کد خبر: 640850
تاریخ انتشار: ۲۵ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۰:۴۰
لزوم اجباري شدن مشاوره ازدواج
مي‌گويند ازدواج مثل يك هندوانه در بسته است كه تا با يك نفر زير يك سقف نروي معلوم نمي‌شود كه با چه آدمي سروكار داري؟!
فرزانه فريدوني

شايد اين حرف تا حدودي درست باشد اما پس نقش خود ما در انتخاب و شناخت كجاي اين معما قرار مي‌گيرد؟ مگر مي‌شود با كسي آشنا شوي و مدتي نامزد باشي و در اين رفت و آمدها از همديگر و خانواده‌هايتان شناخت به دست نياوري؟ البته راهنمايي بزرگ‌ترها و مشاوره سايرين مي‌تواند در اين شناخت متقابل به ما كمك كند و از تجربه‌هاي آنها استفاده كنيم. با همه اين تفاصيل حرف يك عمر زندگي است و بايد با دقت و هوشياري خاصي از فرد موردنظر و خانواده‌اش شناخت و آگاهي لازم را به دست آوريم.

نسل قديم در اين مورد زياد مشكلي نداشتند چون پيوندها اكثراً فاميلي و ميان دوستان و همسايگان صورت مي‌گرفت و نقش ريش سفيدان و بزرگ‌ترها در كسب اين شناخت و مشورت گرفتن بسيار پررنگ بود اما در حال حاضر اين قضيه كمي متفاوت شده است. با توجه به سطح تحصيلات جوانان و گستردگي ارتباطات در جامعه امروز كمتر مي‌بينيم كه آنها براي ازدواج از بزرگ‌ترها مشورت بخواهند و ترجيح مي‌دهند كه مسائل و مشكلات شان را به تنهايي يا با كساني غير از خانواده در ميان بگذارند. با توجه به اين شرايط و اعتقادات نسل جديد آنها هيچ عيبي نمي‌بينند كه براي شناخت بهتر همسر، نامزد يا گزينه موردنظرشان براي ازدواج و برطرف شدن مشكلات زندگيشان به مشاورها و روانشناسان مراجعه كنند و براي حل اين موضوع از آنها كمك بگيرند.

اين در حالي است كه بيش از نيمي از جمعيت كشور را جوانان تشكيل مي‌دهند و همه اين افراد در شرايط ازدواج قرار دارند و در اين مرحله از زندگي مسئله مهمي چون ازدواج را نمي‌توان به تنهايي مديريت كرد. از قبل تا سال‌ها بعد از ازدواج مسائلي براي افراد يا زوجين پيش مي‌آيد كه به مشورت و هم‌صحبتي به يك فرد آگاه و متخصص نياز دارد. از اين روست كه لزوم بهره بردن از مشاوران و روانشناسان مورد اهميت واقع مي‌شود و براي اين منظور بايد بيشتر از اين افراد به ويژه جوانان را حمايت كرده و شرايط لازم را برايشان مهيا كرد.

هزينه سرسام‌آور مشاوره

هر روز در بوق و كرنا مي‌كنند كه جوانان بايد ازدواج كنند و زندگي مشترك تشكيل بدهند اما خبر ندارند كه براي كوچك‌ترين چيزها هم بايد هزينه كرد و اين اعداد بر روي هم يك رقم بسيار زياد را نشان مي‌دهد. در واقع همين مسئله مشاوره و مراجعه دختر و پسر به روانشناس هزينه‌اي دارد كه با گفتنش فقط دود از كله بلند مي‌شود. اگر يك زن و مرد در آستانه ازدواج بخواهند براي مشاوره به يك كلينيك مشاوره يا مطب روانشناسي بروند بايد در ازاي هر يك دقيقه بين 2 تا 4 هزار تومان پول بپردازند. البته اين مبلغ ميزان متوسط قيمت‌هاست و برخي روانشناسان و مشاوران بيشتر از اين براي اين جلسات پول مي‌گيرند. برخي از آنها كه با انصاف(!) هستند و براي يك ماه مراجعه بين 5 تا 7 ميليون تومان در نظر مي‌گيرند و جاي بسي شكر است كه مي‌توانيم براي يك ساعت مشاوره بين 40 تا 60 هزار تومان پرداخت كنيم! حالا با يك دو دو تا چهارتا كردن مي‌توان حدس زد براي يك دوره مشاوره چقدر بايد هزينه كرد؟

