کد خبر: 641220
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۷:۳۲
طعنه سنگيني بود براي فوتباليست‌هايي كه به ظاهر دم از وطن‌پرستي، وطن دوستي و عرق ملي مي‌زنند اما به عمل كه مي‌رسد پا پس مي‌كشند: «در دفترچه خاطراتم ثبت مي‌كنم كه يك قطري بيشتر از يك ايراني دلش به حال تيم ملي ايران مي‌سوزد!»
شيوا نوروزي
طعنه سنگيني بود براي فوتباليست‌هايي كه به ظاهر دم از وطن‌پرستي، وطن دوستي و عرق ملي مي‌زنند اما به عمل كه مي‌رسد پا پس مي‌كشند: «در دفترچه خاطراتم ثبت مي‌كنم كه يك قطري بيشتر از يك ايراني دلش به حال تيم ملي ايران مي‌سوزد!»
طعنه بحقي كه كارلوس كرش پس از خداحافظي يا بهتر است بگويم كناره‌گيري مجتبي جباري از تيم ملي در نخستين كنفرانس خبري‌اش به زبان آورد، انتقادي كه شنيدنش از زبان مربي خارجي واقعاً براي ايراني‌‌ها سنگين بود؛ ايراني‌هايي كه دلشان براي كشورشان و تيم‌هاي ملي‌‌اش مي‌سوزد. اما دل خوني از دست برخي ملي پوشان بي‌تعصب‌شان دارند. متأسفانه در چند سال اخير موج پشت پا زدن ملي‌پوشان به پيراهن تيم ملي سير صعودي به خود گرفته تا آنجا كه بازيكنان زيادي ترجيح دادند قيد پيراهن تيم ملي را بزنند و بروند دنبال فوتبال باشگاهي و پول بيشتري به جيب بزنند.
مجيدي، رحمتي، عقيلي، جباري و ... انصرافي بعدي هنوز مشخص نشده اما واضح است كه جباري پرحاشيه قطعاً آخرين ملي‌پوش انصرافي نخواهد بود. در يك دهه اخير فوتبال كشورمان دچار تغييرات بسياري شده است؛ مهم‌ترين دگرگوني كه مدت‌هاست يقه تيم ملي و تيم‌هاي باشگاهي را گرفته رنگ باختن تعصب، عشق به پيراهن، احترام به هوادار و عرق ملي است. در عين حال بازيكناني كه در مستطيل سبز به زمين مي‌روند به خوبي ياد گرفته‌اند كه بيشتر مراقب سلامتي ساق‌هايشان باشند تا پول بيشتري در بياورند. اينكه براي كدام تيم و در كدام كشور توپ بزنند فرقي نمي‌كند همين كه دستمزد خوبي عايدشان شود كافي است. حتي اگر لازم ببينند بي‌خيال تيم ملي و جام جهاني هم مي‌شوند تا مبادا آينده كاري‌شان به خطر بيفتد.
حضور موفق در جام جهاني بزرگ‌ترين آوردگاه فوتبالي جهان آرزو و انتظار همه هموطنان فوتبال دوستمان است. از طرفي فدراسيون فوتبال براي راهيابي تيم ملي به اين مسابقات و برگزاري اردوهاي تداركاتي هزينه زيادي را پرداخت كرده است، حال كه وقت آن رسيده تا نتيجه اين همه هزينه را ببينيم برخي‌ از انجام مسئوليت بزرگي كه به گردنشان است شانه خالي مي‌‌كنند. كرش در بخش ديگري از صحبت‌‌هايش خاطره‌اي تعريف كرده به تيم ملي گفت كه بيش از هزار نفر خواهان پوشيدن پيراهنش بودند اما اينجا در كشورمان خبري از اين حرف‌ها نيست.
زماني بازيكنان براي رسيدن به تيم ملي و حتي نشستن روي نيمكت ذخيره‌ها سر و دست مي‌شكستند و در طول يك فصل تمام تلاششان را مي‌كردند تا رضايت سرمربي تيم ملي را جلب كنند. ولي زمانه عوض شده، به شكل بدي هم عوض شده؛ آنها كه به تيم ملي فراخوانده مي‌شوند به راحتي و در جهت حفظ منافع شخصي خود به تيم كشورشان پشت مي‌كنند و پيغام مي‌دهند: نمي‌آييم! آنوقت مرد پرتغالي كه دست به دامن بازيكنان شاغل در ليگ‌هاي اروپايي و دورگه مي‌شود او را به باد انتقاد مي‌گيريم.
مطمئناً كرش به اين واقعيت رسيده كه فوتباليست‌هاي شاغل در ليگ ايران جز پول، درآمد بيشتر و مسائل حاشيه‌اي به چيز ديگري فكر نمي‌كند. اما بازيكناني كه در ساير ليگ‌هاي اروپايي پرورش يافته‌اند تفكر حرفه‌اي دارند و مفهوم «سرباز تيم ملي» را به خوبي درك كرده‌اند. دقيق‌تر كه به اين موضوع نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم كه هستند بازيكنان خارجي كه با چند سال بازي در ليگ برتر حاضرند براي تيم ملي‌مان هم بازي كنند. نمونه‌اش ادينهو بازيكن مس كرمان. ادينهو حتي براي كرش پيغام هم فرستاد و علاقه قلبي‌اش را براي خدمت به تيم ايران اعلام كرد. منتها قوانين فوتبال سد راه اين بازيكن شد.
پشت كردن به تيم ملي توهين به ملت است، توهيني كه به سرعت در حال گسترش است و اپيدمي آن دامن خيلي‌ها را گرفته. برخورد جدي با سربازان فراري تيم ملي تنها راه مقابله با اين اپيدمي است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار