اين طور نيست كه فقط «كافران ملت واحده» باشند. وجوه مشترك بسياري در بين تيپهاي اجتماعي يا گونههاي حكومتي و دستههاي نخبگي در جهان وجود دارد. همانگونه كه تكفيريگري اختصاص به وهابيهاي قاتل و فاسد ندارد و تمامي مشارب رفتاري آنها را در سطحي وسيعتر و كاملاً مشابه ميتوان در تفكر صهيونيسم مشاهده و ثبت كرد. نمونه اكمل تكفيريگري را بايد در پديدهاي به نام امپرياليسم يا استكبار مشاهده كرد. همه اينها و نمونههاي ديگري در جهان هستند كه در عين حال كه آشكارا باطل، فاسد، ظالم، خودخواه و خودكامه و تماميت خواه و خودشيفته هستند، خود را صاحب حق ميدانند و ديگران را تحمل نميكنند و سركوبگرانه در مقابل هر «صداي ديگر» و «انتقاد مستدل» يا «اعتراض بديهي» ميايستند. ويژگي مشترك اين جماعتها اين است كه همگي نقاب دارند. يعني اينكه «جو فروش گندم نما» هستند. مدعي چيزي هستند كه ماهيت آنها در مقابل اين ادعاست. همگان را براي هورا كشيدن و تأييد خودشان ميپذيرند و اگر كسي يا كساني جرئت چهرهنمايي از آنها به خود راه دهد، يا تروريست است يا شورشي يا خودكامه و اصولگرا و مستحق سركوب و كنار زدن!
شيمون پرز، رئيس رژيم صهيونيستي در نشست داووس چند سال قبل در چهرهاي انساندوستانه گفته بود به «كودكان فلسطيني حق ميدهد كه از آسمان آبي بهرهمند شوند و لذت ببرند.» ولي اين دريافت كننده جايزه نوبل جهاني، از قاتلهاي حرفهاي است كه در كشتن و شكنجه كردن فلسطينيها استاد است و براي غصب سرزمين مقدس فلسطين از هيچ جنايت و دروغي فروگذار نميكند!
امريكا و سران اروپا، نئو نازيستها را به وسيله شركتهاي امنيتي خود آموزش ميدهند و... اعتراضات معمولي را به شورش و كشتار و براندازي در اوكراين ميرسانند ولي روستبارها را تروريست و شورشي مينامند. آيا حاكمان بحرين نياز به معرفي شدن دارند؟ اين حاكمان و دستگاه سركوبگر آنها براي فردي كه دو هفته قبل به شهادت رساندهاند، حكم زندان 15 ساله هم صادر ميكنند! و كسي حق اعتراض به خودكامگي آنها ندارد. مقامات امريكايي اگر بتوانند ارتباطات خود را با بن لادن سرپوش بگذارند ولي تشت رسوايي همكاري و حمايت از القاعده در سوريه و نمونههاي ديگر، از بام افتاده و صدايش بلند است. اين غربيها با تمام توان چه در دوره پهلوي و چه در سي و چند سال پس از انقلاب، هر چه توانستهاند عليه نظام و مردم ايران به عمل آوردهاند و نام آن را در محافل آكادميك، منافع ملي مشروع و در محافل رسانهاي و بينالمللي، «دفاع از حقوق بشر و نيازهاي امنيت منطقهاي و جهاني» گذاشتهاند. اين مقامات استكباري درفتنه 88 با آموزش، پول، رسانه و ديپلماسي و شورشسازي و به اميد ساقط كردن نظام اسلامي ايران و با نام دموكراسي خواهي از جان مايه گذاشتند و امروز از سران فتنه با نام «حقوق بشر» دفاع ميكنند. در اين غرب وحشي، كسي حق ابراز كوچكترين كلمهاي در مورد هولوكاست ندارد ولي به تمامي ارزشها و مقدسات ميتوانند لجنپراكني كنند. ناسزا به رئيس جمهور مباح است ولي كسي نبايد جنايات نظام سرمايهداري يا فساد ملكه و خانواده انگليس را بر ملا كند. هر خودكامه و ديكتاتور و فاسد در جهان كه اين نظام استكباري و سيستم فكري آنها را بپذيرد، از آنهاست و پاك ميشود و قابل حمايت، ولي هركس با مباني و رفتار و سياستهاي اين پديده فاسد مخالف باشد، بايد نابود شود.
راه دور نرويم چون اين سمفوني، يك پديده جهاني است. اگر بخواهيم از فساد مالي فلان خانواده يا فلان قرارداد نفتي حرفي بزنيم يا از يك توافق مشكوك، غيرقابل دفاع، غيرحرفهاي، ضعيف و ارزان فروش و... انتقاد شود، به جز اينكه بيسواد و جاهل هستيد، كارتان با كرامالكاتبين است و يك «لولو» از شما شكايت ميكند. اگر از فلان پادشاه فاسد و نظام او يا سياستهاي كاملاً شمشير كشيده و جنگي او در سطح منطقه و عليه ايران انتقاد كنيم يا از سير تطهير و احياي جريان فتنه، سخني به ميان آيد، نه تنها رخصت نميدهند و غيرمجاز است، بلكه پروندهسازي هوشمند و هدفمندي براي عقب راندن و منفعل كردن ديگر نهادهاي نظام شروع ميشود. البته به طور همزمان، هتاكان به مقدسات مسلم قرآني يا امام هادي (ع) يا ديگر ارزشهاي اعتقادي و انقلاب اسلامي و ترويج كنندگان غربزدگي و اشرافيگري فاسد و ستيزهجو و كراواتيهاي شيك، معيار درك از زمان را دانستن زبان انگليسي و پذيرش واقعيتهاي مشعشع غربي در جهان ميدانند و... همگي آزادند و حمايت ميشوند و به ساختارهاي اجرايي، فرهنگي، ديپلماتيك و... باز ميگردند. مهم اين است كه بايد آنها تأييد شوند، اين يك پديده واحد و يك سمفوني جهاني است كه اتفاقاً در يك نظم همگرايانه هم عمل ميكنند. سياست، اخلاق، رفتار و برنامهها با مشابهت عجيبي در يك مسير و مطابق هم هستند. آزادي فقط براي خوديها و هتاكان و ممنوعيت و منفعل سازي و سركوب براي هر كس با ما نيست. اين يك سمفوني جهاني است در مقابل كلمه الحق.