اوضاع تا جايي خوب پيش مي‌رود كه مشاور و روانشناس چون طرفين شناخت كافي از يكديگر دارند فقط چند جلسه براي يك زوج در نظر بگيرد و جلسات كمتري مراجعه مي‌كنند. در صورتي كه دو طرف شناخت كمي از هم داشته باشند يا نياز به شركت در كارگاه‌هاي آموزشي پيدا كنند اين هزينه سر به فلك مي‌زند و چه بسا زوجين ترجيح دهند كه اين مسير را نيمه كاره رها كنند و اين هزينه سرسام‌آور را خرج چيزهاي ديگري كنند. در اين شرايط اين سؤال در ذهن شكل مي‌گيرد كه چرا با علم به اينكه مي‌دانيم استفاده از مشاوره قبل از ازدواج نيازي ضروري است تا اين حد هزينه‌بردار است؟

در سال‌هاي اخير يكي از دغدغه‌هاي مسئولان و كارشناسان ترويج فرهنگ استفاده از مشاوره براي ازدواج بوده است. واقعاً اين مسئله براي جامعه باورپذير شده است و اكثر زوج‌هاي جوان در اين مورد نظر مثبتي دارند. اگر يك زوج قبل از اينكه وارد زندگي مشترك شوند بدانند كه وظايف‌شان چيست و از زندگي چه مي‌خواهند و از خواسته‌هاي هم آگاهي پيدا كنند، كمتر در سال‌هاي آينده با پديده طلاق روبه‌رو خواهيم شد.

واقعيت اين است كه شناخت متقابل و كافي دختر و پسر از همديگر باعث مي‌شود كه هنگام روبه‌رو شدن با مشكلات بدانند كه چه عكس‌العملي داشته باشند يا با مراجعه به مشاوران از راهنمايي‌هاي آنها استفاده كنند. آگاه نبودن به وظايف، عدم كفايت در مديريت بحران‌ در زمان مشكلات، عدم درك متقابل طرفين و بسياري از اين موارد ريز و درشتي كه زوجين هنگام طلاق با آنها مواجه مي‌شوند باعث مي‌شود كه به اولين گزينه يعني طلاق فكر كنند. ازدياد آمار طلاق بر روي جامعه اثراتي دارد كه جبران‌ناپذير است و براي اينكه با اين پديده ناخوشايند مقابله كنيم بايد تمهيداتي انديشيد.

مشاوره‌اي اجباري براي زندگي بهتر

حال كه فرهنگ مشاوره در بين جوانان شكل گرفته است چرا براي ترويج آن كاري نمي‌كنيم؟ چرا نبايد مشاوره قبل از ازدواج مانند آزمايش خون، اعتياد و ژنتيك اجباري شده و از اين مزيت براي بهبود زندگي‌مان استفاده نكنيم؟ بهترين و كم هزينه‌ترين كار براي داشتن جامعه‌اي با كمترين آمار طلاق اين است كه مشاوره قبل از ازدواج اجباري شده و اين موضوع جدي دنبال شود. درست است كه هزينه يك عمر زندگي بيشتر از اين مي‌ارزد اما مسئولان نيز مي‌توانند براي اين مسئله راه حلي درنظر بگيرند. البته چند سالي است كه طرح تحت پوشش قرار گرفتن مشاوره قبل از ازدواج به مجلس پيشنهاد مي‌شود اما با بي‌اعتنايي و عدم توجه مسئولان تصويب نمي‌شود. همچنين هر ساله پيشنهاد تعيين تعرفه مشاوره و روانشناس از طرف وزارت بهداشت به شوراي عالي بيمه داده مي‌شود اما تا به امروز نتيجه‌اي نداشته است و بيمه‌ها اين خدمات را تحت پوشش قرار نمي‌دهند. اگر اين خدمات زير پوشش بيمه قرار بگيرد و هزينه‌ها توسط شركت‌هاي بيمه تقبل شود تعرفه‌هاي مشاوره هم سرو ساماني گرفته و هزينه اين جلسات مشاوره بار سنگيني بر دوش زوجين نخواهد گذاشت. مسئولان و عوامل دولتي بايد در اين زمينه اقدام فوري كنند چون هميشه پيشگيري قبل از درمان عاقلانه‌تر است و سرمايه‌گذاري برروي اين مسئله سود بالايي دارد.

اقدامي كه بيشتر از همه به نفع خود افراد و جامعه است و سبب مي‌شود مشكلات رفتاري درمان شده و افراد با عدم آگاهي و شناخت مناسب وارد زندگي نمي‌شوند و پيش از آغاز زندگي جلوي ايجاد بسياري از اتفاقات ناخوشايند گرفته مي‌شود. در واقع اين نوع مشاوره‌ها باعث مي‌شود زوج‌هاي جوان با آمادگي كامل زندگي مشتركشان را آغاز كنند و در ادامه نيز اگر به مشكلي بر‌خوردند با مراجعه به اين مراكز و روانشناسان به درستي براي زندگي‌شان چاره‌انديشي كنند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها