده براي دوسالانه مجسمهاي كه دو سال پيش برگزار شده بود تصوير مجسمه ستارخان را به عنوان نمونه كار ارسال كرده بودم كه در آن دوسالانه شركت كنم كه به هر دليل پذيرفته نشدم اما از اهالي دفتر انتخاب آثار كه كارم را ديده بودند مرا به شركتي كه رابط بين ما و عراق بود معرفي كردند و ما هم سفارش كار آنها را پذيرفتيم.
قصد داريد با كشورهاي ديگر هم چنين همكارياي داشته باشيد؟
خير. در واقع ميشود گفت بنده حرفهام ساخت دست، پا و... مصنوعي است و در اين حرفه مشغول فعاليت هستم اما به خاطر احساس مسئوليت و ديني كه نسبت به ساخت مجسمههايي از مشاهيرمان داشتم شروع به ساخت مجسمههاي سيليكوني كردم تا به اين شكل مشاهيرمان به مردم معرفي و فرهنگمان به اين شكل تقويت شود. بعد از نمايشگاه اولي هم كه درخانه هنرمندان برپا شد هميشه در فكر اين بودم كه با حمايت سازمانهاي دولتي مكاني به عنوان موزه مشاهير درنظر گرفته شود تا اين مجسمهها به صورت دائم در آن به نمايش گذاشته شوند كه اين اتفاق افتاد و سال گذشته تراز برج ميلاد براي نمايش اين مجسمهها و ديگر مجسمههايي كه در آينده به اين مجموعه اضافه خواهند شد، از طرف شهرداري درنظر گرفته شد. در واقع ترجيحم اين است قبل از اينكه خدمتي به فرهنگ كشورهاي ديگر كنم خدمتي به كشور خودم كرده باشم.