«حق آن بود كه خانم اشتون به جاي مداخله در امور داخلي ايران به اصلاح وضعيت زنان و كودكان در اروپا و امريكا اقدام ميكرد. از جمله مواردي كه در گزارش ملي برخي از اين كشورها نيز اعلام شده است اموري چون: گسترش توريسم جنسي، فروش كودكان تحت عنوان فرزندخواندگي كودكان، گسترش روز افزون هرزهنگاري كودكان و سوءاستفاده جنسي از آنها، خشونت عليه زنان توسط شركاي جنسي آنها، ارائه تصوير زنان در رسانهها و تبليغات به عنوان يك شيء جنسي، تبعيض ميان دستمزد زنان و مردان در برخي كشورهاي اروپايي، رواج و گستردگي قاچاق دختران و زنان، رنج زنان در گروههاي نژادي و اقليتي در جوامع مهاجرتي از تبعيضات چندگانه از جهت دسترسي به آموزش، اشتغال و مراقبتهاي بهداشتي، مصرف گسترده مواد مخدر و مشروبات الكلي در ميان زنان، انزواي خانوادگي زنان كهنسال، محروميت از تحصيل و تصدي مشاغل فقط به دليل استفاده از پوشش براساس اعتقادات ديني و مذهبي، آسيبهاي فراوان حاصل از گسست خانوادگي روي زنان، سوءاستفاده جنسي از برخي زنان كه براي اقامت و كار به بعضي از كشورهاي اروپايي ميآيند، رواج خشونت عليه زنان در خانوادهها توسط همسر، هرزهنگاري در فضاي رسانهاي و در نتيجه تقويت كليشههاي موجود از زنان به عنوان ابزار جنسي، شيوع بيماريهاي جنسي در بين دختران و زنان، بالا بودن آمار كودكان سيگاري و الكلي، سوءاستفاده جنسي از زنان در محل كار و...
در پايان اگر وي در اين عرصه وظيفهاي دارد، وظيفه او دفاع واقعي از حقوق زناني است كه زير چكمههاي نظاميان غرب در سوريه، عراق، ميانمار، افغانستان و... دست و پا ميزنند نه زنان انقلابي ايران كه روز به روز قلههاي پيشرفت و تعالي را فتح ميكنند و با تكيه بر ستون استوار ولايت، به سوي اهتزاز پرچم آزادي صلح و عدالت اسلامي بر بام جهان در حركت هستند.»