
سال 2011 مصادف شد با فصل اعتراضات عربي كه جهان عرب از مراكش تا بحرين را درگير خود كرد و باعث شد تا زينالعابدين بنعلي در تونس، حسني مبارك در مصر، سرهنگ معمر قذافي در ليبي و علي عبداللهصالح در يمن بعد از سالها حكومت بلامنازع از اريكه قدرت سقوط كنند. در اين ميان، الجزاير كمترين اثر از اين توفان عربي را ديد با وجود آن كه حداقل نزديك به دو كشور تونس و ليبي است و از اين مهمتر، ميراثدار بزرگترين حركت انقلابي عربي محسوب ميشود. انتخابات رياستجمهوري الجزاير روز پنجشنبه 17 آوريل برگزار شد و در برابر بحراني كه بر جهان عرب بعد از سه سال سايه انداخته، اين انتخابات در فضايي از ثبات سياسي كشور برگزار شد و به نظر ميرسد كه عبدالعزيز بوتفليقه بعد از سه دور رياستجهموري ميتواند براي چهارمينبار مقام رياستجمهوري اين كشور را به عهده داشته باشد. براي تحليل اين وضعيت از ثبات سياسي الجزاير بايد به سه عامل جنبش دهه 90، شخصيت خود بوتفليقه و سياست محتاطانه او در قبال تحولات عربي اشاره كرد.
جنبش دهه 90
نكته جالب توجه اين كه الجزاير سالها قبل از تونس و ديگر كشورهاي عربي دچار توفان سياسي شد، از دسامبر 1991 كه ارتش الجزاير با انجام كودتا نتايج مرحله اول انتخابات پارلماني را باطل كرد و قدرت را به دست گرفت، جبهه نجات اسلامي به رهبري عباس مدني توانسته بود دور اول انتخابات را به سود خود تمام كند و اگر دور دوم نيز برگزار ميشد بيشك اين جبهه قدرت را در الجزاير به دست ميگرفت. ارتش كه نميتوانست پيروزي و به قدرت رسيدن جبهه نجات اسلامي را تحمل كند چارهاي جز كودتا نداشت و شروع كرد به دستگيري وسيع رهبران و اعضاي اين جبهه. عباس مدني و ديگر رهبران جبهه به زندان افتادند و گفته ميشود كه دستگيريها تا آن حد بود كه ارتش مجبور شد اردوگاههايي در صحرا براي اسكان دستگيرشدگان برپا كند. پاسخ به كودتاي ارتش، الجزاير را درگير جنگ خونين داخلي كرد. اعضاي باقيمانده جبهه نجات اسلامي به همراه نيروهاي جماعت مسلح اسلامي جنگ چريكي را عليه ارتش، نيروهاي امنيتي و پليس به راه انداختند و در حالي كه اعضاي جبهه، نبرد را در شهرها ادامه ميدادند، نيروهاي جماعت مسلح در روستاها و كوهستان ميجنگيدند. معارضان مسلح، در ابتدا ارتش و پليس را هدف حملات خود قرار ميدادند اما بعد حمله به غيرنظاميان هم انجام ميشد كه در بعضي از مواقع منجر به قتلعام خانوادهها نيز ميشد. اين جنگ در دهه 90 منجر به كشته شدن 150هزار تا 200هزار نفر شد و هر چند كه در پايان اين دهه و با سياست آشتيجويانه بوتفليقه تا اندازه زيادي فروكش كرد اما گفته ميشود كه به صورت پراكنده در برخي از مناطق الجزاير تاكنون ادامه دارد.
شخصيت بوتفليقه
بوتفليقه از نخستين مبارزان جبهه آزاديبخش ملي الجزاير براي استقلال اين كشور از استعمار فرانسه بود. با استقلال الجزاير در 1962، بوتفليقه براي سالها وزارت خارجه اين كشور را به عهده داشت و بعد از مرگ هواري بومدين در 1987 تلاشي براي رسيدن به مقام رياستجمهوري داشت كه با مقاومت ارتش روبهرو شد و سه سال بعد چارهاي جز خروج از كشور و تبعيد نداشت. با وجود آن كه ارتش او را به تبعيد فرستاد اما بعد از نزديك به يك دهه جنگ داخلي مجبور شد او را به وطن و براي خاتمه دادن به اين جنگ دعوت كند چراكه شخصيت بوتفليقه به عنوان مبارز قديمي استقلال بهترين گزينه براي مصالحه بين ارتش و مبارزان مسلح بود.
