ژدر رويه بينالمللي، «متن جانبي» (Non paper) يا آن چيزي كه اخيراً «متن تفسيري» ناميده ميشود، به يك سند امضا نشده روي يك كاغذ بدون سربرگ و گاه بدون عنوان گفته ميشود كه ممكن است ماهيت تشريحي، تفسيري يا حتي تعديل يا تشديد الزامات داشته باشد. اين متون، الزاماً «متن تفسيري» نيست و صرفاً در اين رابطه به كار نميروند.
چنين متنهايي اغلب در سازمانهاي بينالمللي استفاده ميشود؛ جايي كه دولتها يا كاركنان سازمانهاي بينالمللي پيشنويس يك متن را براي بحث و نهايي كردن آن، تهيه ميكنند و قصد بيان همه جنبههاي مواضع خود را نداشته و عمدتاً متني را با نگاه به اينكه توجه ديگر اعضا را جلب نموده و امكان رسيدن به متن توافق شده را فراهم كنند، تنظيم مينمايند.
اگرچه ممكن است چنين متني را يك دولت يا دبيرخانه سازمان بينالمللي تهيه و بين دولتهاي ديگر توزيع نمايد، ولي نظر رسمي آن دولت يا سازمان محسوب نشده و نميتواند به عنوان موضع رسمي مورد استناد قرار بگيرد. به طور مثال، دولت كانادا نظرات خود را درباره روند انتخاب دبيركل سازمان ملل متحد و نقش اندك مجمع عمومي در اين روند منتشر كرده، ولي براي اينكه اين متن به عنوان نظر رسمي دولت كانادا قلمداد نشود، از عنوان Non Paper براي آن استفاده كرده است.
از اين دست اسناد در سازمانهاي بينالمللي بسيار گسترده است. چنين اسنادي را گاهي هم خود سازمانهاي بينالمللي تهيه و منتشر ميكنند. به طور مثال، صندوق كودكان ملل متحد(يونيسف) در اكتبر سال 2010، سندي با عنوان «مسائل سياستگذاري كه بر اقدامات يونيسف در محيطهاي تهديد پيچيده اثر ميگذارند» تهيه كرده، ولي در مقدمه اين سند تأكيد شده: «اين سند، سياست رسمي يونيسف قلمداد نميشود.»
با وجود كاربرد گسترده متنهاي تفسيري در سازمانهاي بينالمللي، اين متنها فقط به اين حوزه محدود نشدهاند. امروزه دولتها در مناسبات دو جانبه هم براي بيان مواضع خود به شكلي كه رسمي و الزامآور نباشد، متن جانبي تهيه و به يكديگر يا به سازمانهاي بينالمللي ارائه ميكنند. به طور مثال، دولت پاكستان اخيرا يك «Non Paper» حاوي ديدگاههاي خود درباره خط لوله صلح ايران به پاكستان، به دولت امريكا ارائه كرده است كه به گفته سخنگوي وزارت خارجه پاكستان، هدف آن تشريح گزينههاي مختلف دولت پاكستان براي تأمين انرژي خود و همچنين بيان اين نكته بوده كه اين خط لوله مشمول تحريمهاي امريكا قرار نميگيرد. همچنين دولت روسيه در ژوئن 2013 ديدگاههاي خود را درباره كنفرانس ژنو دو در قالب يك Non Paper به سازمان ملل متحد ارائه كرده است. چنين سابقهاي در مورد مسئله هستهاي ايران نيز وجود دارد.
در جريان گفتوگوهاي ايران با 1+5 در جولاي 2008، ايران يك «متن جانبي» حاوي پيشنهادهاي خود درباره روند گفتوگوها با عنوان «مداليته گفتوگوهاي جامع» به خاوير سولانا مسئول وقت سياست خارجي اتحاديه اروپا ارائه كرد.
