حفظ روحيه انقلابي در جامعه براي پيشبرد اهداف انقلاب براي نيل به آرمانهاي والا و الهي يك ضرورت است. انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را، فقط و فقط با روحيه انقلابي، انگيزهاي انقلابي و اعتقادات عميق به مباني، اصول، آرمان و اهداف انقلاب ميتوان حفظ كرد. توجه به اين موضوع بسيار مهم است، چرا كه حضرت امام خميني (ره) فرمودند: «حفظ جمهوري اسلامي اوجب واجبات است.»
براي حفظ روحيه و انگيزههاي انقلابي در جامعه به صورت صحيح، بايد تهديدات، خطرات و آسيبهاي متوجه اين امر را به خوبي شناسايي كرد. بدون ترديد، متهم كردن افراد انقلابي اصيل به مجموعهاي از ويژگيهاي زشت، ناپسند و غيرقابل قبول از منظر مردم و افكار عمومي، يكي از خطرات جدي براي حفظ روحيات انقلابي در جامعه است. اگر به راحتي نيروهاي انقلابي و كساني كه براي حفظ انقلاب، حضوري مستمر، آگاهانه و بههنگام در صحنههاي دفاع از انقلاب دارند، به تندروي، خشونتگرايي، بيمنطقي و افراطگرايي متهم شوند، بدون ترديد با تداوم اين وضعيت، جامعه از روحيه انقلابي تخليه شده و بيتفاوتي نسبت به انقلاب و ارزشهاي انقلابي بر فضاي كشور حاكم خواهد شد. بررسيهاي تاريخي نشان ميدهد يكي از تاكتيكها و شگردهاي افراد قدرتگرا و عافيتطلب براي مبارزه با جريان حقطلب، متهمسازي افراد حقگرا به عناويني غيرقابل قبول از ديدگاه مردم است. بر همين اساس بود كه با آغاز دعوت پيامبر اكرم (ص) به اسلام، دنياگرايان عافيتطلب و كساني كه موقعيت و جايگاه اشرافي خود را در معرض خطر يافتند، آن حضرت را به جادوگر، ساحر، دروغگو و القابي از اين دست متهم ساختند. متهم ساختن پيامبر اكرم (ص) به اين عناوين، هدفي جز پراكنده كردن مردم از اطراف ايشان و جلوگيري از رشد اسلام نداشت. البته اين نوع برخورد، اختصاص به پيامبر اسلام ندارد و تاريخ نشان ميدهد تمامي انبيا و اولياي الهي در مسير دعوت و عمل به حق از سوي دشمنانشان اينگونه مورد هجوم، تخريب و عمليات رواني قرار ميگرفتهاند. بر همين اساس بود كه حضرت امام خميني (ره)، با برافراشتن پرچم مبارزه عليه رژيم سراسر فاسد و وابسته پهلوي، از سوي شاه به ارتجاع سياه، واپسگرا و وابسته به قدرت شرق و جريان كمونيست متهم شد. در طول 35 سال گذشته، نيروهاي اصيل انقلاب هر از چندي بر اساس تاكتيك متهمسازي و فريب، مورد هجوم قرار گرفتهاند. در مقطع كنوني، شواهد و قرائن بسياري از آن حكايت دارد كه جريان قدرت و ثروت براي تثبيت موقعيت خود، به دنبال تخليه جامعه از روحيه و انگيزههاي انقلابي بوده و براي رسيدن به اين مقصد، متهم ساختن نيروهاي اصيل انقلابي به افراطگرايي را در دستور كار خود قرار داده است. از آنجا كه اين جريان با ادعاي دفاع از اسلام، انقلاب و خط امام و ولايت و حتي رهبري، چنين هجومي را به نيروهاي انقلاب توجيه ميكند، بايد مرز ميان انقلابيگري و افراطگرايي را با شاخصهايي شفاف و قابل فهم مشخص كرد. اگر چنين نشود، عافيتطلبان دنياگرا، با نام انقلاب، بزرگترين ضربه را به انقلاب خواهند زد، همانطور كه در صدر اسلام، بنياميه و بني عباس، بزرگترين ضربه را بر پيكر اسلام و قرآن با نام اسلام و قرآن وارد ساختند. داستان امروز جامعه انقلابي ما چنين است و بايد هوشيار بود، بايد مراقب بود كه مبادا با شعار «اعتدال»، «انقلابيگري» معادل «افراطگرايي» تعريف شود. «اعتدال» در معناي لغوي و اصطلاحي رايج، داراي مفهومي پسنديده و قابل قبول است و مردم بر همين اساس از چنين شعارهايي استقبال ميكنند. لكن بايد مراقب بود كه اين شعار نيز به سرنوشت «اصلاحات» دچار نشود. اصلاحات يك واژه قرآني، ديني و مثبت است اما ملت ايران با چشمان خود ديد كه چگونه جرياني پرچم اصلاحات را برافراشت، لكن در عمل پيادهسازي اصلاحات را در سپردن امام خميني به تاريخ، دوري جستن از نظام ولايي، كنار آمدن با امريكا، پذيرش حقوق بشر غربي و... تفسير كرد! اكنون بايد دقت كرد افرادي كه دم از «اعتدال» ميزنند، مرادشان از اين اعتدال چيست؟
اين دقت از آن جهت ضرورت دارد كه ملاحظه ميشود تحت عنوان اعتدال، بعضاً نيروهاي وفادار و اصيل انقلابي، در نقطه مقابل اعتدال و افراطگرا معرفي ميشوند. اين نشانه خوبي نيست و نگرانكننده است. جالب آن است كه براي توجيه هر نوع اتهامزني به نيروهاي انقلابي، گفته ميشود مردم به «اعتدال» رأي دادهاند. اين همان استدلال ديروز است كه گفته ميشد مردم به اصلاحات رأي دادهاند. اين درحالي است كه مردم ايران در 22بهمن سال جاري، همانند 35 سال گذشته، نشان دادند كه به انقلاب و ارزشهايش، به امام و خط انقلابياش، ولايت و مواضع انقلابياش، به شهيدان و راهشان وفادارند. راه انقلاب، راه امام، راه شهيدان و راه ولايت، پيادهسازي اسلام ناب محمدي (ص) و مقابله با امريكا و اسلام امريكايي است. مبادا تحت عنوان اعتدالگرايي، خط مبارزه با امريكاي جنايتكار و صهيونيسم بينالملل، افراطگرايي معرفي شود. مبادا تحت شعار اعتدالگرايي، خط حمايت از ستمديدگان و مظلومين،افراطگرايي معرفي شود. مبادا تحت پرچم اعتدالگرايي، خط مبارزه با فساد، تبعيض و بيعدالتي، افراطگرايي معرفي شود. مبادا تحت تابلوي اعتدالگرايي، خط مبارزه با اسلام امريكايي و اسلام مرفهين بيدرد، افراطگرايي معرفي شود. قطعاً اين چنين نخواهد شد، چرا كه مردم ايران بصير و آگاه بوده و بههنگام بازار مكاره را در هم خواهند ريخت.
متاسفانه بعضیها فکرمیکنند معنی خیرولامور اوسطها یعنی بینابین اصول گرایی واصلاح طلبی درصورتیکه تاانجا که ازبزرگان دین ودعاهای معصومین ع شنیده ایم میانه روی واعتدال یعنی پادرپای معصو مین گذاشتنندوتابع انهابودند نه یک کلمه زیاد نه یکلمه کم