کد خبر: 629445
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۷
رخنه سبك زندگي غربي در ازدواج‌هاي ايراني
ماجراي افزايش سن ازدواج كه مدت‌هاست از سوي مسئولان سازمان ملي جوانان و مركز آمار ايران مطرح مي‌شود، نشان از اين دارد كه سن ازدواج اين روزها به مرز سي سالگي رسيد
نازنين صلحپور

 

ماجراي افزايش سن ازدواج كه مدت‌هاست از سوي مسئولان سازمان ملي جوانان و مركز آمار ايران مطرح مي‌شود، نشان از اين دارد كه سن ازدواج اين روزها به مرز سي سالگي رسيده و جواناني كه در سال‌هاي نه چندان دور در سنين حوالي بيست سالگي، راه خانه بخت را در پيش گرفتند در اين دوره و زمانه، با تأخيري ده ساله اين تجربه را به دست خواهند آورد، اتفاقي كه به باور بسياري نشان از رخنه بدعت‌هاي غربي در سبك زندگي ايراني و اسلامي دارد.

روزي. . روزگاري. . ازدواج

در سال‌هاي نه چندان دور، داستان ازدواج با اين روزها تفاوت بسيار داشت، در آن روزگار پسران به محض اينكه به اصطلاح پشت لبشان سبز مي‌شد و در كسب و حرفه پدري، جايي براي شاگردي مي‌يافتند، زمزمه‌هاي ازدواج كردن و آستين بالا زدن را در خانواده و اطرافيان مي‌شنيدند، در اين بين برخي از خانواده‌ها حتي منتظر تمام شدن سربازي پسر جوانشان هم نمي‌شدند و پيش از هر كاري به فكر سر و سامان دادن زندگي پسرشان بودند. ازدواج‌هاي آن دوره هم بيشتر به شيوه سنتي انجام مي‌شد به اين معنا كه اعضاي خانواده پسر، دختري را از ميان اقوام و آشنايان و همسايه براي وصلت با پسرشان بر مي‌گزيدند و بنا بر رسوم به قصد خواستگاري راه خانه او را پيش مي‌گرفتند. در اين ميان هم دختر و خانواده‌اش هم اگر از خواستگار مورد نظر خوششان مي‌آمد به اصطلاح بله را مي‌دادند و انگشتري به رسم نشان در ميان دو خانواده رد و بدل مي‌شد تا شرايط براي برپايي مراسم ازدواج مهيا شود و در اين ميان هم دختر و پسر فرصتي براي شناخت بيشتر پيدا مي‌كردند. در آن طرف قضيه، دختران دهه‌هاي پيشين هم در سنين نوجواني كه به تازگي تجربه بلوغ را پشت سر گذاشته بودند، ديگر قابل به شوهر به حساب مي‌آمدند و آمادگي پذيرش خواستگار را داشتند.

ازدواج آسان‌تر بود

اينكه خانواده‌ها در دهه‌هاي اخير براي پسرانشان كه گاه حتي به سن بيست سالگي هم نرسيده بودند، آستين بالا مي‌زدند و خواستگاري مي‌رفتند، دلايل متفاوتي داشت. يكي اينكه در آن دوره تحصيلات به گستردگي اين روزها نبود و كمتر پيش مي‌آمد كه دانش‌آموزان تحصيل را تا دريافت مدرك ديپلم ادامه دهند و تعداد بسياري از نوجوانان پس از پايان مقطع ابتدايي يا راهنمايي راهي بازار كار مي‌شدند در اين ميان هم يا به كسب و حرفه پدري روي مي‌آوردند و در كنار پدر، كسب تجربه مي‌كردند يا اينكه خود به سمت حرفه يا كسب تازه‌اي مي‌رفتند و در نهايت در سنين ابتداي جواني خود مي‌توانستند لقب نان‌آور خانه را به دست بياورند. از طرف ديگر معماري خانه‌هاي آن دوره كه مطابق با سبك خانواده گسترده بود باعث مي‌شد كه زوج‌هاي جوان امكان اين را داشته باشند كه زندگي خود را در يكي از اتاق‌هاي خانه پدري آغاز كنند و تا زماني كه خود امكان تشكيل زندگي مستقل و تهيه خانه را نداشتند در خانه پدري باقي بمانند. در آن سوي ماجرا هم دختران از سنين نوجواني مهارت اداره خانه و آشپزي را در خانه مي‌آموختند و از همان سنين نوجواني توانايي ازدواج و انجام وظايفي كه آن روزها از زن‌هاي خانه‌دار انتظار مي‌رفت را كسب مي‌كردند و در نهايت زماني كه تصميم به ازدواج مي‌گرفتند با جهيزيه اندكي كه مشتمل بر وسايل آشپزخانه بود راه خانه پدر شوهر را در پيش مي‌گرفتند. اين روزها اما ديگر از اين خبرها نيست. . .

