
آرام و متين و شمرده حرف ميزند. آنقدر كه غليانهاي ناشي از دربي كه باعث اين تماس شده را آرام و حسرتي عميق را جايگزين ميكند. اين تغيير احساسات را مردي به وجود ميآورد كه دومين گلزن برتر تاريخ دربي و مرد 6 گله بازيهاي پرسپوليس و استقلال است با دنيايي از افتخارات. حسين كلاني كه هم در ورزش موفق بود و هم خارج آن، بعد از آويختن كفشهايش راه درس خواندن را در پيش گرفت و شد كارشناس مهندسي عمران. مردي كه فروتنياش اجازه نميدهد سهمي از آن همه افتخارات براي خود كنار بگذارد و همه را نتيجه زحمات ديگران ميداند. چيزي كه سالهاست ديگر در فوتبال امروز شاهد آن نيستيم. مردي كه در زمين با بازي و بيرون از آن با رفتارش براي خود احترام ميخريد. چيزي كه سالهاست ديگر در فوتبال امروز شاهد آن نيستيم. مسئلهاي كه كلاني آن را كمكاري نسل خودش ميداند كه آنچه را از مربيان خود ياد گرفته بود، ياد ندادهاند.
در آستانه دربي، همه به تكاپو ميافتند براي شنيدن حرفهاي دربيبازها. خصوصاً آنهايي كه مثل حسين كلاني افتخارات زيادي از روياروييهاي پرسپوليس و استقلال كسب كردهاند. بهترين خاطره حسين كلاني از اين روياروييهاي جذاب چيست؟
بازي پرسپوليس و استقلال هم يك بازي است مثل همه بازيهاي ديگر ليگ و فقط سه امتياز دارد. نبايد زياد شلوغش كرده و حساسيت آن را بالا ببريم. ضمن اينكه براي من، همه بردها خاطرهانگيز بود نه فقط برد پرسپوليس برابر استقلال. وقتي با تمام وجود براي موفقيت تيمت تلاش ميكني، همه بردها شيرين و خاطرهانگيز ميشود. به نظر من نميتواني بين موفقيتها فرق قائل شوي و يكي را بهتر از ديگري بخواني. هميشه موفقيت شيرين و خاطرهانگيز است.
سالهاست اما دربي سرخابيهاي پايتخت يكي از حساسترين بازيهاي ليگ است كه پيشترها اين حساسيت با جذابيت همراه بود اما اكنون چند سالي است كه نه خبر از آن حساسيتهاي سابق است و نه جذابيتي دارد اين بازي.
خودمان اين بازي را حساس ميكنيم. ضمن اينكه فكر ميكنم امروز اين حساسيتها بيشتر هم شده است. اما دركل همه چيز فرق كرده است. هيچ چيزي الان شبيه چهل سال پيش نيست و همه چيز دستخوش تغييرات شده و دربي هم يكي از همين مسائل است كه تغييراتش كاملاً طبيعي است.
حساسيت و جذابيت دربيهاي قديم، يا بهتر بگويم دربيهاي زمان شما از آن جهت بود كه ميديديم همه از جان و دل مايه ميگذارند و تلاش ميكنند براي برد. اما الان، فكر بازيكنان به حفظ ساقهايشان است تا كسب نتيجه و همين مسئله از جذابيت و زيبايي بازيها كاسته!
الان همه چيز و حتي توقعات از آن تغيير كرده. دنياي ورزش به دنياي شغلي تبديل شده است و نوع احساس تمايل انسان به شغلش، متفاوت با كاري است كه از جان و دل و به خاطر عشق و احساساتش انجام ميدهد. پس قضاوت كردن در مورد آن هم سخت ميشود. فوتبال زمان ما عشق و احساسمان بود. پس تو براي چيزي كه دوستش داري از جان مايه ميگذاري اما حتماً اين نوع نگاه و احساس را به كارت نداري. فوتبال الان شغل و كار بازيكنان است. البته اين حساسيتها هنوز در مردم وجود دارد و چه بسا بيش از قبل.
اين تفاوتها حسرت عميقي را به دل هواداران فوتبال گذاشته. هواداراني كه وقتي پاي صحبتهاي پدران خود مينشينند و از بازيهاي خارقالعاده نسل حسين كلانيها ميشنوند، ميمانند كه واقعيت است يا غلو!
الان تعداد ستارههاخيلي بيشتر است. آن زمان خيلي تيم و بازيكن نبود و به نسبت ستارهها هم كمتر از امروز بود. نبايد مدام مقايسه كرد. الان توقعات بالا رفته. آن زمان كسي بازيهاي خارجي را نميديد و مقايسهاي هم نميكرد اما الان ما همه بازيهاي دنيا را ميبينيم و بعد مينشينيم به مقايسه فوتبال خودمان با آنها و بعد بازيكنانمان هيچ حرفي مقابل آنها ندارند و اين ما را مأيوس و نااميد ميكند. درحالي كه تفاوت ما با فوتبال دنيا تنها در نحوه بازي بازيكنانمان نيست. اين تفاوتها در همه مسائل است. از مديريت مديران عامل ما گرفته تا مبلغ قراردادها امكانات تيمها و باشگاها و مسائلي از اين دست كه بايد همه در كنار هم باشد تا نتيجه دهد و نبودش باعث اين ضعفي ميشود كه حالا همهاش را از چشم بازيكنان ميبينيم.
