عوامل مختلفي دست به دست هم دادهاند تا فرهنگ در دست گرفتن كتاب و كتابخواني سنتي در كشورمان كمرنگ شود اما ارديبهشت ماه و زمان برپايي نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران كه فرا ميرسد سيل جمعيت مشتاق ملاقات با تازههاي نشر راهي مصلي ميشوند و باز هم پاي يك معماي عجيب به ميان ميآيد كه اگر مردم رغبتي به مطالعه كتاب ندارند، چرا اين نمايشگاه هر سال پر شورتر از سال قبل با سيل عظيم جمعيت بازديدكنندگان مواجه ميشود؛ جمعيتي كه غالب آنها دست خالي از نمايشگاه خارج ميشوند؛ معمايي كه شايد رمزش تغيير ذائقه برخي خوانندگان كتاب از سنت به ديجيتال باشد.
كليشههاي كاغذي صنعت كتاب ايران
مدتها است كه كتابفروشان و ناشران از وضعيت بد بازار فروش كتاب در كشور شكوه ميكنند؛ برخي كتابفروشيها تعطيل ميشوند و نويسندگان با چالشي براي بقا با نان قلم و نويسندگي مواجه هستند. جمعيت نوجوان و جوان ترجيح ميدهند كه اوقاتشان را با تماشاي تلويزيون سپري كنند تا آنكه بخواهند تورقي در كتاب كنند. عصر ديجيتال است و برخي ميگويند كه تكنولوژي بر فرهنگ سنتي چيره شده است؛ برخي ديگر ميگويند كه بعضي سنتها جايگزين ندارند. اين وضعيت هميشه نگرانكننده بوده است اما دوباره دور هم جمع شدن ناشران ايران و جهان در نمايشگاه كتاب تهران كه ارديبهشت ماه برپا ميشود، هميشه بارقه اميدي بوده است براي پذيرفتن اينكه، بحراني بودن وضعيت صنعت كتاب ايران يك داستان و كليشه قديمي بيش نيست. برخي مفسران عقيده دارند كه صنعت چاپ و نشر امروز ايران دچار مشكل شده است. در كشورمان هنوز هيچ آماري به طور رسمي ميزان علاقهمندي اقشار مختلف جامعه به كتاب را ارزيابي نكرده است؛ عموماً آماري كه در اين عرصه منتشر ميشود، اعداد و ارقامي درباره سرانه مطالعه كتاب در كل كشور است؛ اين آمار معمولاً به شكلي جزئيتر وارد ماجرا نميشوند و براي مثال ميزان رغبت ردههاي سني مختلف جامعه ايران به كتاب را بررسي نميكند اما آنچه از ظواهر امر پيداست، اين است كه لذت كتابخواني سنتي نزد اقشار جوان جامعه ايران رو به كاهش است؛ در خيابان، مترو و حتي در خانه، نسل جوان كمتر با گرفتن كتاب در دست و مطالعه آن خو دارد.
ورود قطار ديجيتال به ريل نشر ايران
با وجود تمام آنچه درباره وضعيت بد اقتصاد كتاب در كشور گفته ميشود، آنچه هنوز اميد را نزد جامعه نشر و كتاب ايران زنده نگه ميدارد اين است كه برخلاف بسياري از صنايع خلاق كه عموماً تكنولوژي و ديجيتال را رقيبي براي خود ميپندارند، صنعت كتاب و نشر ايران سعي كرده است كه در سالهاي گذشته با دنياي ديجيتال رقيب كه نه بلكه عجين باشد. در سال گذشته نمايشگاه كتاب تهران عرصهاي براي تبلور حوزه كتابهاي ديجيتال شد؛ در سال گذشته برخي ناشران شماري از آثار خود را در حوزه كتاب به صورت ديجيتال در نمايشگاه كتاب عرضه كردند. مفهوم كتاب ديجيتال دارد كمكم جاي پاي خود را در حوزه كتاب و نشر باز ميكند. اين حركت تدريجي همزمان با يك حركت جهاني است. سايت آمازون امروز يكي از بزرگترين و موفقترين سايتهاي ديجيتال جهان است كه آن را به عنوان منبع فروش كتابهاي ديجيتال سرتاسر دنيا ميشناسند. صنعت كتاب جهان اكنون در حال دست و پنجه نرم كردن با بزرگترين تحول خود از زمان اختراع چاپخانههاي پيشرفته و سرعت بالا و نيز راهآهن است. صنعت كتاب در ايران و ذائقه مخاطبانش نيز از اين تغييرات جهاني مستثني نيست.