تغييرات اجتماعي بر سن ازدواج مي‌افزايد

از آن روزهايي كه ازدواج كردن جوانان در سال‌هاي پيش از بيست سالگي انجام مي‌شد سال‌هاي بسياري گذشت و در اين مدت جامعه تغييرات گسترده‌اي را تجربه كرد و در نتيجه‌ اين تغييرات، اين روزها ديگر پسران در سال‌هاي ابتدايي و راهنمايي درس و مدرسه را رها نمي‌كنند و به كسب حرفه روي نمي‌آورند. اين روزها دانش‌آموزان چه دختر و چه پسر در مقطع راهنمايي تازه در معرض هفت‌خوان كنكور قرار مي‌گيرند و در نهايت پس از 12 سال تحصيل و پشت سر نهادن گردنه كنكور قدم در دانشگاه مي‌گذارند كه در بيشتر موارد در نهايت جز مدركي كه مابه‌ازايش هيچ شغلي در جامعه يافت نمي‌شود چيز ديگري به دست نمي‌آورند. نتيجه اين تلاش و كوشش و ساليان دراز دختران و پسراني مي‌شود كه در سنين مياني دهه سوم زندگي به سر مي‌برند و تنها غنيمتشان از اين تلاش مدرك كارشناسي يا كارشناسي ارشدي است كه متأسفانه هيچ كسي خريدارش نيست. در همين راستا جوانان پس از پايان تحصيلات دانشگاهي و گاه تكميلي زماني كه مي‌بينند، شغلي مرتبط با رشته تحصيلي‌شان در جامعه يافت نمي‌شود به اجبار راه جست‌وجوي شغلي را در پيش مي‌گيرند كه بتواند كفاف هزينه‌هاي زندگيشان را بدهد و در اين ميان اگر خوش شانس باشند، مي‌توانند شغلي كه هيچ ربطي به درس‌هاي دانشگاهي‌شان ندارد را آن هم با حقوق پايه وزارت كار پيدا كنند. البته در خصوص پسرها، در اين ميان دو سالي از جواني هم صرف خدمت سربازي مي‌شود و در نهايت جوانان پس از اتمام تحصيل و سربازي و دو سه سالي كار كردن به سن سي سالگي مي‌رسند.

انتظاراتي كه هر روز بيش از ديروز مي‌شود

در كنار گستردگي تحصيلات دانشگاهي در ميان جوانان كه باعث شد سن ازدواج افزايش پيدا كند، انتظارات دختران و پسران اين روزها هم ديگر شباهتي به همجنسان نسل‌هاي پيشين خود ندارد. اگر در سال‌هاي نه چندان دور پسران پس از ازدواج در اتاقي از خانه پدري سكني مي‌گزيدند و سال‌هاي ابتدايي زندگي را در چنين شرايطي سپري مي‌كردند، اما اين روزها ديگر نه خانه پدرشوهرهاي امروزي براي زندگي عضو تازه‌اي جا دارد و نه تازه‌عروس‌ها حاضرند چند سال ابتدايي زندگي خود را در يك اتاق كوچك و در كنار اعضاي خانواده شوهر سپري كنند. شايد به همين دليل هم هست كه تهيه مسكن مستقل مهم‌ترين مشكل بر سر راه ازدواج است. از سوي ديگر در اين دوره مانند قديم نيست كه دختران با چند دست بشقاب و قاشق و چنگال و ديگ و ديگچه راه خانه شوهر را در پيش گيرند و هزينه خريد يخچال فريزر فلان مدل و تلويزيون بهمان برند را اگر در كنار هزينه فرش و اجاق گاز ظروف و آنچناني و هزار جور ريز و درشت ديگر بگذاريم به ارقام چند ده ميليوني مي‌رسيم كه برآوردن‌ آن براي غالب خانواده‌هاي كشور ما بسيار دشوار و گاه غيرممكن است. هزينه تهيه خانه و خريد جهيزيه را زماني كه در كنار هزينه‌هاي مجالس عقد و عروسي و طلا و لباس مي‌گذاريم تازه متوجه مي‌شويم كه چرا سن ازدواج جوانان اين دوره به نسبت دهه‌هاي اخير تا به اين اندازه افزايش يافته است!

