
ليگ سيزدهم يكي از عجيبترين ليگهاي اين چند سال اخير بود. ليگي كه مدعيان زيادي براي قهرماني داشت، به طوري كه با وجود ريزش مدعيان طي فصل، در هفته آخر پنج تيم شانس قهرماني داشتند كه اين يكي از عجايب ليگ برتر طي اين سيزده سال بود.
بغض 9 ساله فولاد تركيد
فولاد بعد از سه فصل ناكامي با جلالي، توانست در ليگ دوازدهم به رتبه چهارم جدول دست يابد و اين شروعي تازه بود براي نماينده خوزستان. فركي كه حضورش در فولاد با رساندن اين تيم از رتبه چهاردهم به چهارم آغاز شده بود، براي فصل جديد برنامه ويژهاي داشت. هر چند كه ابتداي فصل آرش افشين را از دست داد اما با تكيه بر بازيكنان بومي، خيلي زود توانست فولاد را به عنوان يكي از مدعيان ليگ معرفي كند. كار كردن در خوزستان ساده نبود. خاطره سر شكسته و صورت پر خون فركي هنوز فراموش نشده اما سرمربي فولاد اين حركت را به پاي عشق مردم به فولاد گذاشت و به جاي مقابله به مثل كردن با آنها، نشان داد كه مخالفانش اشتباه ميكردند. فولاد برخلاف سه فصلي كه با جلالي گذرانده بود بدون حاشيه و ريخت و پاش اضافي توانست از همان ابتدا در بين هرم مدعيان قهرماني جاي بگيرد. هر چند كه اين تيم در زمانهاي حساس امتيازهاي مهمي را از دست داد، نظير سه امتياز بازي برگشت برابر استقلال در اهواز كه ميتوانست كار قهرماني اين تيم را در غدير تمام كند. اما سرانجام با همان آرامشي كه فصل را طي كرده بود، توانست بعد از گذشت 9 سال، بار ديگر جام را به خوزستان برده و دومين قهرماني در ليگ برتر را در كارنامهاش ثبت كند.
طلسم پرسپوليس شكست
براي پرسپوليس يك شروع خوب بود. شايد براي اولين بار يا حداقل معدود دفعات، سرمربي بموقع انتخاب شد. بازيكنان طبق نظر او قرارداد بستند و تمرينات هم در زمان مناسب برگزار شد. همه چيز نويد يك فصل خوب را براي سرخپوشان ميداد. فصلي كه ميتوانست ناكاميهاي فصلهاي قبل را جبران كند. دايي البته از همان ابتدا گفت كه قولي براي قهرماني نميدهد. اما همه به قهرماني پرسپوليس اميدوار بودند. در واقع به نظر ميرسيد همه چيز مهياست. اما از همان ابتدا، خوديهاي تيم تيشهاي به دست گرفتند براي زدن ريشه تيم. پرسپوليس همان اندازه كه زود براي فصل جديد آماده ميشد، همان اندازه هم زود با حاشيهها دست دوستي داد. اولين حاشيه تيم كنار گذاشتن كريمي بود. هر چند هر مربي حق دارد بازيكنانش را خودش انتخاب كند اما در اين خصوص رويانيان به گونهاي رفتار كرد كه بين هواداران پرسپوليس دودستگي ايجاد شود. بحث قراردادهاي ميلياردي، دادن اتومبيلهاي آنچناني به بازيكنان و... از جمله حواشي پرسپوليس در ليگ سيزدهم بود كه ترمز پيشرفت اين تيم را هر از چندگاهي ميكشيد. درگيري با قهرماني (جدا از اينكه حق با چه كسي بود) از جمله مسائل حاشيهاي بود كه تا ماهها به طول انجاميد. اعتصاب بازيكنان پولكي و درگيريهاي رويانيان با زمين و زمان، همه و همه دست به دست هم داد تا پرسپوليس آنگونه كه بايد نتواند موفق شود و امتيازهاي زيادي را مفت از دست داد. آخر كار هم كنارهگيري رويانيان و روي كار آمدن پروين و آتش اختلافات او و دايي بود كه پرسپوليس را بيش از پيش زمين زد تا تيمي كه يكي از مدعيان قهرماني بود يك هفته مانده به پايان ليگ اين شانس را از دست بدهد. هرچند كه اتفاقات عجيب دو هفته آخر و عدم نتيجهگيري استقلال و نفت سرانجام پرسپوليس را به نايب قهرماني ليگ رساند تا نوار ناكاميهاي چند ساله اين تيم پاره شود. هرچند كه با نايب قهرماني در ليگ سيزدهم هم مشكلات اين تيم حل نشد و همچنان به قوت خود باقي است.
