چه آنكه در طول قرنها تجربه نشان داده است كه در هر جامعهاي، افراد قابل توجهي به قوانين اخلاقي ملتزم نيستند و اگر قدرتي آنها را مهار نكند، زندگي اجتماعي را به هرج و مرج ميكشند. برقراري نظم و جلوگيري از هرج و مرج و اختلال نظام اجتماعي، استقرار حكومت و اعمال قدرت سياسي را در همه دورهها و براي همه جوامع امري اجتنابناپذير ميسازد.
برخي از صاحبنظران اسلامي با برداشت از آيات قرآن كريم، ضرورت تشكيل دولت از جمله دولت اسلامي را امري فطري ميدانند كه همه انسانها به انگيزه فطرت احساس ميكنند كه چرخ جامعه بدون گرداننده، خود به خود گردش نخواهد كرد.
علاوه بر ضرورت عام وجود حكومت براي تمامي جوامع، از لحاظ ديني نيز بسياري از اهداف عاليه اسلام و مقاصد شريعت مانند اقامه قسط و عدل اسلامي، اعلاي كلمه حق، هدايت انسانها به سوي خدا، اجراي احكام قضايي اسلام، دفاع در برابر دشمن و. . . بدون استقرار حكومت امكانپذير نيست. بر اين اساس گفته شده كه وجود قانون، هر قدر كامل و غني باشد و حتي اگر متكي به وحي هم باشد، بدون دستگاه حكومتي و اجرايي نميتواند سعادت بشر را تأمين كند و اصلاح جامعه را موجب شود.
اصل 56 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، به عنوان زيربناي فكري نظام سياسي جمهوري اسلامي در باب حاكميت و حكومت، از مهمترين اصول قانون اساسي است كه به تبيين حق حاكميت در نظام جمهوري اسلامي ايران پرداخته است.
به موجب اين اصل «حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است. هيچ كس نميتواند اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد و ملت اين حق خداداد را از طرقي كه در اصول بعد ميآيد، اعمال ميكند.»
اصل 56 قانون اساسي با تكيه بر مباني فكري انديشه اصيل اسلامي، به روشني و صراحت، شالوده حكومت در نظام اسلامي را طي چند جمله بيان كرده است.
جمله ابتدايي اين اصل، ناظر بر حق حاكميت مطلق الهي است كه در انديشه اسلامي به رسميت شناخته شده و بر اساس آن، پروردگار عالَم، مالك و حاكم مطلق بر تمام هستي و آفرينش است. حاكميت الهي در جهان، هم از طريق تكوين و هم از طريق تشريع بر موجودات جهان، از جمله انسان جريان دارد كه آياتي از قرآن همچون آيه «إنِ الحُكمُ إلّا لِلّه» بر آن دلالت دارد. معناي روشن اين آيه آن است كه هرگونه فرمان در عالم آفرينش و تكوين و در عالم احكام دينى و تشريع به دست خدا است. حاكميت و ولايت تكويني خداوند بر تمامي موجودات جهان ساري و جاري است، ليكن حاكميت تشريعي خداوند، صرفاً نسبت به موجودات مختار و مكلّف، همچون انسان جريان دارد. توضيح آنكه حاكميت مطلق خدا بر جهان آفرينش نتيجه منطقي دلايل متقن توحيد، نخستين اصل اعتقادي اسلام است؛
بنابراين در مكتب اسلام، انسان، بذاته هيچ گونه حق حاكميت به صورت مستقل بر جهان آفرينش و خود ندارد (بر خلاف مكاتب الحادي) و بر اين اساس، از لحاظ ديني به دليل عدم حقانيت نميتواند مستقلاً به تشريع و وضع مقررات، تشكيل حكومت، قضاوت و فصل خصومت و... در جامعه انساني مبادرت كند، اقدام به چنين اموري تنها در صورتي مجاز و مشروع است كه خداوند متعال به عنوان صاحب حق، چنين صلاحيتي را به فرد يا افرادي اعطا كرده باشد.
جمله دوم اصل 56 قانون اساسي با عبارت «و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است»، ناظر بر به رسميت شناختن حق حاكميت انسان بر سرنوشت خويش يا حق تعيين سرنوشت است اين قسمت از اصل، به درستي در ادامه جمله اول اصل و به عنوان نتيجه برآمده از جمله اول بيان شده است؛ چراكه حق حاكميت انسان بر سرنوشت خويش، نتيجه منطقي اصل اعتقادي «آزادي و اختيار انسان» در اسلام است كه اين اصل، خود از جمله سنتها و قوانين تكويني الهي است.
