کد خبر: 631498
تاریخ انتشار: ۰۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۹:۵۵
بررسي و نقد نظريه سكولاريزم(3)
در شماره‌هاي پيشين اين سلسله‌نوشتار پيرامون سكولاريزم و نقد آن، مبادي بحث طرح شد و زمينه‌هاي تاريخي ـ اجتماعي شكل‌گيري نظريه سكولاريزم بيان گشت. در اين هفته و هفته‌هاي آينده به طرح و نقد ادله بيان شده توسط قائلين به اين نظريه خواهيم پرداخت. مباحث حاضر گزيده‌اي از كتاب «نسبت دين و دنيا» اثر علامه جوادي‌آملي است.
در شماره‌هاي پيشين اين سلسله‌نوشتار پيرامون سكولاريزم و نقد آن، مبادي بحث طرح شد و زمينه‌هاي تاريخي ـ اجتماعي شكل‌گيري نظريه سكولاريزم بيان گشت. در اين هفته و هفته‌هاي آينده به طرح و نقد ادله بيان شده توسط قائلين به اين نظريه خواهيم پرداخت. مباحث حاضر گزيده‌اي از كتاب «نسبت دين و دنيا»  اثر علامه جوادي‌آملي است.
 
 
 
 
 
مدعاي استدلال

از دلايل معتقدان به نظريه سكولاريزم، ناسازگاري دين و حكومت است، به اين معنا كه مقوله دين مربوط به عقايد و امور قلبي مردم است و با روح و قلب انسان‌ها سر و كار دارد و احساسات و عواطف آنها را به حركت وا‌مي‌دارد اما مقوله حكومت بي‌آنكه هيچ كاري به قلب و روح انسان‌ها داشته باشد، تنها موظف به تأمين نظم و انتظام امور اجتماعي مردم، دارايي آنها و فراهم كردن امنيت جاني و مالي افراد جامعه است. برخي ديگر به گونه‌اي افراطي‌تر فقط به عدم‌ارتباط بسنده نكرده و تعارض بين حكومت و دين را مطرح كرده‌اند، به اين معنا كه در همه وظايف حكومت، به نوعي از شدت عمل و قدرت قاهره استفاده مي‌شود و چون جوهره حكومت بر اساس قدرت و قهر و غلبه بنا شده، هرگز نمي‌توان بين آن و دين به سنخيت و ملايمتي دست يافت. با اين وصف اگر كساني بخواهند اين دو امر را به يكديگر مربوط كنند، استبداد به وجود مي‌آيد زيرا حكومت بايد در گرايش مردم به دين از قوه قهر و غلبه استفاده كند و نتيجه آن دوري مردم از دين به سبب دخالت‌هاي حكومت خواهد بود و اين دخالت‌هاي بيهوده هيچ گونه ثمري براي دين ندارد.

براي نقد دليل فوق لازم است چند مطلب توضيح داده شود:

اثر حكومت بر دينداري

بررسي حكومت‌هاي گذشته و اندك تأمل در اوضاع و احوال موجود كشورها، نشان مي‌دهد موضع‌گيري‌هاي مختلف حكومت‌ها نسبت به قوانين و دستورات، نقش پر‌رنگي در تلقي‌هاي مردم داشته و دارد. اينكه حكومتي داراي مشي سوسياليستي باشد يا از مكتب ليبراليسم پيروي كند، همگي در افكار و ديدگاه‌ها و رفتارهاي اجتماعي جامعه اثر‌گذار است. شايد داعيه قائلان به حكومت ديني از منظري ساده‌انديشانه، به اثر كامل حكومت بر تدين مردم تفسير شود، ولي اين ادعا به كلي مردود است و مورد قبول كمتر كسي از قائلان به نظريه حكومت ديني است اما آيا اثر نسبي و عميق و نقش مؤثر حكومت بر افكار و عقايد مردم را مي‌توان انكار كرد؟!

حكومت و ارائه محبت‌آميز دين

ادعاي ديگر در اين استدلال، تعارض ميان حكومت و دين بود. اين ديدگاه نيز حاوي برداشت‌هاي غلط و ناروا از دين و حكومت است، زيرا:

1- با دقت در وظايف حكومت‌ها، در‌مي‌يابيم نسبت آنها با قهر و اجبار، نسبت تساوي و برابر نيست زيرا اگر لحن آن فقط قهر و غلبه باشد، لازم مي‌آيد برخي از وظايف قطعي حكومت كه در آنها از زور استفاده نمي‌شود – مانند سياست‌هاي اقتصادي و حمايت از اقشار كم‌درآمد ـ از دايره اختياراتش خارج شوند. حكومت مي‌تواند براي ارائه يك نظريه از راه‌هاي گوناگون تلاش كند بي‌آنكه از زور و قدرت بهره بگيرد، مثلاً از تبليغات و بحث‌هاي فكري كمك بگيرد يا روش‌هاي احساسي و عاطفي را به خدمت در‌آورد.

2- همانگونه كه خلاصه كردن كارايي حكومت در قهر و غلبه، تصوري غلط است، عاطفي دانستن همه محتواي دين نيز پنداري نا‌صواب مي‌باشد. دين مجموعه‌اي از عقايد، اخلاق، قوانين و مقرراتي است كه براي اداره امور فردي و اجتماعي انسان‌ها تدوين شده و در اختيارشان قرار گرفته و بدين معنا، سنخيتي با انعطاف و مهر محض ندارد. اين مدعا كه دين امري عاطفي و مهر‌آميز است به علت خلط ميان «اصل دين» با «ايمان و دينداري» است. مكتب اسلام در پذيرش دين وايمان به خداوند هر گونه اجبار و زور را نفي مي‌كند چراكه اساساً اجبار و اكراه در قبولاندن يك نظر به ديگران معنا ندارد.

از دو مقدمه فوق به اين نتيجه رهنمون مي‌شويم كه اگر كار حكومت تنها به زور محدود نيست و اگر تبيين و ارائه دين بايد به شيوه محبت‌آميز باشد، حكومت مي‌تواند براي تبليغ دين از راه‌هاي محبت‌آميز نيز استفاده كند.

نقد محتواي اين استدلال در شماره بعدي پي گرفته خواهد شد. ان‌شاءالله...

تنظيم‌كننده: محمد زند

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار