
به نيمههاي ارديبهشت ماه كه ميرسيم، زمزمههاي كتاب و كتابخواني هم به گوش ميرسد و خيليها برنامهريزي ميكنند تا خودشان را به بزرگترين نمايشگاه سالانه كتاب برسانند؛ هرچند قيمتها بالاست و گراني كاغذ هم مزيد بر علت شده اما با اين حال عده زيادي بهخصوص دانشگاهيان و محققان سعي ميكنند تا به اين نمايشگاه بيايند و كتابهاي مورد نيازشان را گلچين كنند.
با اين وجود نمايشگاه كتاب داراي نقاط ضعف و قوت زيادي است كه بد نيست امسال با رصد آنها نمايشگاهي پربارتر با تأثيرات بالاي فرهنگي داشته باشيم.
در اين راستا چند سؤال به ذهن متبادر ميشود، كه دستاوردهاي اين فستيوال بزرگ فرهنگي به چه ميزان است؟ سهم ايران در بازار جهاني كتاب كجاست؟ در بحث اقتصاد فرهنگ، براي رونق كتاب و كتابخواني چه كردهايم؟ متأسفانه در چند سال گذشته به دليل گراني كاغذ بعضي از نويسندگان و ناشران ورشكست شدند حتي تغيير شغل دادند البته مثل هميشه كتابهاي عوامگرا با موضوعات زرد فروش نسبتاً خوبي داشتهاند. در نگاهي خوشبينانه بعضي كتابها از جمله كتاب«دا» توانست فروش خوبي داشته باشند كه اين يك حركت خوبي بود اما آيا واقعاً تمام توان دستگاههاي عظيم فرهنگي كشور در حد همين چند كتاب فعاليت دارند؟ باز هم گلي به گوشه جمال حوزه هنري كه با آثار قابل توجهي كه داشته، پرفروشترين كتابهاي سال در نمايشگاه را از آن خود كرده و به نسبت بقيه ارگانها موفقتر بوده است كه اين جاي تقدير دارد. اما آيا قرار است تنها هر سال در ارديبهشت ماه شاهد يك جمعه بازار بزرگ كتاب باشيم؟! واقعاً سياستگذاريهاي بلند مدت و كوتاه مدت در عرصه كتاب چيست؟ آنهم نمايشگاهي كه فرصت خوبي است تا مردم از نزديك نويسندهها و ناشران محبوب خود را ببينند و با آنها تبادلنظر كنند با اين وجود وقتي به نمايشگاه كتاب ميرويم به غير از برخي ناشران خردهپا بقيه حاضر نميشوند ميان مردم بيايند مگر جلوي دوربين رسانه ملي و بس!
فرصتهاي طلايي نمايشگاه كتاب
در نمايشگاه كتاب ميتوان از ايدههاي مردم استفاده كرد، زيرا افراد از گروهها و موقعيتهاي مختلف به نمايشگاه ميآيند كه بعضي ايدههاي خوبي در سر دارند و ميتوانند آنها را در اختيار ناشران، نويسندگان و مسئولان نمايشگاه بگذارند، يك ارتباط دوسويه و خوبي حاكم ميشود و اين خود نوعي احترام گذاشتن به مخاطبان كتاب هم است كه ميتوان برنامههايي هم براي كشف استعدادها گذاشت، خيلي وقتها مردم عادي تجربيات و ايدههاي بكري دارند كه در هيچ كجاي دنيا نميتوان آنها را پيدا كرد. براي مثال همين ايده صلوات مجريان تلويزيوني قبل از شروع خبر توسط پيشنهادات مردمي ايجاد شد. بنابراين در فرصت نمايشگاهي ميتوان از تجربيات انسانهاي جهانديده استفاده كرد كه حتي ميتوانند به موضوع تأليف يك كتاب مبدل شوند؛ افرادي كه نقاط مختلف دنيا را رفتهاند و در فستيوالهاي كتاب شركت كردهاند قطعاً انتقال تجربيات از آنها هم بهينه است هم به صرفه و جذاب زيرا بهجاي آنكه ناشر، نويسنده يا مسئول فرهنگي خود با هزينه بيتالمال براي كسب اين تجربيات به گوشه و كنار دنيا برود بهراحتي از تجربيات اين افراد استفاده ميكنند.
صداوسيما اهرم قوي براي كتاب
شايد يكي از ارگانهايي كه عكسالعمل خوبي در قبال نمايشگاه كتاب دارد، صداوسيما باشد اما با اين حال اغلب برنامههاي توليد شده در اين زمينه جذابيت لازم را براي مخاطبان عام ندارند و رفع تكليفي هستند. برگزاري برخي برنامههاي تركيبي در لوكيشن نمايشگاه حركت خوبي است كه بايد فراگيرتر به آن پرداخت اينكه تمام برنامههاي تركيبي و با اجراي زنده در ايام نمايشگاه در اين فضا باشد، خواه ناخواه مخاطبان را درگير مسئله فرهنگ ميكند؛ البته اين امر يك مسئله دوسويه است و قبل از هر چيز نمايشگاه هم بايد زمينه براي حضور بيدغدغه دستاندركاران تلويزيوني در ابعاد و تعدادي كه لازم است در نمايشگاه فراهم آورد و اين موضوع تنها به چند برنامه خاص محدود نشود. متأسفانه حضور ورزشكاران، بازيگران در نمايشگاه كتاب چندان پررنگ نيست اما در نمايشگاههايي مثل مطبوعات به راحتي حاضر ميشوند و خود را در معرض ديد رسانهها قرار ميدهند؛ درحاليكه در كارزار واقعي فرهنگي از اين قشر انتظار بيشتري ميرود تا حاضر باشند زيرا خيلي وقتها اينكه مردم از زبان بازيگر يا ورزشكار محبوبشان نام يك كتابي را بشنوند، برايشان جذابيت بيشتري دارد و اين ممكن است سبب شود تا كمكم فرد به طرف دنياي كتاب برود. در اين ميان بيشتر از هر چيز آنچه جاي تأسف دارد، اين است كه برخي از مديران ورزشي ما كتاب را در سبد مصرفي ورزشكاران قرار نميدهند چه آنكه قبل از اين يكي از بازيكنان باشگاه ذوبآهن گفته بود؛ من در تمام طول فعاليت ورزشيام تنها در اين باشگاه امكانات كتابخواني و كتابخانه ديدهام. جالب اينجاست كه اين ورزشكار خود از بيفرهنگي مديران ورزشي گلايه داشت.
در هر صورت نمايشگاه سالانه كتاب فرصت خوبي است تا از طريق آن نويسندگان گمنام شناخته شوند و نويسندگان معروف ابزاري براي فرهنگسازي گردند به همين خاطر بايد از اين فرصتي كه سالانه به دست ميآيد، كمال بهره را برد. مسئله ديگري كه درباره نمايشگاه كتاب بايد در نظر داشت، آن است كه چرا در زمان برگزاري نمايشگاه شاهد ورود خيل عظيمي از مخاطبان كتاب از سراسر كشور هستيم در حاليكه حداقل سالانه در هر استاني نمايشگاه كتاب برگزار ميشود و بايد تا حد زيادي اين جمعيت كنترل شود. وقتي اين سؤال را از مسافران شهرهاي ديگر ميپرسيم ميگويند در اين نمايشگاه كتابهايي است كه به راحتي آنها را در بازار و نمايشگاه استانيمان پيدا نميكنيم. اين امر نشاندهنده ضعف شديد ناشران و شبكه توزيع است، بهخصوص اينكه امروزه شبكه اينترنت و تلفن راههاي سادهتر و ارزانتري براي خريد و تهيه كتاب به شمار ميرود. اما در واقع تبليغات زياد رسانهاي درباره نمايشگاه كتاب تهران و نبود تبليغات مفيد درباره نمايشگاههاي استاني باعث هجوم جمعيت به نمايشگاه تهران ميشود. متأسفانه در اغلب استانها مديران دولتي و صداوسيماي محلي خود را براي معرفي كتاب وكتابخواني موظف نميدانند و تبليغات تنها به چند بنر ساده در سطح شهر محدود ميشود. اين نشان ميدهد در عرصه فرهنگ، مديريت يكپارچه و پاسخگويي نيست و برخي از مسئولان خود را در قبال آنچه رسانهاي ميشود، مسئول ميدانند. كمترين تأثير اين اتفاق هجوم خيل عظيمي از مخاطبان از شهرهاي دور و نزديك با تحمل مشكلات سفر براي رفتن به نمايشگاه است؛ مسئلهاي كه از نظر مسئولان بيلان محور يك مزيت محسوب ميشود و با افتخار از آن ياد ميكنند.
