
هاوارد گوردون، تهيهكننده با نفوذ يهودي سريالهاي «هوملند » و «24» است كه سريالهاي او بيش از هر چيز به تبليغ نامهاي براي سازمان سيا و سياستهاي جنگطلبانه امريكا شباهت دارد، به خصوص سريال « هوملند» كه در فصلهاي اخير بر ايران تمركز كرده و تصويري تروريستي از كشورمان به نمايش ميگذارد؛ سريالي كه به گفته گوردون خط داستاني و حتي شخصيتهايش با تغييرات روز سياسي ايران و خط ديپلماتيك پنتاگون با تغيير و جابه جايي همراه ميشود. اما افشاگريهاي صريح گوردون در 24 ساعت گذشته با واكنشهاي مختلفي همراه شده است تا آنجا كه برخي گفتوگوي نشريه پنجره با اين تهيهكننده يهودي را جعل دانستند؛ تصوري كه شايد باعث شد در روز گذشته فريدالدين حداد عادل، سردبير اين نشريه، لب به سخن بگشايد و ضمن انتشار مطلبي پيرامون گفتههاي گوردون بنويسد: «در حالي كه روشنفكران امريكايي اينگونه در كنار سياستمداران خود با دشمنشان دشمني ميكنند، عموم روشنفكران ايراني در حسرت قدمزدن در پيادهروهاي نيويورك روز را به شب ميرسانند و با هيچ دشمني مبارزه نميكنند و اصولاً نسبت به هيچ ظلمي در اين عالم بزرگ، سر تأسفي نميجنبانند.»
در عين حال كه افشاگريهاي گوردون بسيار تكاندهنده به نظر ميرسد اما به گفته سعيد مستغاثي، اين اولين بار نيست كه يك امريكايي چنين ادعايي ميكند. مستغاثي به «جوان» ميگويد: « سال گذشته بن افلك در گفتوگو با يكي از نشريات گفته بود كه سازمان سيا از آرگو حمايت كرده است و اين اتفاق خوبي است، چراكه سيا از هويت امريكايي دفاع ميكند.
درباره «30 دقيقه نيمه شب» كاترين بيگلو نيز از حمايتهاي سيا و پنتاگون از اين فيلم سخن به ميان آمده بود.»
به گفته مستغاثي به غير از عرصه فيلمسازي در كتاب «حيات هاليوود» كه در سال 2004 منتشر شد، صراحتاً به نقش پنتاگون و سازمان سيا در ساخته شدن فيلمهاي مختلف هاليوودي اشاره شده است.
همچنين در كتاب «هاليوود و سازمان سيا» محصول سال 2011 نيز اسامي فيلمهايي كه در پنج دهه اخير تحت حمايتهاي مستقيم سازمان سيا ساخته شدند، اشاره شده است. در سال 2011 نظير اين افشاگري در كتاب « استعداد از هاليوود و مديريت از سيا» گات فرد و در سال 2012 نيز در كتاب معروف«سيا در هاليوود» اثر تريشيا جين كينگ منتشر شده است.
پيوند سينماي هاليوود و سياست داراي ريشههاي عميقي است. تاريخ سينما شاهد آن است كه چهرههاي سينمايي چون جان فورد و جان وين در دوران بعد از جنگ جهاني دوم حلقه اول شاخه سينمايي را در سازمان سيا تشكيل دادند و سپس درباره نياز روز سياست امريكا در عرصه فيلمسازي برنامهريزي ميكردند. جان فورد هنگامي كه ثابت كرد در راستاي سياستهاي پنتاگون قدم بر ميدارد، سريعاً جذب سيا شد و مسئوليت اداره بخشي را عهدهدار شده بود كه وظيفه آن طراحي سياستهاي خاص سينمايي منطبق با سياستهاي پنتاگون و كاخ سفيد بود. آنها سياستهاي يك سال يا مدت خاصي را احصا و سپس آن را به روز و به تهيهكنندگان مورد نظرشان ابلاغ ميكردند تا فيلم سفارشي ساخته شود. در پي اين خدمات سياسي و سينمايي بود كه جان فورد در سال 1973 بالاترين مدال افتخار امريكا را از دست ريچارد نيكسون دريافت كرد؛
مدالي تحت عنوان مدال آزادي!
مستغاثي ادامه ميدهد: « آنچه تهيه كننده امريكايي به آن اشاره كرده است، تمام آن چيزي است كه شما به وضوح ميتوانيد آن را در طول اين سالها ملاحظه كنيد. سينماگران امريكايي اين كار را يك عمل ميهنپرستانه ميدانند. اينكه براي سازمان امنيتي كشورشان فيلم بسازند، برايشان افتخار بزرگي است. بن افلك ميگويد كه براي ساختن فيلم چه سازماني بهتر از سيا كه دارد از كيان و امنيت امريكا دفاع ميكند و اين متأسفانه برخلاف شبهروشنفكران داخلي كشورمان است كه هرگونه حمايت از كشورشان و سازمانهايي را كه از كيان و امنيت كشور دفاع ميكنند، حكومتي ميدانند.»
به گفته مستغاثي حتي اگر حرفهاي اين تهيهكننده امريكايي را نديد بگيريم، ساده لوحي و سادهانگاري مسئولان سينمايي كشور بسيار واضح است. وي ادامه ميدهد: «افرادي در جشنوارههايشان از جيب ملت فرش قرمز را براي كساني پهن ميكنند و به كساني جايزه ميدهند كه هيچ نسبتي با سينماي انقلاب اسلامي ندارند. آنها در طول چهار سال گذشته بارها اين سادهلوحي را در جشنوارههاي داخلي و برخوردشان با جشنوارههاي خارجي بروز دادهاند. در چهار سال گذشته دريايي از ساده لوحيها ميتوانيد شاهد باشيد.»