وقتي ازدواج ترسناك مي‌شود

دشواري‌هاي تشكيل زندگي در سال‌هاي اخير همزمان شد با آمارهاي تاسف برانگيز طلاق كه بارها و بارها از سوي مديران و كارشناسان مطرح مي‌شد. در اين ميان حتي اگر كسي آمارهاي نجومي طلاق را در رسانه‌ها نمي‌شنيد، در ميان اعضاي خانواده و فاميل خود به وفور زندگي‌هايي را مي‌ديد كه به جدايي ختم مي‌شدند. جواناني كه به دليل ناتواني در پرداخت مهريه قدم در مسير زندان مي‌گذاشتند. افزايش آمار طلاق و زندانيان مهريه دست در دست هم داد تا جوانان و خانواده‌هايشان بيش از گذشته در خصوص ازدواج كردن جانب احتياط را رعايت كنند، چون مي‌ترسيدند به عاقبت كساني كه به دليل انتخابي نامناسب زندگي خود را به تباهي كشيده‌اند، برسند. شايد به همين دليل هم هست كه جوانان اين دوره مانند گذشته در ازدواج و انتخاب همسر و تشكيل زندگي بي‌پروا نيستند و پيش از ازدواج جوانب مختلف امر را در نظر مي‌گيرند.

تهاجم فرهنگ غربي ازدواج را به عقب راند

از عوامل اقتصادي و اجتماعي افزايش سن ازدواج كه بگذريم به تغييرات فرهنگي مي‌رسيم. در سال‌هاي اخير جامعه ما با دو تغيير روبه‌رو شد كه اولي كاهش سن بلوغ بود. افزايش مصرف مواد پروتئيني و شيريني‌جات از يك سو و تاثير برنامه‌هاي شبكه‌هاي ماهواره‌اي و اينترنتي از سوي ديگر در نهايت سبب شد كه ميانگين سن بلوغ جنسي در ايران در پسرها از 16 به 12 سال و در دخترها از 14 به 10 سال كاهش يابد. در سال‌هاي اخير اما اين كاهش سن بلوغ همزمان شد با افزايش سن ازدواج به اين معنا كه نسل جوان ما حدود دو دهه از عمر خود كه فاصله ميان سن بلوغ تا ازدواج است را مجرد بماند. در چنين شرايطي نوجوانان و جواناني كه سن بلوغ را پشت سر گذاشته‌اند اما شرايط ازدواج را ندارند تن به روابط به اصلاح دوستي با جنس مخالف مي‌دهند كه بر اساس آخرين آمار سن روابط پيش از ازدواج به مقطع تحصيلي راهنمايي رسيده است، روابطي كه در غالب موارد به تراژدي بزرگي در زندگي‌شان مي‌انجامد. اين در حالي است كه در دهه‌هاي گذشته دختران و پسران در فاصله بسيار كمي پس از سن بلوغ، ازدواج مي‌كردند و امكان برآوردن نيازهايشان را در قالب مشروع داشتند.

روابط دوستي كه جاي ازدواج را تنگ كرده‌اند

يكي از پديده‌هايي كه در سال‌هاي اخير با گستردگي بيشتري در ميان نوجوانان و جوانان رواج پيدا كرد، روابط دوستي ميان دختران و پسران بود. بر اين اساس دختران و پسران در سنين نوجواني آشنايي يا جنس مخالف را تجربه مي‌كردند. گستردگي ابزار‌هاي ارتباطي از ديگر عواملي بود كه در نهايت به تسهيل ارتباط با جنس مخالف انجاميد به اين ترتيب ديگر مانند قديم نبود كه نامه و تلفن‌هاي خانگي به عنوان ابزارهاي ارتباطي نوجوانان از سوي خانواده‌ها قابل كنترل باشد چون موبايل و كامپيوتر چندان قابل كنترل نبودند و دختران و پسران به راحتي مي‌توانستند از طريق اين ابزارهاي تازه وارد، روابطي دور از چشم خانواده‌هايشان را تجربه كنند. گستردگي و افزايش روابط دوستي ميان دختران و پسران در سال‌هاي اخير در نهايت باعث شد كه جوانان برخي از انتظاراتشان از ازدواج را در اين قالب غير عرفي رفع كنند و به همين دليل ازدواج را به تأخير بيندازند.

