ذهنيت عامه ايرانيان نسبت به خانم اشتون با پرونده هستهاي عجين شده است. هر موقع وي را در تلويزيون يا در حال خوشوبش و مذاكره با مسئولين ايراني ميبينند بلافاصله پرونده هستهاي و مذاكرات هستهاي به ذهنشان ميرسد. اما حقيقت اين است كه خانم اشتون بعد از توافق اوليه ژنو به مسئولين وزارت خانه گفته بود شما مذاكرات محرمانه و دو جانبه با امريكا را ادامه دهيد تا نتايج بهتري بگيريد. در سفر اخير كه مسئولين دولتي هيچ هدفي را براي آن به افكار عمومي اعلام نكردند، مسئله حقوق بشر در دستور كار خانم اشتون قرار گرفت. ماجرا چيست؟
در خصوص گام مياني توافقنامه ژنو آمده است كه پس از اقدامات اعتمادساز گام اول، در گام دوم قطعنامههاي شوراي امنيت مورد بررسي قرار ميگيرد. از آنجا كه محتواي قطعنامهها، حوزههاي موشكي، حقوق بشر و تروريسم را نيز در بر ميگيرد، غرب با يك تقسيم كار مشخص به اين حوزه ورود كرده است. طبق اعلام رسمي رئيس دولت خزانه هم خالي است لاجرم طرف مقابل نيز فرصت را براي فشار بيشتر غنيمت شمرده است. هدف سفر اشتون نشان داد كه اروپا و امريكا در حوزه موشكي و حقوق بشر تقسيم كار نمودهاند، بدين صورت كه بحث حقوق بشر به اتحاديه اروپا سپرده شده است و حوزه موشكي را امريكا بر عهده دارد. از كجا ميتوان اين مسئله را درك كرد؟ در نشست اخير وين، خانم شرمن بحث موشكي را بسيار پررنگ كرد، به صورتي كه مسئولين كشور بارها ورود به مذاكرات موشكي را تكذيب كردند. ورود به حوزه موشكي ايران در مذاكرات هستهاي بارها توسط امريكاييها طرح شده است، چرا كه ميدانند با خاموش كردن فعاليتهاي هستهاي ايران، باز امنيت صهيونيستها تضمين شده نيست، چون موشكهاي ايران قابليت ورود به سرزمينهاي اشغالي را دارند و امنيت اسرائيل دغدغه اصلي امريكا است. از سوي ديگر خانم اشتون و ديگر مقامات اروپايي تاكنون در حوزه موشكي وارد نشدهاند. تيم پارلماني اتحاديه اروپا كه چندي پيش به ايران آمد صرفاً به خاطر مسئله حقوق بشر آمده بود و ديدار آنان با پناهي و ستوده نيز در همين راستا بود. يكي از اعضاي تيم كه از مجلس هلند بود، 72 ساعت قبل از ورود به ايران، با صراحت به تلويزيون بيبيسي ميگويد «اگر ايرانيها اجازه ملاقات با ستوده را ندهند هرگز به اين سفر نخواهيم رفت.» بنابراين با اقتدار اجازه را اخذ كردند و آنچه ميخواستند انجام دادند. در درون خانه خودمان به اپوزيسيون جايزه دادند و مسئولان كشور منفعل و ساكت از كنار آن گذشتند. سفر خانم اشتون نيز خاص حقوق بشر بود. البته ملاقات با مسئولان كشور را نيز به عنوان زنگ تفريح در دستور كار داشته و بازديد از اصفهان را نيز در راستاي تعامل عاطفي در برنامه گنجاندند. سفر اشتون در هشتم مارس پيام مهمي براي مسئولان كشور داشت اما مسئولين مربوط سر خود را زير برف كردند تا موضوع را نفهميده جلوه دهند.
مايكل مان، سخنگوي اشتون درباره سفر وي به ايران ميگويد: «نگرانيهاي مستندي در زمينه حقوق بشر در ايران وجود دارد. ترجيح ميدهيم جزئيات مذاكرات حقوق بشري با مقامات ايران را فاش نكنيم.» همانگونه كه ظريف ميگويد اگر استيضاح هم شود محتواي مذاكرات هستهاي را فاش نمي كنم، اشتون نيز مقيد به حفظ قولهايي است كه در اين سفر گرفته است. چراكه ديدن آنچه در ايران ميگذرد بسان راز نيست كه نبايد فاش شود. آنچه نبايد فاش شود قول و قرار و فراميني است كه صادر شده يا قول مساعدي است كه ما داديم.