اتفاقات در اوكراين آن قدر سريع پيش رفت كه نه براي دو طرف درگيري در اين كشور قابل پيشبيني بود و نه براي طرفها بينالمللي. وزراي خارجه آلمان، فرانسه و لهستان روز پنجشنبه 20 فوريه به كييف، مركز اوكراين، رفتند و ميانجيگري آنها بين ويكتور يانوكوويچ، رئيسجمهور اوكراين، و رهبران مخالف توافق صلح در روز جمعه را در پي داشت و تصور ميشد كه ديگر آرامش به اين كشور بازگشته، اما روز بعد ناگهان يانوكوويچ از كييف رفت تا مخالفين با يورش به كاخ رياست جمهوري و ديگر نهادهاي كليدي مركز اوكراين را به طور كامل به دست بگيرند. آزادي يوليا تيموشنكو از زندان، عزل يانوكوويچ از رياست جمهوري به حكم پارلمان و تعيين آلكساندر تورچينف، رئيس پارلمان، به رياست جمهوري موقت و وعده انتخابات زودهنگام رياست جمهوري در ماه مي سلسله وقايعي بود كه بعد خروج يانوكوويچ از كييف اتفاق افتاد.
اكنون، مخالفين سابق در ظاهر زمام امور را در كييف به دست گرفتهاند، اما با وجود اين، اوضاع در اوكراين نه تنها به آرامش نسبي نرسيده، بلكه چنان بيثباتي بر اين كشور حاكم شده كه هر لحظه امكان بروز اتفاق ناگهاني وجود دارد. علت اصلي در اين بيثباتي در دو وجه داخلي و خارجي است. شرق اوكراين همچنان پايگاه اصلي يانوكوويچ به شمار ميرود چنان كه شبهجزيره كريمه نيز همين وضعيت را دارد و كييف در دست جناح غربي اين كشور است. در واقع، خروج ناگهاني يانوكوويچ از كييف و قدرتگيري مخالفان باعث شده تا تقابل دروني اوكراين بيشتر عيان شود و اين موضوع به خارج از اين كشور نيز كشيده شده است. هرچند تا پيش از اين مشخص بود روسيه از يانوكوويچ حمايت ميكند و اروپا به همراهي امريكا از مخالفين او اما اين كشورها سعي ميكردند تا در پوشش ادبيات ديپلماتيك، تقابل خود را بيشتر پنهان كنند تا آنكه با عيان كردن آن به يك رودررويي تمام عيار كشيده شوند.
البته اكنون نيز سعي به استفاده اين ادبيات با همين كاركرد است، اما وقتي كه سوزان رايس لحن تند و تيز و حتي تهديدآميزي عليه روسيه به كار ميبرد و خبرگزاري رويترز واكنش تند طرف روسي را منتشر ميكند، معلوم ميشود كه آداب ديپلماتيك قبلي جاي خود را به زبان تند و تهديد ميدهد. به عبارت ديگر، همان گونه كه اوكراين از روز شنبه 22 فوريه به سمت تقابل دروني سوق داده شده، قدرتهاي خارجي نيز رفته رفته در وضعيت مشابهي قرار گرفتهاند و تشابه دروني و خارجي است كه اين كشور را به يك قدمي تجزيه يا جنگ داخلي رسانده است.
در اين ميان، تكليف كشورهاي اروپايي و امريكا معلوم است، چراكه مقامات اين كشورها با استقبال از اتفاقات پيشآمده، تمام تلاش خود را براي حمايت و تقويت تورچينف و ديگر همراهان به كار ميبرند. به همين جهت است كه صندوق بينالملل پول و اتحاديه اروپا از هم اكنون براي اعطاي وام به اوكراين اعلام آمادگي كردهاند و جورج آزبورن، وزير بازرگاني بريتانيا، هم گفته كه با كمكهاي اقتصادي حمايت خود از دولت جديد را نشان خواهد داد. اين كمكها در حالي به دولت جديد اوكراين داده ميشود كه ويكتور لولاند، دستيار وزير امور خارجه امريكا در امور اروپا، تأييد كرده كه امريكا 5 ميليارد دلار براي سقوط يانكوويچ و سر كار آمدن دولت جديد هزينه كرده است.
برعكس غرب، واكنش روسيه در قبال تغييرات سريع و غيرمترقبه اوكراين چندان مشخص نيست. دو واكنش از موضعگيري سرگئي لاوروف، وزير خارجه روسيه و قطع كمك 15 ميليارد دلاري به اوكراين باعث نميشود تا موضع اصلي روسيه مشخص شود. به طور كلي ميتوان گفت كه روسيه دو گزينه در پيش رو دارد: نخست با گلايه از غرب باز وضعيت پيش آمده را قبول كند و به اين فكر باشد تا چه تعاملي با دولت جديد در كييف داشته باشد، دوم با گلايه از مداخله غرب در اوكراين بيشتر به دنبال تغيير وضعيت در اين كشور باشد.
بايد توجه داشت كه ولاديمير پوتين، رئيسجمهور روسيه، در روز شنبه 22 فوريه هنوز درگير المپيك زمستاني سوچي بود، اما با بسته شدن اين پرونده در روز بعد به مسكو بازگشته تا به صورت جديتر گزينههاي مربوط به اوكراين را بررسي كند. روشن است كه او نميتواند مداخله آشكار غرب در اوكراين را تحمل كند. خبر فايننشالتايمز از يك مقام بلندپايه روسي نشان ميدهد كه تجزيه اوكراين و ورود روسيه حداقل براي حفظ شبهجزيره كريمه يك گزينه قابل توجه در كرملين است، به خصوص اينكه بيش از 10 هزار تن در اين شبهجزيره با شركت در تظاهراتي شعار ميداند: «مادر روسيه، ما را نجات بده». اين احساس متقابل ميان كرملين و كريمه ميتواند نشانهاي از ورود اوكراين به دورهاي جديد از تجزيه و جنگ داخلي باشد تا در نهايت تكليف اين كشور در نقشه قدرتهاي جهاني به اين صورت معلوم شود.