نسبت كمرنگ سياستگذاران فرهنگي
با نشر ديجيتال
اغراق نيست اگر بگوييم كه امروزه جامعه ايران بخش عمده اوقات خود را در فضاي ديجيتال سپري ميكند و كتابخوانان ترجيح ميدهند، محتويات دوستداشتني خود را در همين فضا جستوجو كنند. هجوم مردم سرتاسر كشور به نمايشگاه كتاب سالانه تهران گواه علاقهمندي جامعه ما به كتاب است؛ مردمي كه به نمايشگاه ميآيند و با تازههاي نشر آشنا ميشوند. درست است كه پيچيدگيهاي زندگي در عصر مدرن و غالب شدن زندگي ديجيتالي بر زندگي سنتي، آنها را از تورق در كتاب و كتابخواني دور كرده اما شايد اگر حوزه نشر ديجيتال در نمايشگاه كتاب فعال باشد، آنها ديگر دست خالي از اين نمايشگاه خارج نشوند. در واقع كتابهاي ديجيتالي شده براي آنها بهترين آورده فضاي نشر و كتاب در دنياي ديجيتال است. خواسته يا ناخواسته اين اتفاق در حال وقوع است؛ اينكه در آينده نزديك از نظر فيزيكي با شمار كمتري از كتابفروشيها در سطح شهر مواجه باشيم يك حقيقت ناراحتكننده است اما بايد پذيرفت كه رسانههاي سنتي از جمله صفحات كتابها به تدريج در حال دادن جاي خود به رسانههاي ديجيتال هستند. اما در اين جابهجايي آيا سياستگذاران فرهنگي كشور آيندهانديشي لازم را كردهاند؟ آيا براي ذائقهاي كه با سرعتي قابل توجه در حال پا گرفتن و رشد كردن است، تمهيدي در نظر گرفته شده و آيا آينده فرهنگي كشور فضاي كافي و لازم را براي ظهور، رشد و پيشرفت نشر ديجيتال كتاب در نظر گرفته است؟
شايد بايد گفت كه پاسخ منفي است. برخلاف جريان پرشتاب فراگير شدن اينترنت و استفاده از فضاي مجازي آن در سرتاسر كشور شايد آنچه جاي خالياش در بحران كاهش كتابخواني كشور به خوبي احساس ميشود، توجه به پديده جديد صنعت نشر ديجيتال كتاب در كشور است؛ همان طور كه دنياي كتاب از وضعيت فروش و عرضه فيزيكي كتاب به سوي تبليغ، جست و جو و فروش آنلاين كتاب پيش ميرود، ناشران كشورمان نيز بايد براي جلب توجه خوانندگان، خود را بر اين حركت جهاني منطبق كنند. ديجيتالي شدن صنعت نشر و كتاب يك چالش نيست بلكه اين فرآيند تنها تغيير از يك روش به روشي ديگر است؛ روشي كه در آن ناشر از طريق اينترنت مخاطبانش را از انتشار اثر بعدي خود باخبر ميكند و از طريق اينترنت اثرش را تبليغ و آن را ميفروشد و عرضه ميكند.
سنت يا ديجيتال؛ تجارت يكي است
با تمام اين اوصاف هنوز كه هنوز است، نشر سنتي و كتابهاي كاغذي همچنان جايگاه خود را نزد برخي مخاطبان و كتابخوانان حرفهاي دارد و ناشراني كه هنوز پايبند به حفظ سنت هستند در رقابت با نشر ديجيتال نياز به روشهاي تبليغي گستردهتري دارند. بايد خوانندگان خود و نيز پاتوقهاي آنها و علايقشان را بشناسند و بدانند كه بايد با چه زباني با آنها سخن بگويند. ناشران سنتي نياز به ارتباط مستقيم با خوانندگانشان دارند و در اينجا نيز باري ديگر پاي فضاي مجازي و رسانههاي اجتماعي باز ميشود. دنيا در حال پيشرفت با تكنولوژي است و گريز هر چه بيشتر از تكنولوژي و اصرار به پايبندي بر برخي سنتها بار بيشتري را بر دوش ميگذارد و خسارتهاي بيشتري را به بار ميآورد؛ گذار از سنت به ديجيتال در عرصه نشر مانند اين است كه ما داستانمان را به روش ديگري براي مردم تعريف كنيم و به شيوه ديگري به آنها ميوه فرهنگي بدهيم. ما داستانهايمان را به روشهاي مختلفي براي مردم تعريف ميكنيم؛ از طريق كتابها، e-book ها يا كتابهاي الكترونيك و ديجيتال يا برنامههاي نرمافزاري يا حتي لباسها. ما در حال توسعه دادن طيف گستردهتري از مالكيتهاي معنوي و بهرهبرداري از آن هستيم و اگرچه ممكن است ناشران سنتي به اين تغييرات به مثابه خطري بزرگ بنگرند اما حقيقت اين است كه هسته مركزي اين تجارت يكسان است.