در مجموع ميتوان گفت كه ويژگي اصلي متنهاي جانبي، غيررسمي و در نتيجه غيرقابل استناد بودن آنها است. در سازمانهاي بينالمللي، اين متنها براي تسهيل در روند تهيه اسناد مورد استفاده قرار ميگيرند و در مناسبات دو يا چندجانبه بين دولتها با دولتها يا با سازمانهاي بينالمللي، اين متنها به تسهيل انتقال غير الزامآور و غيررسمي ديدگاهها در موضوعات خاص كمك ميكند. به طور مثال، متن تفسيري كه ايران در مه 2008 به 1+5 ارائه كرده و سايت Arms Control هم نيز آن را منتشر كرده، ديدگاههاي ايران را درباره بايستههاي روند مذاكرات هستهاي در سه بخش توضيح داده ولي هيچ امضا، سربرگ يا عنواني كه نشان دهد اين متن ديدگاه رسمي دولت ايران است در آن ديده نميشود و به همين خاطر، مشابه با اسناد رسمي ارائه شده از سوي جمهوري اسلامي ايران، قابل استناد در مجامع بينالمللي نيست.
در اينجا اين سؤال قابل طرح است كه اگر اين متنها براي دولتها الزامآور نيست، پس چه اثر و خاصيتي دارد؟ از اين نقطه نظر، متنهاي جانبي در زمره توافقهاي شرافتمندانه (Gentleman Agreements) قرار ميگيرند. توافقهاي شرافتمندانه به توافقهاي غيررسمي بين دو يا چند طرف گفته ميشود كه اغلب اوقات شفاهي (و برخي وقتها نوشته شده) هستند و طرفها، حيثيت يا پرستيژ خود را مبناي آنها قرار ميدهند. اصل حاكم بر توافقهاي شرافتمندانه، وجود حداقلي از اعتماد بين دولت ها، ديپلماتها و تغيير نكردن آني مواضع آنها است.
متنهاي جانبي، گاهي هم براي بيان منظور از يك سند رسمي امضا شده تهيه ميشوند كه در اين حالت عبارت «متن تفسيري» براي آنها مناسبتر است. به همين خاطر در حقوق فرانسه، گاهي به چنين متنهايي «يادداشت كمكي (Aide- mémoire)» گفته ميشود. وظيفه چنين متنهايي كمك به ايجاد اجماع در منظور و تفسير دولتها از يك سند رسمي است و از همين منظر، مورد توافق تمام طرفها قرار ميگيرند. چنين متنهايي همچنين جزئيات روشهاي اجراي سند اصلي يا مادر را نيز بيان ميكنند. نمونه چنين سندي، متن جانبي يا Side Text است كه براي اجرايي كردن توافق هستهاي سال 1994 امريكا با كره شمالي تهيه ولي منتشر نشده است.
در نگاه كلي، به نظر ميرسد كه دولتها براي اينكه به محتواي مطالب درج شده در سندهاي تفسيري رسميت نبخشند، خودشان از مجاري رسمي آنها را منتشر نميكنند و در واقع، براي اينكه تفاسير بيان شده در آن رسميت پيدا نكند، از انتشار پرهيز مينمايند. زيرا انتشار به لحاظ حقوق بينالملل، تعهدآور بودن محتواي سند براي دولت مربوط را مسجل و غيرقابل انكار مينمايد.
با اين حال، ظواهر امر نشان ميدهد كه انتشار اين اسناد از مجاري غيررسمي يا طرفهاي ثالث منعي ندارد. به عبارت ديگر، در حالي كه انتشار يك متن تفسيري از طرف دولت تهيهكننده ممكن است به رسميت بخشيدن آن كمك كند، انتشار آن از سوي طرفهاي ثالث (مانند يك سايت، يك مرجع غيررسمي و... ) ميتواند به غيررسمي باقي ماندن چنين سندي كمك كند. به همين خاطر، امروزه ما شاهد اين هستيم كه دهها سند با عنوان Non Paper بدون اينكه دولتهاي تهيه كنند، آنها را به عنوان سند تعهدآور تلقي كنند، در سايتهاي اينترنتي منتشر شده است. به اين ترتيب، به نظر ميرسد انتشار سند جانبي توافق ژنو كه ديپلماتهاي ايراني از آن با عنوان «Non Paper» ياد كردهاند، در همه شرايط به معني رسميت بخشي يا تعهدآور بودن آن نيست.