بر اين اساس، اعمال حق تعيين سرنوشت از سوي انسان، در قبول يا عدم قبول آزادانه احكام تشريعي و فرامين الهي، از جمله موضوع تشكيل حكومت و قضاوت جلوهگر ميشود؛ انسانها بر اساس اين حق خدادادي، آزادند كه با اختيار و اراده خود، ولايت و حكومت الله (يا جانشينان مأذون از قبل او) را برگزينند كه از طريق وحي به انسانها ابلاغ شده است يا آنكه از ولايت و حكومت الله سرباز زده و گردن بر حكومت طاغوت نهند. سنّت الهي بر اين قرار گرفته كه انسان با آزادي كامل، هر يك از اين دو طريق را به دلخواه خويش بپيمايد و البته، در مقابل هر انتخاب، مسئوليت آن را نيز در پيشگاه الهي برداشته باشد.
با اين حال، توجه به اين نكته ضروري است كه به رسميت شناختن حق تعيين سرنوشت براي انسان، به هيچ وجه ملازم با «حق حاكميت» قائل شدن براي انسانها در مكتب اسلام نيست تا بتوان، مشروعيت (= حقانيت) حكومتهاي منتخب مردم را از آن نتيجه گرفت؛ چراكه اين دو حق، دو حقّ مجزاي از هم است؛ حق حاكميت، متعلق به خالق هستي و كساني است كه به حكم و فرمان او به عنوان حاكم بر جامعه، منصوب شدهاند؛ حال آنكه حق حاكميت بر سرنوشت، حقي است متعلق به تمامي انسانها كه خداوند بر اساس سنت آزادي و اختيار انسان، به وي عطا كرده است تا خود مسير زندگي خويش را تعيين كند و سعادت يا شقاوت را به دست خود رقم زند. بنابراين، پذيرش حق حاكميت انسان بر سرنوشت خويش، هر چند به رسميت شناختن حكومت و حاكمانِ مورد قبول مردم را در پي دارد، لزوماً حقانيت و مشروعيت حكومت را در انديشه اسلامي، به ويژه مكتب تشيع در پي نخواهد داشت؛ اين دو حق زماني بر يكديگر منطق خواهند شد كه حكومتِ منتخب و مقبولِ مردم در يك جامعه، در راستاي انتخاب آزادانه خويش، حكومت مورد نظر الهي و حاكم منصوب از جانب او را برگزيند و بر سرنوشت خويش حاكم سازد. در اين صورت، حكومت مقبول مردم، از حقانيت برخوردار است و مشروع قلمداد ميشود.
البته بديهي است كه انسان، جامعه و ملت معتقد به خدا، در دوراهي اين انتخاب، بنابر ايمان حقيقي خود به خدا، با احساس مسئوليت در برابر ذات باري تعالي، اطاعت از وحي و فرمان او را برميگزيند و براي اطمينان از خشنودي خدا و رسيدن به كمال شايسته خويش، حكومت مورد نظر الهي و حاكم منصوب از قِبَل او را براي خويش انتخاب ميكند و اراده و آزادي خود را در حوزه مشيت تشريعي خدا قرار ميدهد و حاكميت خود را از طريق قبول حاكميت خدا اعمال ميكند. در چنين صورتي، دو رشته حاكميت به هم ميرسد و انسان و جامعه مؤمن با اطاعت آزادانه خويش از وحي، حاكميت خدا و حاكميت انسان بر سرنوشت اجتماعي خويش را توأم با هم متجلي ميگرداند.
نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران با به رسميت شناختن حق تعيين سرنوشت براي انسانها در جمله دوم اصل 56، آزادي مردم در انتخاب نوع حكومت و حاكمان را اعتقادي ديني و حقي خداداد به شمار آورده كه بايد محترم انگاشته شود. اين اعتقاد در شكلگيري نظام «جمهوري اسلامي» نيز متبلور است؛ چه آنكه اين نظام بر پايه خواست قلبي مردم مسلمان ايران نسبت به پذيرش حاكميت موازين اسلامي بر تمامي شئون زندگي اجتماعي به وجود آمده و حكومت برآمده از آن نيز بر اساس آموزههاي اسلامي در قالب انتخاب ولي فقيه جامعالشرايط كه در زمان غيبت امام معصوم، زعامت نيابي بر امور مسلمين دارد، شكل گرفته است. رأي آزادانه مردم ايران در رفراندوم انتخاب نوع حكومت (جمهوري اسلامي) و پس از آن، مفاد قانون اساسي تبلور برجسته اعتقاد به حق حاكميت انسان بر سرنوشت اجتماعي خويش در نظام جمهوري اسلامي ايران است.
پينوشتها در دفتر روزنامه موجود است
* كارشناس ارشد حقوق عمومي