روزهاي خوب يحيي در نفت
يحيي اگر چه در صبا نتوانست موفق عمل كند و حضورش در پرسپوليس هم كوتاه بود. اما شايد همين زمان اندك حضور در پرسپوليس بود كه باعث شد نفتيها سراغ اين مربي جوان بروند، آن هم بعد از ابراهيم زاده. به نظر نميرسيد يحيي بتواند در نفت حرفي براي گفتن داشته باشد، خصوصاً كه اين تيم بازيكنان شاخصي هم نداشت كه بتواند كمك حال مربي جوان خود باشند. اما يحيي هر اندازه در صبا موفق نبود در نفت تهران توانست خودي نشان دهد و تواناييهايش را ثابت كند، به طوري كه در اكثر هفتههاي ليگ در بين مدعيان جاي داشت و گاهي هم اگر از اين كورس عقب ميماند خيلي زود جبران مافات ميكرد. يحيي تا آخرين ثانيههاي ليگ هم ميتوانست قهرمان باشد و اين شانس را داشت اما شكست يك برصفر برابر سپاهاني كه براي سهميه ميجنگيد در هفته آخر، رؤياي قهرماني اين تيم را خراب كرد و نفت يحيي به كسب سهميه با به دست آوردن عنوان سومي ليگ رضايت داد.
نزول سپاهان
سپاهان بعد از آنكه فصل گذشته نتوانست چهارمين قهرماني پي در پي خود را جشن بگيرد، قصد داشت اين وقفه را جبران كند. اما مشكلات مديريتي از همان ابتدا گريبان اين تيم را گرفت و اجازه نداد سپاهان آن تيمي باشد كه چهار مرتبه جام قهرماني را بالاي سر برده. هر چند در فصل نقل و انتقالات اين تيم براي قهرماني بسته شد و حتي آرش افشين، بهترين گلزن فولاد را هم جذب كرد. اما جدايي برخي بازيكنان نظير خلعتبري و جباري و اختلاف نظر كرانچار با مديريت باشگاه كه سرانجام به تغيير مديريت اين تيم انجاميد، اجازه نداد سپاهان فصل خوبي را پشت سر بگذارد. زردپوشان اصفهاني البته طبق معادلات عجيب هفته بيست و نهم در هفته آخر روي كاغذ شانس قهرماني هم داشتند اما به رغم شكست نفت، يكي از مدعيان قهرماني نه تنها موفق به كسب جام نشدند كه از كسب سهميه هم بازماندند!
شانس قهرماني كه پنجم شد!
قهرماني شعار اصلي استقلال در ليگ سيزدهم بود؛ شعاري كه با حضور قلعهنويي و نفراتي چون نكونام، منتظري، تيموريان، رحمتي و. . . در اين تيم دور از ذهن هم نبود. اما كار استقلال خيلي زود گره خورد. با وجود آنكه روند نتيجهگيري استقلال خوب بود، بازيكنان اصلي اين تيم به دليل مشكلات و اختلاف نظراتي كه با سرمربي و مديريت باشگاه داشتند، يكي پس از ديگري ساز جدايي كوك كردند تا دست قلعهنويي خيلي زود در پوست گردو بماند، به طوري كه كمبود بازيكن روي نيمكت اين تيم اجازه نميداد قلعهنويي جذبه خاص خود را در اجراي قوانينش حفظ كند و برابر تخلفات مثل هميشه ايستادگي داشته باشد. اين مسئله از يك سو و بحثهاي مالي، استقلال را در سالي كه شانس اول قهرماني بود با مشكل مواجه كرد. از سوي ديگر عدم نتيجهگيري در ليگ قهرمانان هم مزيد بر علت شد تا روحيه اين تيم تا حد زيادي پايين بيايد و باوجود آنكه با پيروزي در هفته بيست و نهم برابر فولاد شانس قهرماني اين تيم بار ديگر قوت گرفت اما باخت سنگين هفته سيام برابر تراكتور نه تنها رؤياي قهرماني را براي مدافع عنوان قهرماني نقش برآب كرد كه دست اين تيم را از گرفتن سهميه نيز كوتاه كرد!