بوتفليقه با حمايت ارتش در انتخابات رياست جمهوري 15 آوريل 1999 شركت كرد و توانست با كسب 74 درصد آرا پيروز اين انتخابات شود. او در ابتدا مبناي كار خود را بر سياست آشتيجويانه گذاشت و بر اساس اين سياست بود كه مذاكره با ارتش نجات اسلامي را شروع كرد. ارتش نجات اسلامي گروه احياء شده از چندين گروه معارض و به طور عمده متشكل از هواداران جبهه نجات اسلامي بود و بوتفليقه در نهايت توانست موافقت اين گروه را براي انحلال خود به دست آورد. با انحلال ارتش نجات اسلامي مهمترين گروه معارض از صحنه سياسي خارج شد و جماعت اسلامي مسلح نيز ديگر چندان تواني نداشت كه بتواند در برابر ارتش قدرت قابل توجهي باشد. بوتفليقه در گام بعدي از سياست آشتيجويانه خود طرح عفو ملي را پيش برد. او در ابتدا طرح عفو ملي با آزاد كردن بسياري از زندانياني انجام داد كه مرتكب جرايم كوچك شده بودند و سپس قانوني به نام نظم اجتماعي را تنظيم كرد كه بنابر آن، هر فرد از مبارزان كه مرتكب قتل يا زنا نشده بودند مورد عفو قرار ميگرفتند. اين قانون در 16 سپتامبر 1999 به همهپرسي گذاشته شد و با رأي مثبت مردم به آن، بسياري از مبارزان سلاح خود را به زمين گذاشته و با تسليم به ارتش توانستند به زندگي عادي خود برگردند. بوتفليقه به اين وسيله توانست بعد از سالها جنگ خونين داخلي را تمام كند و به اين وسيله ثبات را دوباره به كشور برگرداند. اين پيروزي دستاورد بزرگي براي بوتفليقه به دنبال داشت تا آن كه به عنوان مرد ثباتساز براي مدتها رياستجمهوري را در دست داشته باشد و با اصلاح قانون اساسي در 2008 و لغو محدوديت دو دوره، بتواند براي سومين دور نيز رئيسجمهور الجزاير باشد.
مقاومت در برابر توفان
تحولات عربي توفاني بود كه حكام مقتدر با دهها سال حكومت بلامنازع را از قدرت به زير كشيد اما بوتفليقه آسيبي از اين توفان نديد. علت امر جدا از وجهه مورد قبول او در داخل الجزاير به سياست او در نحوه مقابله با اين توفان ارتباط دارد كه ميتوان آن را به مقاومت در برابر توفان تعبير كرد. اين مقاومت در دو محور كلي شكل گرفت. محور نخست در شخصيت آشتيجويانه بوتفليقه بود كه به استقبال تحولات عربي رفت تا با برآورده كردن برخي از مطالبات داخلي مانع از سرايت توفان به درون الجزاير شود. از اين رو، او در ابتدا وضعيت فوقالعاده را در كشور لغو كرد تا انگيزه سياسي- امنيتي براي اعتراض را در داخل برطرف كرده باشد و بعد قول و قرارهايي براي اصلاحات سياسي دارد تا آن كه برخي از درخواستهاي سياسي را پاسخ داده باشد. از آنجايي كه يكي از عوامل مهم توفان عربي برخاسته از شرايط اقتصادي توده مردم بود، بوتفليقه با استفاده از درآمد قريب به 16ميليارد رانتي نفت و گاز اقدام به كاهش قيمت برخي از اقلام اساسي مردم كرد تا وضعيت معيشتي موجب برانگيخته شدن اعتراضات نشود. محور ديگر مقاومت بوتفليقه در ايجاد انسجام ميان محورهاي اساسي قدرت بود و البته در تحقق اين هدف ياران و معتمداني دارد كه به او كمك ميكنند و يكي از مهمترين آنها برادرش، سعيد بوتفليقه، است. او با كمك اين افراد توانسته استحكام داخلي را بين محورهاي قدرت از جبهه آزاديبخش ملي الجزاير، ارتش و نيروهاي امنيتي و محافل قدرتمند در شركتهاي نفت و گاز حفظ كند. بوتفليقه با اين دو محور از سوي انگيزه اعتراض را در داخل كاست و از سوي ديگر ثبات سياسي را حفظ كرد تا آن كه توفان عربي نتواند تأثيري بر الجزاير بگذارد. به اين جهت است كه او در حال حاضر و با وجود بيماري و ضعف تنها كسي است كه توانسته ثبات الجزاير را با چهارمين دوره رياستجمهوري حفظ كند.