رضا لیاقتورز | سنت جالبی که در سالهای اخیر در برخی پروژههای عمرانی کشور باب شده، نصب تابلوی روزشمار در مقابل آن پروژه است که شمارش معکوس آغاز بهکار را به مردم و رهگذران اطلاع میدهد. از طرفی دیگر سنت ناجالبی که در سالهای گذشته به دفعات شاهد آن بودهایم، مقوله توجیه کاستیها در عوض عذرخواهی بود. واقع امر، این است که در این سالها کم ندیدهایم پروژههایی را که در هنگام سررسید موعد افتتاح آن، یا به شکل نیمهتمام افتتاح شدهاند و یا اینکه هزار و یک دلیل درباره چرایی ناقص ماندن آن به میان آمدهاست. نقش رسانهها برای مسوولان، این روزها - به شکلی کاملا آشکار - شناخته شده و به رسمیت شناخته شدهاست؛ چه آنکه در هنگام عدم پیشرفت امور مطابق برنامهها فضاسازی به قصد اقناع مخاطبان و مردم، از طریق همین رسانهها صورت میگیرد یا وقتی پروژهها بهثمر مینشیند و افتخاری بزرگ در مقیاس ملی حاصل میگردد، این مطبوعات و سایتها هستند که تریبون میشوند اما در هنگام کاستیها و ایرادات، این رسانهها هستند که حلقه مفقوده هستند. تردیدی نیست که عرصه مدیریت، از بسیاری جهات دارای شباهتهایی به میدان ورزشی شبیه فوتبال است. از این رو نمیتوان همیشه پیروز بود و شیپور پیروزی نواخت. گاهی هم بخت با ما یار نیست و توپها وارد دروازه نمیشوند؛ لذا باخت و مساوی هم در کارنامه رخ میدهد. آیا در این مواقع، مربی بازنده باید خود را از زاویه دید خود پیروز بپندارد و هزار و یک توجیه باورپذیر و باور ناپذیر بیاورد؟ یکی از بدعتهای شایستهای که در یک دهه اخیر شاهد آن بودهایم، عذرخواهی رسمی «رئیسجمهوری» روی آنتن زنده تلویزیون – آن هم در شبی جنجالی که با تاخیر بیش از یک ساعت در پخش تصویر وی همراه شد – به دلیل کاستیهای صورت گرفته توسط دولت در زمینه توزیع سبد کالای خانوار بود. این اتفاق، بیشک رخدادی بود که نهتنها از اعتبار و پایگاه مردمی دولت تدبیر و امید نخواهد کاست، بلکه بهیقین در اذهان مردم رقیقالقلب ایران سرافراز دارای تاثیرات مثبت هم خواهد بود. گاه، مردم و افکار عمومی نیازمند شنیدن یک عذرخواهی هستند تا بدانند نهتنها به شعور، فرهنگ و شخصیتشان توهین نشده؛ بلکه بالعکس مورد تکریم هم قرار گرفتهاند. عرصه اقتصاد کشور، امروز بهجد نیازمند این روحیه است. بسیاری از پروژههای کشور- به دلایلی نظیر تحریم یا سوء مدیریت – روی زمین مانده و مردم در این میان حق دارند که علت را بدانند و مسوولان هم قطعا باید در این باره به ارائه توضیح بپردازند. خصوصا در حوزه نفت که بیشک عنوان موتور محرک اقتصاد کشور را داراست، وعدههای زیادی هست که به فرجام نرسیده و وزیر کنونی و مدیرانش، این همه را به میراث گرفتهاند و شاید خود در رقم خوردن این روند، کمترین تقصیر و تاثیر را داشتهاند اما به عنوان مسوول، اکنون باید پاسخگو باشند. پس نفت هم به مانند هر حوزهای از کشورداری، شباهتهایی به همان مثال فوتبال دارد؛ لذا حتی اگر علت ضعفها و نتایج غیرقابل قبول کنونی، حاصل عملکرد کسانی دیگر است که امروز مورد تایید مردم نیستند، میشود در مقابل رسانهها نشست، توضیح داد و عذرخواهی کرد. خصوصیسازی در نفت، راهاندازی بورس نفت، فازهای پارس جنوبی، ماجرای سوآپ، قراردادهای توسعه میادین نفتی، تزریق گاز به مخازن، طلبهای نفتی از برخی کشورها و از آن مهمتر برخی بابکزنجانیها (!) و مواردی از این دست، تنها گوشهای از عملکردی است که علت همه آنها را بیتردید نمیتوان تحریمها دانست اما تفاوتی هم نمیکند. هرچه که بوده، تمام شده و اکنون نوبت ساختن رسیدهاست. این روحیه جدید که در شخص رئیسجمهور است، قطعا در کابینه هم هست و افشا و پیگیری مفاسد نیز خصلتی است که میتواند نوشداروی صنعتی باشد که در این سالها بسیاری از نخبگان و ذخایرش را از دست دادهاست.