صحبتهاي گوردون مهر تأييدي بر اين حقيقت است كه سينما در دنيا ابزاري براي پيشبرد امور سياسي است و به عقيده محمد تقي فهيم، منتقد سينما نظير افشاگريهاي اين تهيهكننده هاليوودي بارها مطرح شده است. فهيم به «جوان» ميگويد: « ميتوان سينما را به غير از سياست نيز تعريف كرد و در گونههاي مختلفي فيلم ساخت اما آنچه سينما را در جهان برجسته ميكند، كاركرد سياسي آن است؛ در حدي كه در عصر كنوني، سينما جلوتر از عرصه ديپلماتيك حركت كرده و ذهنيتسازي و جريانسازي ميكند و اذهان عمومي را به سمت اهداف جريانهاي پشت صحنه تغيير ميدهد.»
گوردون صريح ميگويد: «رئيسجمهور از من خواست اين سريال را بساز» او از گفتن اين حقيقت ابايي ندارد و حتي خيلي راحت ميگويد كه سيا و پنتاگون از سريالشان حمايت كردهاند. او حتي به اين موضوع افتخار ميكند. آنها حتي متن كارهايش را بر اساس نياز روز سازمان سيا تغيير ميدهند و شخصيتهايش را جا به جا ميكنند و به طور كلي در خدمت ديپلماسي جامعه خود قرار ميگيرند. اما به گفته فهيم در كشور ما سينما، سينماي خنثي و بيجهتي است كه پويايياش را از دست داده است چه بسا اگر قرار باشد، پويا باشد اصلاً نميتواند وارد حوزه سياست نشود.
فهيم ادامه ميدهد: « در كشور ما همواره سينماي شبه سياسي را به عنوان سينماي سياسي برجسته كردهاند. سينمايي كه اساساً از نظر ژانر سياسي نبودند و به خاطر برخي موجها و جو گرفتگيها و با ايما و اشاره و نيش و كنايه سينماي سياسي نام گرفتند و اين موضوع متأسفانه باعث شده است كه جاي سينماي سياسي به لحاظ گونه و ژانر پر شود.»
به عقيده فهيم صحبتهاي گوردون تلنگري است بر آنهايي كه خوابيدهاند يا آنهايي كه خود را به خواب زدهاند؛ اين تلنگر، آنهايي را كه خوابيدهاند ميتواند بيدار كند اما بيدار شدن افرادي كه خود را به خواب زدهاند، بعيد به نظر ميرسد.
در عين حال به گفته يك منتقد سينمايي قدمت پيوند سياست و سينما به دهههاي گذشته باز ميگردد؛ به دوراني كه سينماي امريكا دوران نوينش را هنوز آغاز نكرده بود.
پژمان كريمي به «جوان» ميگويد: «در دوران كنوني شاهد آن هستيم كه پخشكنندگان و تهيهكنندگان فيلم در هاليوود دقيقاً همان افرادي هستند كه ماهيت صهيونيستي دارند و اين موضوع با اعلام مشاركت 60 درصدي صهيونيستها به عنوان فعالان بخش سينمايي در هاليوود محرز ميشود.»
كريمي در ادامه ميگويد: «عموم توليدات هاليوودي منطبق بر آموزههاي كابالائيستي است و ميتوان نتيجه گرفت كه بر هاليوود سيطره صهيونيستي حكمفرما است. سيطرهاي كه ثابت ميكند پيوند سينما و سياست كاملاً امري واقعي و اثبات شده در سينماي امريكا است. بر اين وجه سينماي امريكا نبايد خرده گرفت چراكه اساساً نهتنها سينما بلكه هنر بايد در راستاي سياست باشد. به ويژه در جامعه و هنر و فرهنگ ما چراكه معتقديم كه همه ابزارها را بايد در خدمت دين قرار دهيم و دينمان نيز با سياست پيوند دارد.»
كريمي خاطر نشان ميكند: «بايد به خودمان خرده بگيريم. در جامعه ما متأسفانه نتوانستيم ابزار هنري را به طور كامل و آنچنان كه بايد و شايد در خدمت آرمانهايمان كه رنگ و بوي سياسي دارد، قرار دهيم. سياستي كه قرار است ابزار دينورزي ما قرار گيرد.»
واكنشها به افشاگري تهيهكننده سريال «هوملند» كماكان ادامه دارد و به نظر ميرسد واقعياتي كه از زبان يك كهنهكار عرصه سريالسازي در هاليوود مطرح شده است، بيش از سينماگران، متوجه مديران و سياستگذاران و برنامهريزان سينمايي كشور و نيز متوجه كساني باشد كه در همه سالهاي گذشته پولهاي دولتي را پاي پروژههايي ريختند كه در نهايت سينماي بيخاصيت را تحويلشان داد؛ پرداختيهايي از طرف دولت و فيلمهايي كه عليه دولت ساخته شدند. حقيقتي تلخ كه نشان ميدهد مشكل، عمدتاً متوجه مديريت است. به نظر ميرسد كه اين تهيهكننده كهنهكار امريكايي توانست با افشاگريهايش بسياري از جريانهاي منفعل داخل را ذرهاي تكان دهد و به تفكر وادارد.