حسين كلاني همچنين دومين گلزن برتر دربي است. بعد از صفر ايرانپاك 7 گله، شما با 6 گل نفر دوم هستيد و هنوز بعد از سالها كسي نتوانسته اين عنوان را از شما بربايد!
من مهاجم بودم. وظيفه يك مهاجم گلزني است. اينكه من گل زدهام و چند گل زدهام خيلي كار خارقالعادهاي نبوده. من به عنوان يك مهاجم بايد گل ميزدم. ضمن اينكه در قبال كاري كه ساير نفرات تيم انجام ميدادند، من كمترين زحمت را ميكشيدم و در واقع تلاش ديگران را به نتيجه ميرساندم. وقتي دروازه بان تيم به آب و آتش ميزد براي بسته نگه داشتن دروازه، مدافعان تيم از جان مايه ميگذاشتند براي ناكام گذاشتن مهاجمان حريف، هافبكها هم در نقش مدافعان ظاهر ميشدند و هم بازيسازي ميكردند. در چنين شرايطي، من نتيجه تلاش آنها را به گل تبديل ميكردم كه اين نه يك كار خارقالعاده كه در واقع وظيفهام بود و در مقابل زحمتي كه ساير بازيكنان ميكشيدند چيز خاصي نبود.
اما كلاني يكي از بهترين گلزنهاي پرسپوليس بوده با چند آقاي گلي و افتخارات بيشمار.
كلاني يكي از خوش شانسترينها بود. من زمان بهترين بازيكنان تاريخ فوتبال كشور بازي ميكردم. بهترين دفاع، بهترينهافبك، بهترين حمله، همايون بهزادي ميتوانست خودش گل بزند اما اگر تشخيص ميداد يك درصد شرايط من بهتر است، به من پاس ميداد. همينطور صفر ايرانپاك، ناظم گنجاپور، خوردبين و بقيه بازيكنان. من امتيازات خوبي داشتم براي رسيدن به اين عنوانهايي كه شما ميگوييد. بازي كردن با بهترينهاي تاريخ فوتبال كشور، داشتن مربيان خوب، حمايت مردم و حتي رسانهها. با وجود همه اين حمايتها، بايد هم كاري ميكردم و همه آنچه ميگوييد جزو افتخارات حسين كلاني است، نتيجه حمايتهايي است كه ميشدم.
اين يكي از حسرتهاي امروز فوتبال ماست. اينكه يكي از بهترين گلزنهاي تاريخ دربيهاي پرسپوليس و استقلال، سهمي از اين همه موفقيت براي خودش نميگذارد و همه را نتيجه زحمات و حمايتهاي ديگران ميداند. چيزي كه در فوتبال امروز هيچ معنايي ندارد.
گناه از ماست نه از آنها. واقعيتها را بايد گفت. ما مربياني داشتيم كه راه را جلوي پاي ما ميگذاشتند و ياد ميدادند. اخلاق را ياد ميدادند، احترام گذاشتن و بعد فوتبال را. ما در حق بچههاي امروز كوتاهي كرديم و آنچه را به ما ياد دادند را به آنها ياد نداديم. البته ميشود. الان هم ميشود جبران كرد. اين استعداد را داريم. ميتوانيم بهترينهاي دنيا باشيم. اما نميتوانيم آنها را توبيخ كنيم وقتي كه چيزي يادشان ندادهايم از آنچه به ما آموخته بودند.
كلاني در بهترين بردهاي پرسپوليس برابر استقلال نقشي تأثيرگذار داشته. مثل آن برد 4 بر يك و آن بازي ششتايي معروف. در آن بازي اولين گل را شما زديد، فكر ميكرديد بازي با نتيجه 6 بر صفر تمام شود؟
اين نتيجه زحمت همه بچهها بود. در خصوص بازي شش گله، اين را بگويم كه فاصله استقلال با ما اصلا شش گل نبود. حريف را تخريب كرد. گاهي در شرايط خاص امتيازات غيرمنطقي نصيب يك تيم ميشود. شايد آنها شب قبل با يك مشكل مواجه شده بودند. شايد اتفاقي افتاده بود كه از نظر روحي تحت تأثير قرار گرفته بودند. هر دليلي ميتوانست داشته باشد. ما هم در بهترين شرايط بوديم. اما اينكه فكر ميكردم اين بازي با شش گل تمام شود نه، چنين فكري را نميكردم. تمام ذهن بازيكنان به دنبال ارائه يك بازي خوب و كسب موفقيت است نه چيز ديگري. اما باز هم ميگويم تفاوت تاج با ما 6 گل نبود.
در مورد دربي 78 چه نظري داريد؟ فكر ميكنيد پرسپوليس بتواند برنده بازي باشد؟
وقتي كه يك تيمي را دوست داريد، نميتوانيد جز به موفقيت آن فكر كنيد. من هم به همين دليل با تمام وجود باور دارم كه پرسپوليس برنده ميشود. اما اگر هم نشد، خودم را به گونهاي قانع ميكنم كه نشد، مثلاً شرايط زمين خوب نبود، شانس نياورديم و به هر حال به شكلي خودم را قانع ميكنم.