بلاك هاوك داون يا سقوط شاهين سياه فيلمي است ساخته شده در هاليوود كه در 18 ژانويه 2002 اكران شد. اين فيلم به نوعي مرثيهاي امريكايي از عمليات نظامي 1993 اين كشور به نام اميد برگشت در سومالي است كه طي آن عمليات، دو هليكوپتر امريكايي بلاك هاوك سقوط كردند و 18 سرباز امريكايي نيز به طرز فجيعي جان خود را از دست دادند. ساخت اين فيلم بعد از 9 سال به خوبي نشان داد كه اين حادثه در ذهن امريكاييها به چنان خاطرهاي تلخ مبدل شده بود تا هاليوود بعد 9 سال مرثيهاي براي آن بسازد. تلخي سقوط بلاك هاوك در همان سالهاي اوليه مداخله در سومالي هم اثر خود را گذاشته بود، تاجايي كه بيل كلينتون، رئيسجمهور وقت امريكا، يك سال بعد از آن حادثه فرماني صادر كرد مشهور به فرمان 25 (PDD-25) كه بنا بر آن، ايالات متحده ديگر عملياتهاي حفاظت صلح را محور سياست خارجي خود قرار نخواهد داد.
اكنون، امريكا بعد 20 سال گروهي از نظاميان خود را به موگاديشو، مركز سومالي، فرستاده و تام ديويس، سخنگوي فرماندهي نيروهاي امريكا در آفريقا، در اين مورد گفته كه گروهي كمتر از پنج نفر ماه اكتبر گذشته به منطقه اعزام شدهاند، اما مأموريت خود را از ماه دسامبر شروع كردهاند. به نظر ميرسد كه تلخي حادثه 20 سال پيش همچنان در خاطره امريكايي باقي مانده، چراكه ديويس بعد قريب به سه ماه خبر اعزام اين تيم را اعلام كرده به جاي آن كه زمان اعزام آنها را اطلاعرساني بكند. علاوه بر اين، تعداد كم اين نيروهاي اعزام شده هم جنبه ديگري از اين موضوع را نشان ميدهد و بايد گفت كه امريكا برخلاف 20 سال گذشته و معمول اعزام نيروهاي خود در موارد ديگر، بيشتر ترجيح داده تا در اين مورد خاص كمترين تعداد نيرو را به موگاديشو اعزام كند. در هر صورت، امريكا بعد 20 سال حاضر شده بار ديگر قدم به سومالي بگذارد و به نظر ميرسد كه اين بار ترجيح داده به جاي لشكركشي، با احتياط كامل عمل كند تا آن حادثه بار ديگر تكرار نشود. اين احتياط امريكا اصل اعزام نيرو به سومالي را به زير سؤال ميبرد و اين مسئله مطرح ميشود كه امريكا با وجود آن خاطره، چرا حاضر شده بار ديگر به سومالي بازگردد.
پاسخ به اين مسئله از دو منظر قابل بيان است؛ نخست از منظر وضعيت فعلي آفريقا و دوم از منظر رقابتهاي بينالمللي در اين قاره. وضعيت فعلي قاره آفريقا در يك نگاه كلي بنابر تنشهاي سنگين است كه برخي از آنها حتي به جنگ خونين داخلي نيز كشيده شده است. كشورهاي عربي در شمال اين قاره در حدود سه سال اخير زمان بيثباتي سياسي خود را پشت سر ميگذارند، به نحوي كه مصر هنوز نتوانسته از پسلرزههاي كودتاي ارتش خارج شود، حكومت مركزي در ليبي به شدت متزلزل است و دولت جديد تونس نيز فقط دولتي موقت براي برگزاري انتخابات است. وجود شبهنظاميان وابسته القاعده در مالي، جنگ قدرت در سودان جنوبي و جنگ داخلي در آفريقاي مركزي از ديگر تنشهاي خونين در اين قاره است. گذشته از اين، سومالي بعد 20 سال هم روي آرامش به خود نديده و نيروهاي ائتلافي از كشورهاي آفريقايي هم تنها توانستهاند مانع چنگاندازي گروه الشباب و ديگر گروههاي شورشي به موگاديشو و شهرهاي مهم اين كشور شوند، نه اينكه با سركوب اين گروهها به ثبات سياسي اين كشور كمكي كرده باشند. امريكا بعد سقوط بلاكهاوكهايش فقط از سومالي عقب نكشيد، بلكه در حاشيه قرار دادن كل آفريقا را در دستور كار خود قرار داد، اما با فعال شدن تنشها فرصتي براي حضور قدرتهاي بينالملل پيش آمده تا به صورت مستقيم يا غيرمستقيم در اين قاره دخالت كنند و اين امر باعث ميشود تا امريكا ديگر نتواند به حاشيهنشيني خود در مورد اين قاره ادامه بدهد. موضوع رقابت قدرتهاي بزرگ تنها منحصر به اعزام نيروهاي فرانسوي به شمال يا مركز اين قاره نميشود هر چند كه همين موضوع نيز ميتواند به اندازه كافي محرك و انگيزهاي براي ورود مجدد امريكا به اين قاره باشد. مسئله مهم ديگر حضور غيرمستقيم چين در اين قاره است كه به صورتي نرم و آرام پيش ميرود. چين با بروز جنگ قدرت در سودان جنوبي به سرعت وارد عمل شد و حتي پكن نماينده ويژهاي تعيين كرد تا با دو طرف درگيري وارد مذاكره بشود. اين نخستين بار است كه چين در اين سطح نسبت به يك موضوع حساسيتي به اين حد از خود نشان داده و حتي نماينده ويژهاي تعيين كرده است. امريكا در زمينه رقابت گسترده خود با چين نميتواند نسبت به اين حساسيت پكن بيتفاوت باشد و اجازه دهد تا رقباي بينالملل از جاي خالي امريكا در آفريقا كمال استفاده را ببرند. از اين رو است كه امريكا قصد كرده بار ديگر به آفريقا بازگردد، اما روشن است كه آن خاطره تلخ موجب ميشود اين دفعه با احتياط كامل عمل كند و ورود خود را با يك تيم بسيار كوچك شروع كند.