الزامات رفاهي نمايشگاه
افرادي كه به نمايشگاه ميآيند عمدتاً خانوادهها هستند كه به غير از تهران از شهرهاي ديگر آمدهاند اما متأسفانه امكانات رفاهي براي استراحت آنها در نمايشگاه تأمين نيست؛ مثلاً افراد مجبورند براي استراحت روي زمين يا راهپلهها بنشينند كه اصلاً مناسب فضاي فرهنگي نيست، در حالي كه در طول سالنها ميتوانند صندليهاي رديفي پلاستيكي بگذارند. از مواردي كه متصديان فرهنگي امسال درباره آن سخن گفتهاند و به نظر نشاندهنده احترام مسئولان نمايشگاه به مخاطبان است، راهاندازي مهدكودك در كنار نمايشگاه ميباشد تا خانوادهها راحتتر و با فراغ بال بيشتري به گشت وگذار در سالنهاي نمايشگاه و انتخاب سبد فرهنگي خود بپردازند. اما آبخوريهاي نمايشگاه جاي گله دارد؛ اگر در طول مسير كسي تشنه شود بايد مسافت زيادي را تا آبخوريهاي شلوغي برود كه ظاهرشان در شأن افراد نيست. درحاليكه با هماهنگي و برنامهريزي نه تنها خود نمايشگاه ميتواند آبخوريهاي مجهزي در قسمتهاي مختلف تعبيه كند و اين نياز اوليه افراد را برطرف نمايد، بلكه از آنجايي كه بيشتر ناشران بزرگ كشور دولتي هستند نمايشگاه ميتواند مديران غرفهها را به نصب آبخوري دركنار غرفهها الزام كند. از سوي ديگر حالا كه امتياز نمايشگاه كتاب تهران به حضور بالاي شهرستانيها است، تأمين محل شارژ تلفن همراه بهاندازه كافي و به صورت ايمن، كمترين امكاني است كه ميتواند براي مخاطبان گذاشته شود تا با مشكل مواجه نگردند. متأسفانه توجه به رفاه بازديدكنندگان كه اصل موضوع نمايشگاه است از نكات مغفول مانده است و انتظار توجه بيشتري در خصوص آن است.
در طول سالها متصديان فرهنگي كشور هجوم خيل عظيمي به نمايشگاه كتاب را يك امتياز برآورد كردند و معتقدند ما پر مخاطبترين نمايشگاه كتاب جهان را داريم اما بايد گفت حضور اين سياهيلشكرها نه تنها يك امتياز نيست بلكه بيانگر ضعف شديد مديريتي در عرصه فرهنگ و رسانه است، زيرا اگر قرار بود پرجمعيت شدن نمايشگاه كتابي باعث امتياز باشد، كشورهاي زياد ديگري بودند كه ظرفيت چنين اتفاقي را داشتند؛ كشورهايي مثل چين، هند و ژاپن. اين نقطه ضعف و نشاندهنده توسعهنيافتگي فرهنگي و شبكه توزيع در سرتاسر كشور است؛ تجربهاي كه هرسال تكرار ميشود. اميدواريم امسال شاهد رونق بزرگترين فستيوال فرهنگي كشورمان باشيم البته با رفع مشكلات سالهاي پيش.