دايره بازيشان گستردهتر شده است. ترفندهايشان هم شكل و شمايل ديگري به خود گرفته. اما اول و آخر مفهوم همه كارهايشان يكي است. تخريب ديگري كه در چمشان دشمن تعريف شده است. چه صدمههايي در اين راه وارد ميشود يا چه آبروهايي ريخته ميشود يا چه غرورهايي جريحهدار ميشود، كوچكترين اهميتي ندارد. همهاش تفكر پيروزي و غلبه بر حريف است و بس، حتي اگر يك پيروزي كوچك و مقطعي باشد. سياه نمايي هايشان تمامي ندارد. فرقي هم نميكند آقاي گل جهان باشد يا مربي با تجربهاي كه روزي نميشد به او احترام نگذاشت. نه فقط چون اخلاق مدار بود، كه به دليل افتخارات و موفقيتهايي كه در مستطيل سبز و با تيم ملي دشت كرده بود. چراكه امروز، نه آقاي گل سابق و نه مربي سابق و موفق تيم ملي، كه دو پوپوليست هستند كه برابر هم ايستادهاند. دو نفري كه عادت به جنگ با چشمهاي بسته دارند. شايد هم به همين دليل است كه به جاي آنكه ضربههايشان بر پيكره يكديگر بنشيند، ديگران را زخمي ميكند. رفتارهايشان قابل هضم نيست. انگار خودشان هم ديگر تسلطي روي آن ندارند، كه اگر داشتند، هر از چندگاهي شاهد اين اتفاقات عجيب و دور از شأن نبوديم. به نام ديگران ميخوانند و به كام خودشان ميشود. سنگ پرسپوليس را به سينه ميزنند اما چون خودخواهانه هدفي جز خواستههاي شخصي خودشان را دنبال نميكنند، با تمام توان به مرداب حاشيه هدايتش كرده و كمرش را ميشكنند. اگر چه پرسپوليس بارها از اين دشمني متضرر شده است، اما تا قبل از اين تيرهاي تركششان زندگي يكديگر را تخريب ميكرد، چراكه آنچه به بهانه روشن شدن افكار عمومي كه در اصل براي فريب آن بود به زبان ميآوردند، برگه هايي از زندگي شخصي يكديگر بود و نهايتا رقمهاي قرارداد هم بود و فاش كردن دريافتيها و داراييهاي همديگر. اما حالا، تيرهاي اين تركش به ديگر افراد جامعه نيز اصابت كرده وآنها را هم زخمي ميكند. زخمهايي كه شايد هرگز التيام نيابند و درماني برايشان نباشد. يكي احساساتش را نميتواند كنترل كند و شايد هم نميداند چطور حرفش را مزمزه كند كه معنياش ميشود تحقير قشر خاصي از جامعه و آن يكي هم كه آماده است براي مچگيري از حريف، به بهانه دفاع از حقوق شهرونداني كه تخريب شده، دوستي خاله خرسه ميكند كه نتيجهاش پر واضح است كه بهتر از برخورد قبلي نيست. حالا نه تنها پرسپوليس، كه مردم هم از دست تركشهاي جدالهاي آشكار و پنهان مايلي كهن و دايي در امان نيستند. البته نميتوان هرگز بر يكي خرده گرفت و آن ديگري را مبرا كرد. هرچند كه شروع كننده نباشند و در ظاهر به دنبال شر نباشند، چراكه در و تخته خوب با هم جور هستند و كم نميآورند و هيچ يك مظلومتر از ديگري نيست، اما بهتر است حال كه هدف آنها جز يكديگر نيست و اين بهانه جوييها جز به دليل كدورتها و مسائل شخصي نيست، دست از پرسپوليس و مردم بكشند و به همان افشاي قرار داد يكديگر بپردازند و از ديگران مايه نگذارند براي رسيدن به اهداف شخصي خود.