گرايش به زندگي مجردي دائمي

افزايش سن ازدواج در سال‌هاي اخير باعث شده است كه اين رخداد اجتماعي تا سال‌هاي دهه چهارم زندگي به تعويق بيفتد و افزايش زندگي‌هاي مجردي و مقوله تجرد قطعي كه اين روزها در ميان جوانان كشور به چشم مي‌خورد، مواردي است كه بيش از هر چيز ما را به ياد سبك زندگي مردم در كشورهاي غربي مي‌اندازد، كشورهايي كه در آنها روابط خارج ازدواج به پديده‌اي عرفي تبديل شده است و غالب مردم با گريز از تعهد ازدواج ترجيح مي‌دهند زندگي بي‌بند و بار خود را تا ابد ادامه دهند. اين در حالي است كه ازدواج در سبك زندگي ايراني و اسلامي كشور ما امري پسنديده است كه بارها و بارها بزرگان بر آن تأكيد داشته‌اند. اين روزها اما انگار برخي جوانان در برابر هزينه‌هاي زندگي و هجمه‌هاي فرهنگي غرب كه مدام به دنبال نشان دادن سبك زندگي غربي در جوامع هدف هستند، تصميم گرفته‌اند نوع ديگري از زندگي را كه هيچ ربطي به فرهنگ ايراني و اسلامي خانواده‌هايشان ندارند را تجربه كنند و در اين ميان تابوهايي را زير پا بگذارند كه در طول زندگي همواره از آنها منع شده‌اند.

امكانات ازدواج بهنگام بايد فراهم شود

اينكه افزايش سن ازدواج چه پيامدهاي مهيبي را مي‌تواند بر پيكره خانواده و جامعه وارد كند بر هيچ كسي نهان نيست اما در اين ميان تنها سياستگذاران هستند كه بايد با روش‌هاي كاربردي، امكان ازدواج بهنگام را براي جوانان مهيا كنند. در حالي كه اين روزها وام سه ميليوني ازدواج كه در برابر هزينه‌هاي چند ده ميليوني تشكيل زندگي مضحك به نظر مي‌رسد هم در راهرو‌هاي بانك‌ها مسدود شده است. از طرف ديگر رسانه‌ها هم بايد با اعلام پيامدهاي به تأخير انداختن ازدواج، خانواده‌ها را با عوارض پشت گوش انداختن اين سنت اسلامي آشنا كند تا ديگر شيب صعودي طلاق و روند كاهشي ازدواج، نبض رسانه‌ها را در دست نگيرد.
 
 
ديدگاه كارشناس:
دكتر پريا واحدي، جامعه شناس

ابزارهاي تأثيرگذار موج منفي مي‌دهند

من معتقدم سهم بسيار زيادي از فضاي شكل‌گرفته در جامعه براي دير ازدواج كردن و ترسيدن از زندگي مشترك به حضور ابزارهايي در جمع جوان‌ها بازمي‌گردد كه ما از تأثير بسيار مهم آنها غافل هستيم. منظور من از ابزار به هيچ وجه ابزارهاي فيزيكي يا يدي نيست بلكه من تصور مي‌كنم حتي جمع دوستان مجرد و سن بالا هم مي‌تواند به مثابه يك ابزار هدفمند عمل كند.

اتفاقاً جمع دوستان، ‌مهم‌ترين و تأثيرگذارترين ابزار در هر زمينه‌اي در بين جوان‌ها هستند و اين دقيقاً تأييدي است بر نظر خانواده‌ها كه مي‌گويند: «از وقتي با جمع دوستانش رفت و آمد مي‌كند اينطور شده است...». خودتان را براي يك لحظه در جايگاه جواني قرار دهيد كه وارد فضاي دانشگاهي شده است. چند سالي است كه با يك جمع دانشجوي درسخوان دوستي برقرار كرده است. چون فكر مي‌كند از نظر درسي دوستان خوبي انتخاب كرده پس اجازه مي‌دهد كه در ساير تصميم‌گيري‌ها هم از آنها تقليد كند.

حالا تصور كنيد همين جمع دانشجوي درسخوان و صميمي همه مجرد باشند. مطمئنا ديگر شما به عنوان پدر و مادر نمي‌توانيد از دختر يا پسرتان انتظار داشته باشيد كه فارغ از خط رسم اين جمع عمل كند و تن به ازدواج بدهد، چرا؟! جواب مشخص است. فرزند شما هرچه كه نياز داشته از نيازهاي درسي، عاطفي، تفريحي و دوستانه در اين جمع برآورده كرده پس طبيعي است كه به خط‌مشي و به همه رفتارهاي اين جمع هم وابسته شود. اين را گفتم تنها براي اين منظور كه عنوان كنم بسياري از ابزارها مانند دوستان، رسانه‌ها و فضاهاي اجتماعي مي‌توانند بدون آنكه شما ميزانش را بدانيد برالگوي ازدواج و زندگي فرزندان‌مان تأثير بگذارند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار