
هر چند مدتي از اختتاميه سي و دومين جشنواره فجر ميگذرد اما مسائل بخش بينالملل جشنواره فجر و فرايند بينالمللي شدن جشنوارههاي فيلم در ايران مسئلهاي است كه در هياهوي رخدادهاي سينماي ايران مهجور مانده و كمتر مرد توجه واقع شده است. همين مسئله ما را بر آن داشت تا به سراغ «محمدرضا عباسيان» دبير سابق جشنواره فيلم فجر كه مديريت سي و يكمين دوره را بر عهده داشت برويم و در رابطه با سابقه و سرنوشت يك جشنواره بينالمللي سينمايي و ساير جشنوارههاي بينالمللي فيلم به گفتوگو بنشينيم. متن زير شرح گفتوگو با اين فيلمساز و مدير سابق موسسه رسانههاي تصويري است.
بهتر است از جشنواره امسال شروع كنيم. آقاي عباسيان! اكنون وضعيت برگزاري و ميزان تأثيرگذاري بينالمللي جشنواره فيلم فجردر چه سطحي است؟
جشنواره سي و دوم كه در حوزه سينماي ايران برگزار شد به لحاظ اجرايي نمره قابل قبولي خواهد گرفت و بايد به تيم برگزاركننده جشنواره خسته نباشيد گفت اما متأسفانه به همان اندازه از لحاظ محتوايي نمره قابل قبولي نميگيرد زيرا فيلمهايي در جشنواره حضور داشتند كه قطعا در شأن انقلاب و در شأن جشنوارهاي با نام فجر نبودند. اين درحالي است كه ما به سينما نگاه ايدئولوژيك داريم و اتفاقاً نگاهمان به رسانه، نگاه ابزاري است براي همين هم هست كه با سينماي هاليوود كه تلاش دارد تا افكار عمومي را درجهت استراتژيها و سياستهاي استكبارانهاش هدايت كند مخالفيم، در طرف مقابل سينمايي چون سينماي هاليوود فيلمسازاني هم هستند كه بر اساس ارزش و نگاه ملي، نگاه استكبارستيزانه و حتي نگاه اسلامي ما فيلم ميسازند اما هيچ حمايتي از آنان صورت نميگيرد، جشنواره فجر بايد فضاي بروز اين استعدادها در دنيا باشد.
آيا علاوه بر هاليوود، نمونههاي ملموس ديگري هم در اين زمينه وجود دارد؟
حمايت جشنواره فجر از چنين استعدادهايي كار عجيبي نيست اين همان كاري است كه دوبي در راستاي سياستهاي خودش از سالهاي گذشته انجام ميداد، به طوري كه بخش مسابقه دوبي ساليان سال فقط عربين فيلم بود يعني تعيين كرده بودند كه هم فيلمساز و هم موضوع فيلم، بايد عربي باشد براي اين گونه فيلمها جايزه 100 هزار دلاري هم در نظر گرفتند بعد از مدتي هم بخش سينما و آفريقا را به جشنوارهشان اضافه كردند در واقع جشنوارهاي مانند دوبي سعي دارد تا در جهت اهداف و سياستهايش، فيلمساز رشد بدهد بنابراين چرا ما نبايد به فكر باشيم و چرا نبايد از فيلمهايي كه مطابق با استراتژيك ماست و نگاه استكبارستيزي و ضد استعماري و نگاهي اسلامي دارد را حمايت كنيم. اگر از چنين فيلمها و فيلمسازاني تجليل و حمايت شود مسلما بعد از 5 تا 10 سال جشنواره فجر كه جايگاه ويژهاي هم دارد الگوي تمامي جشنوارههاي فيلم در كشور خواهد شد، نه تنها جشنواره فجر بلكه جشنواره فيلم كودك، سينماي حقيقت و فيلم كوتاه تهران كه سه جشنواره مطرح و مرجع در كشور هستند ميتوانند در اين راستا الگوسازي كنند اما متأسفانه تا به حال چنين اتفاقي به صورت جدي شكل نگرفته است.
زماني در جشنواره سينما حقيقت مهماناني كه در طول سالها در اين جشنواره دعوت ميشدند كه بعدها بسياري از آنها از فيلم وطن فروشانه يك خانواده محترم آقاي بخشي حمايت كردند و سرمايهگذاران فيلم هم از بين همين مهمانان خارجي جشنواره سينما حقيقت بودند. يعني نتيجه چند سال بخش بينالمللي جشنواره ما اين شد كه در خدمت يك شخص و يك فيلم ضد ايراني درآمد!
