سينماي ايران در سالهاي اخير سينمايي ناموفق بوده است؛ اين واقعيتي غير قابل كتمان است و ملاك آن ركود سالنهاي سينما و فروش فيلمها است. دلايل زيادي سينما را در چند سال گذشته به نقطه كنوني رساند.
از مديريت سينما گرفته تا مانيفستي كه شمار زيادي از فيلمسازان ظهور كرده در آن چند سال براي خود تعيين كردند. اما به نظر ميرسد كه يكي از عمده دلايل هرچه بيشتر شدن فاصله مردم از سينماها، سياهي و افسردگي حاكم بر تم اكثر فيلمهايي باشد كه در سالهاي گذشته ساخته شدند و به مرحله اكران رسيدند؛ سياهي كه در چند سال گذشته هنر هفتم را به هنري افسرده تبديل كرد. حالا ردپاي اين سياهي حتي به دولت جديد نيز كشيده شده است و شماري از فيلمهايي كه در دوران سازمان سينمايي سابق ساخته شدند، فرصت حضور در جشنواره فيلم فجر سي و دوم را پيدا كردهاند؛ آن هم در شرايطي كه پيشتر مخاطبان به سينمايي از اين جنس جواب سر بالا دادهاند و آن را از خود طرد كردهاند.
سينماي افسرده و سياهي كه در سالهاي گذشته رواج پيدا كرده حالا توانسته باز هم در دولت جديد شاخ و شانه بكشد و در ميان آثار دو بخش اصلي و نگاه نو جشنواره فيلم فجر خودنمايي كند. اين ظهور دوباره براي دولتي كه انتظار ميرفت تدبير و اميد را به رگهاي سينما و ژانرهاي گوناگونش تزريق كند، هيبت بد شكلي دارد.
به راستي سينماي دولت تدبير و اميد با وجود تجربه ناكامي سينماي تلخ در دولت گذشته چرا جاي حضور فيلمهاي ديگر را با وجود چنين غمنامههايي تنگ كرده و آيا اين اقدام در راستاي بها دادن به فضاي نقد بوده است؟
پاسخ منفي است. بسياري از فيلمهايي تلخي كه در سالهاي گذشته ساخته شدند و بعضاً اكران شده يا از رفتن روي پرده سينما باز ماندند چيزي نبودند جز سياهنمايي كه به تصور غلط و كليشهاي شماري از منتقدان و شخص فيلسماز فيلم انتقادي تلقي ميشدند. حالا هم بايد به شماري از فيلمهاي تلخي كه به جشنواره فجر دولت تدبير و اميد رسيده است، لقب سياهنما را داد نه سينماي انتقادي. حتي شدت تلخي برخي فيلمها به حدي بوده است كه هيئت انتخاب جشنواره فيلم فجر در مواجهه با يكي از آنها گفتهاند فيلم آنقدر تلخ است كه مخاطب را نابود ميكند! (اين فيلم به ليست نهايي فيلمهاي حاضر در جشنواره فيلم فجر نرسيد.) اصولاً ضرورت ساخت فيلمي كه مخاطب را نابود ميكند، چيست و ضرورت راه پيدا كردن آن به بزرگترين جشنواره سينمايي كشور چه ميتواند باشد؟
حضور در جشنواره فيلم فجر معمولاً سكوي تبليغاتي خوبي براي فيلمهاي حاضر در اين جشنواره محسوب ميشود. با آمدن دولت جديد تصور ميشد كه هم دوره تلخكاميهاي سينماي ايران فرا رسيده و هم دوره سياهنمايي فيلمهايي كه گاه حتي بر وضعيت آشفته جامعه دامن زدهاند اما حالا سينماي سياهنما كه ميراث سينماي دولت قبل است توانسته به اولين جشنواره فيلم فجر دولت جديد رسوخ كند. دولت تدبير و اميد اين ميراث سياه را حفظ خواهد كرد يا آنكه اين فيلمها آخرين نشانههاي سينماي تلخ و هنر افسردهاي خواهد بود كه هيچگاه نزد مردم و مخاطبان سينما خريداري نداشته است؟!