برعكس بسياري از نقاط دنيا براي بسياري از فيلمسازان حاضر در جشنواره فيلم فجر، سفارشي نبودن فيلمشان يك افتخار و برتري هنري به حساب ميآيد؛ در تمام دنيا اينكه سينماگري مفتخر به جلب حمايت كمپانيهاي بزرگ توليدكننده فيلم شود، افتخاري بزرگ است؛ اينكه گفته ميشود هاليوود يك سينماي مستقل است هم توهمي بيش نيست؛ اگر ريشه اكثر كمپانيهاي تهيهكننده و توزيعكننده فيلمهاليوودي را بگيريم در نهايت به ردپاي شخصيتهايي ميرسيم كه خط فكري سياسي به شدت افراطي دارند.
حالا در جامعه هنري و سينمايي كشورمان شماري از سينماگران كه از حلقه حمايتي دولت دور ميمانند، فاصلههايشان با معيارهاي دولتي سينما را افتخاري براي خود تلقي ميكنند؛ اينكه شماري از سينماگران به خاطر نخواندن خطوط آثارشان با خطوط مد نظر دولت، خود را چند پله بالاتر از سينماي سفارشي دولت ببينند، از پديدههاي جديدي است كه دارد به تازگي خودي نشان ميدهد؛ از آن اخلاقها و ژستهاي محير العقولي كه تنها از جامعه سينمايي كشور بر ميآيد و بس.
اين نگاه ناخودآگاه دارد براي سينماي سفارشي دولت، مفهوم مذموم و سطح پاييني را تعريف ميكند؛ سينمايي كه از نگاه آنها چه به لحاظ مالي و چه به لحاظ بار مفهومي چاكر حلقه به گوش دولت است و احتمالاً از نظر آنها بالهاي آزادي فيلمهايي كه در اين رده ساخته ميشوند، به اندازه بالهاي سينماي خصوصي باز و گشوده نيست اما مگر سينماي دولتي مروج چه مفهوم و فرهنگي است كه از نظر آنها از شأن و منزلت كمتري در مقايسه با سينماي خصوصي برخوردار است؟ آيا دغدغه اين افراد صرفاً نقد بر حاكميت و نظارت دولت بر سينما است؟
شمار زيادي از آثار حاضر در جشنواره فيلم فجر امسال حاصل سينماي دولتي هستند؛ فيلمهايي كه اگر دولت نخواهد برخي از آنها ساخته شوند، احتمالش كم است كه بنا به دغدغه شخصي طيف فيلمسازان كنوني كشور كليد بخورند. از اين رو هم بر اساس يك الگوي جهاني كه معمولاً در ساير نقاط دنيا سر و شكلي بسيار محافظهكارانه و پنهاني دارد و هم بر اساس صلاح جامعه لازم است كه گاه دولت سفارشدهنده برخي آثار سينمايي باشد. به راستي در حملات ناعادلانه سينمايهاليوود با فيلمهايي از جنس 300 چند فيلمساز به خود زحمت طرح پروژهاي خصوصي منباب دفاع از تاريخ كشور را دادند؟ هر چند دولت هم در اين زمينه عرصه را براي جولان هاليوود خالي گذاشت؛ به نظر ميرسد كه به رغم تمام حرف و حديثها و نقدهايي كه بر سينماي دولتي وارد ميشود، هنوز هم لازم است كه گاه دولت ساخت برخي فيلمها را سفارش دهد.
شايد يكي از بهترين بخشهاي صحبتهاي چند روز پيش رئيسجمهور در جمع هنرمندان نيز مثال ريزبينانه او درباره حمايت تاريخي دولتهاي حاكم از آثار ماندگار فرهنگي و ادبي جهان باشد. به گفته رئيسجمهور اين چنين مشهور است كه شاهنامه نيز به سفارش سلطان محمود سروده شد، اما در واقع اين شاهنامه سفارش يك ملت و يك تاريخ بود. آثار عظيم معماري از قبيل تختجمشيد و آثار اسلامي در اصفهان هم با حمايت حكومت بود، اما امروز به عنوان نماد يك ملت است. رئيسجمهور به نكته جالب و ريزي اشاره كرد. به واقع زيباترين آثار هنري بر جاي مانده در دنيا از اهرام فراعنه مصر گرفته تا كليساهاي زيباي ايتاليا و به ادعاي او حتي شاهنامه هر يك به سفارش دولت حاكم زمان خود ساخته شدند؛ آنها اقتضائات فرهنگي، هنري و سياسي زمان خود بودند كه اگر دولتها نسبت به خلق چنين شاهكارهايي اقدام نميكردند، زمانه هيچگاه چنين آثاري را به خود نميديد؛ درست مانند برخي فيلمهاي حاصل سفارش دولت در اين دوره از جشنواره فيلم فجر كه اگر ساخته نميشد، در حال حاضر مخيله هيچ فيلمسازي را براي رفتن به سراغ سوژهاي قلقلك نميداد.