يكي از موارد ديگر از ضعف جشنواره فجر حجم زياد فيلمها و حجم بالاي جوايز در نظر گرفته شده بود و اين مسلما از لحاظ حرفهاي براي يك جشنواره بينالمللي موضوع درستي نخواهد بود.
اما بخش بينالملل منحصر به حضور فيلمهاي خارجي نيست. امور ديگري هم هست.
در رابطه با جشنواره بينالمللي امسال فجر نيز ميتوان آن را به سه بخش تقسيم كرد كه يك بخش مربوط به بخش كارگاهها بود كه خوشبختانه اساتيد بسيار خوبي در آن حضور داشتند و بسيار خوب برگزار شد، بخش ديگر بينالمللي جشنواره هم مربوط به سينماي ايران است كه متأسفانه در اين بخش عقبگرد داشتيم و شايد يكي از دلايلش هم به خاطر اين بود كه مسئوليتها دير به برگزيدگان سپرده شد و در كل فيلمهاي خوبي در بخش بينالملل نداشتيم و ميتوان گفت كه اتفاق درخشاني در بخشهاي ويژهاي كه در كنار بخش مسابقات وجود دارد صورت نگرفت. وضعيت برگزاري بازار جشنواره نيز امسال نمره مردود خواهد گرفت. به گونهاي كه به جرأت ميتوان گفت كه بدترين بازار در چند دوره اخير، بازار اين دوره جشنواره فجر بود و برگزاركنندگان جشنواره بايد دركيفيت برگزاري بازار تجديدنظركنند.
امسال به نظر ميرسيد نظم درستي بر بازار بينالمللي فيلم فجر حاكم نيست. مدت زمان آن بسيار كوتاه بود و به خصوص اينكه اجازه حضور خبرنگاران در بازار را هم ندادند.
وضع بازار فجر امسال بسيار نامناسب بود، امسال به شكل بسيار نامعقولي براي اينكه ويدئو رسانه بخش خصوصي در بازار شركت كند از هر نفر 150 هزار تومان دريافت ميكردند در صورتي كه از كشورهاي ديگر افراد را رايگان ميبريم و ميآوريم اما براي يك مؤسسه داخلي هزينههاي نامعقول در نظر ميگيريم، ما كمپاني دعوت ميكنيم و براي اين دعوت هزينه زيادي هم پرداخت ميكنيم تا بيايند و فيلمهايشان را بفروشند در حالي كه بايد خريدار بيايد تا اين بازار رونق پيدا كند، خريدار هم در ايران تلويزيون و مؤسسات رسانهاي است كه در اين ميان تلويزيون هيچ الزامي براي حضور در بازار فجر ندارد؛ زيرا در بازارهاي متعدد بينالمللي شركت ميكند از طرفي جشنواره بازار فيلم ايران را هم تلويزيون برگزار ميكرد كه البته بعد از چند دوره مديران تلويزيون بازار را تعطيل كردند زيرا براي سفرهايشان كه ديگر توجيهي نداشت تحت فشار بودند. با اين اوضاع براي مهمترين خريدار فيلم داخلي اينطور شرايط تعيين كردند كه در شأن مهمانهاي داخلي نبود. يكي ازموضوعات كه در رابطه با بخش بازار امسال در سكوت ماند تصفيه حسابي بود كه با مدير دوره قبل صورت گرفت كه به صرف اينكه سال گذشته مدير بخش بازار شده بود از او انتقام گرفتند، در صورتي كه ايشان فردي بسيار توانمند بود و يكي از معدود افرادي است كه دست اندركار جدي حوزه خريد و فروش فيلمهاي بينالمللي در ايران است اما به او اجازه ورود به بخش بازار را ندادند و اين لكه ننگي براي جشنواره امسال خواهد بود.
مگر علت اينكه در همه اين سالها تغيير خاصي در بخش بينالملل پديد نيامده كارامد بودن مدل اجراي آن نيست؟ به هر حال اين مدل طي سالها به اين سر و شكل رسيده است.
25 سال پيش آقاي شجاع نوري روشي را در بخش بينالملل پايهگذاري كرد كه واقعاً قابل تقدير بود و در زمان خودش كارايي بسيار بالايي داشت اما الان دوستان ما بعد از گذشت 25 سال هنوز هم همان روش را تكرار و تقليد ميكنند كه بايد در اين رابطه تجديدنظر كنند زيرا مسلما روش 20 سال گذشته با توجه به تغيير شرايط دنياي كنوني متفاوت شده است.
