«سيد محمد مجابي» معاون محيطزيست در آيين گشايش نمايشگاه عكس «مسير سبز- ساحل پاك از نگاه مردم» كه عصر روز شنبه در برج ميلاد برگزار شد، سخن گفت. محور سخنان وي در مورد بحث پرچالش زباله و بازيافت بود كه به مناسبت روز بيزباله در تهران كه روز جمعه گذشته بود، مطرح شد.
يك: يكي از مفاد قانون مديريت پسماند در كشور مقرر كرده است كه زباله تا پايان سال 91 بايد به صورت تفكيك شده جمعآوري شود. اما در عالم واقع پس از گذشت 14 ماه از تاريخ اين ضربالاجل هنوز هيچ تفكيكي در جمعآوري زباله صورت نگرفته است و هيچ تلاش و همتي هم در اين راستا و در خصوص امر فرهنگسازي و آموزش شهروندي از نهادهاي متولي به ويژه خدمات شهري شهرداري تهران مشاهده نشده است. با اين وجود در اين يك مورد خاص به رغم ضعف شديد قوانين زيست محيطي، مفادي براي اجرا وجود داشته است و متأسفانه اين مهم در مرحله اجرايي لنگ ميزند كه قصور آن مستقيماً متوجه شهرداري، مجلس شوراي اسلامي و تا حدي رسانه ملي است چرا كه در اين صورت بايد فراكسيونهاي مرتبط با محيط زيست در مجلس و كميسيون اصل 90 اين ضعف را مطرح و مورد بازنگري مجدد قرار دهند تا دوباره چنين امري كه در حال حاضر از مسير خود خارج شده دوباره در مسير قرار بگيرد.
دو: به نظر ميرسد كه اگر هزينهاي بسيار كمتر از هزينه سالانه جمعآوري زباله خرج فرهنگسازي شود، بيشك در آيندهاي نه چندان دور چنين حركتي مثمرثمر خواهد شد و هر چه فرهنگسازي گستردهتر و مبتني بر اصول علمي و آموزههاي زيست محيطي شود، هزينه و زحمت بسيار زيادي كه صرف جمعآوري زباله ميشود، در كيسه متولي يعني شهرداري باقي خواهد ماند و از اين زحمت معاف خواهد شد، مشروط بر آنكه از هماكنون به موازات روش غيرقابل قبول و هزينهبر فعلي جمعآوري زباله امر مهم فرهنگسازي و آموزش شهروندي شروع شود.
سه: اما يكي از مهمترين اقداماتي كه بايد به صورت جدي فرهنگسازي و توسط خانوادههاي ايراني پيگرفته شود، خودداري از دريافت كيسههاي پلاستيكي در هنگام خريد است. چرا كه در حال حاضر وجود كيسههاي پلاستيكي در زبالهها به صورت جدي سلامت محيطزيست را به مخاطره انداخته است و طبق آمارهاي رسمي پژوهشگاههاي زيستمحيطي در سطح جهان گاه تا ميليونها سال زمان نياز است كه يك كيسه پلاستيكي جذب محيطزيست شود. با اين اوصاف شايسته است در هنگام خريد از كيفها و سبدها و زنبيلهاي مخصوص خريد استفاده كرد و از گرفتن كيسههاي پلاستيكي كه جنس خريداري شده در آن ارائه ميشود، خودداري كرد كه گذشته از بحث مورد نظر در بسياري موارد سلامت مواد غذايي خريداري شده را هم تحتالشعاع قرار ميدهد. بنابر اين شايسته و بايسته است كه تا زمان فراگير شدن توليد و عرضه كيسههاي قابل جذب گياهي به گونهاي عمل شود كه كيسههاي كمتري در فرآيند جمعآوري زباله به طبيعت وارد شود.
چهار: آخرين مورد نيز بحث بسيار اساسي بازيافت كاغذ است كه سالانه به خاطر تأمين كاغذ، مقوا، كارتن و... شمار بسيار زيادي از درختان جنگلهاي كشور قطع و در پروسه توليد كاغذ قرار ميگيرند. از اين رو با كمال تأسف و در خلأ آموزههاي فرهنگي و زيست محيطي، كاغذ بسيار زيادي در كشور مضمحل ميشود در حالي كه ميتوان با روي كار آمدن بخشي از اهداف دولت الكترونيك،از مصرف بيرويه كاغذ اجتناب نمود؛ ضمن آنكه بايد در مفاد درسي آموزش و پرورش و آموزش عالي نيازها و بايدها و نبايدهاي زيست محيطي گنجانده شود و در اين خصوص در جامعه فرهنگسازي شود كه كاغذهاي دور انداختني را در كيسههاي جداگانه بازيافت كرد و كيسه حاوي كاغذ و مقوا را به صورت هفتگي و جدا از زبالهها به ويژه زبالههاي تر در كنار سطلهاي زباله (نه در داخل آن) قرار داد تا شركتهايي كه در زمينه بازيافت كاغذ فعال هستند به راحتي حجم بسيار زيادي از كاغذ و مقوا را جمعآوري و در فرآيند خرد و خمير كردن آنها دو مرتبه كاغذهاي مورد نياز توليد و به جامعه عرضه كنند. بيشك در صورتي كه حتي نيمي از جمعيت كشور به اين باور و الزام برسند كه بازيافت كاغذ به اين صورت تضمينكننده حيات جنگلها و درختان است، ميتوان كماكان سايه درختان را بر سر خود داشته باشيم. بنابر اين براي نيل به چنين مقصودي همتي جمعي و حماسهاي حداكثري نياز است.