در حال حاضر هنوز هم دست اندركاران در بخش بينالملل در جشنواره كن و برلين غرفه ميگيرند و پوستر ميزنند و معيارشان هم براي اين حضور اين است كه نمايندگان جشنوارهها را ببينند و فيلمهايشان را عرضه كنند. انگار كار بينالمللي هنوز هم در اين موضوع خلاصه ميشود كه فيلمها را به مديران جشنوارهها برسانند در حالي كه اين روش در دنياي امروز كه دنياي اينترنت و ايميل است جوابگو نيست؛ بنابراين نه تنها بخش بينالملل جشنواره فجر بلكه در كل بخش بينالملل تمامي جشنوارههاي ما و همچنين سينماي ما بايد دچار يك دگرديسي شود.
اما در برخي دورههاي گذشته تجربههاي موفقي از بخش بينالملل هم ثبت شده است. علت آن چيست؟
در زمان گذشته بخش بينالملل جشنواره دو كاركرد مهم داشت ازجمله مهمترين كاركرد آن اين بود كه علاقهمندان ميتوانستند فيلمهايي را ببينند كه امكان ديدنش را نداشتند بنابراين مسئولان اين بخش، فيلمها را انتخاب ميكردند، سانسور ميكردند و در جشنواره به نمايش ميگذاشتند؛ بنابراين از بخش بينالملل جشنواره به خصوص در سال 74، 75، 76 استقبال بسيار زيادي از بخش بينالملل صورت ميگيرد، كاركرد دوم اين بود كه نمايندگان فستيوالهاي مطرح فيلمها را ميديدند و بعد انتخاب كرده و خريداري ميكردند اما در حال حاضر هر دو كاركرد بخش بينالملل از بين رفته است زيرا ديگر جامعه به راحتي به فيلمهاي مختلف دسترسي دارند، از طرفي نمايندگان فستيوالها كه در جشنواره حاضر ميشوند مديران مطرح آن فستيوال نبوده و در حقيقت نمايندگان دسته چندم به ايران ميآيند.
موضوعي كه اينجا مورد سؤال قرار ميگيرد اين است كه با وجود از بين رفتن كارايي گذشته بخش بينالملل بايد اين بخش را تعطيل كرد؟
به طور قطع نبايد بخش بينالملل تعطيل و حذف شود بلكه بايد روشها را تغيير داده و از الگوهاي جديدي پيروي كنيم كه اين موضوع را ما پيشنهاد دادهايم و مسلما روشها و الگوهاي جديد نياز به دورهاي چند ساله و سياستگذاريهاي مناسب دارد. سال گذشته تنها سالي بود كه بخش بينالملل جشنواره در اختيار ما قرار گرفت و در يك فاصله كوتاه كه به جشنواره مانده بود برگزاري اين بخش را به ما سپردند در صورتي كه بخش بينالملل جشنواره به زماني حداقل يك ساله براي برنامهريزي و اجرا نياز دارد، با اين حال ما اين بخش را نه تنها شبيه بلكه بهتر از سالهاي گذشته انجام داديم و براي اينكه به دوستان ثابت كنيم كه كاري را كه آقايان مدعي هستند كه بايد با تجربه چندين ساله به ثمر رساند به همان شيوه گذشته اما با تغييراتي زياد و مفيد به سرانجام رسانديم و اين كار را هم ظرف مدت بسيار كوتاهي انجام داديم. ما حتي رايت يك فيلم را هم نخريديم در صورتي كه در فارابي مرسوم است كه رايت فيلم ميخرند تا در جشنواره شركت كنند اما ما تنها درحد 200 تا 300 دلار به كمپانيهاي فيلم براي نمايش دادن فيلم پول پرداخت كرديم، در ضمن در بخش بينالملل جشنواره سال گذشته مروري بر سينماي لهستان داشتيم كه در اين رابطه هيئت مهمي متشكل از مدير صدا و سيماي لهستان، رئيس خانه سينما و رئيس انجمن سينما لهستان حضور داشتند. علاوه بر آن نيز مروري بر سينماي چين را هم برگزار كرديم كه در اين رابطه معاون وزير فرهنگ چين و كارگردانان معروف چين هم حضور داشتند.
با تمام اين اوصاف آنچه امروز بايد به آن دقت كنيم اين است كه بخش بينالملل جشنواره فجر و همچنين جشنواره كودك بايد دچار تغييرات اساسي شود وادامه اين وضعيت، مناسب جشنوارههاي ما نخواهد بود.