بر اساس آخرين مطالعات مقايسهاي انجام شده از سوي دفتر آمار و اطلاعات جمعيتي و مهاجرت سازمان ثبت احوال ميان نرخ فرزندآوري زنان نسل قديم و جديد، 50 درصد زنان متولد سال 50 به بعد با تجربه حداقل يك بار ازدواج، يك فرزند دارند، اين در حالي است كه 80 درصد زنان متولد سالهاي قبل از 50 حداقل سه فرزند داشتند.
مطالعه تغيير الگوي جمعيتي در كشور ميتواند به برنامهريزي و مهندسي جمعيت در جهت منافع كلي نظام كمك كند. هر چند ميزان فرزندآوري زنان به عوامل مختلفي وابسته است، اما براي بررسي روند تغيير جهتگيري جمعيتي جامعه فرزندآوري زنان ميتواند تراز خوبي ارائه كند. در طول دو دهه گذشته كه ثمره چهار دهه سرمايهگذاري روي صنعت به مذاقمان خوش آمده و اتكا به صنعت و زندگي راحت حاصل از آن، اينقدر انسانها را جري كرده كه از محيط اطراف خود سهم بيشتري را از ظرفيتهاي خدادادي طلب ميكنند و با كاهش فرزندآوري و به عبارتي حذف شركاي جديد در بهرهبرداري از نعمات الهي سعي دارند كه زندگي بهتر خود را ماناتر كنند.
هيچ يك از دو گروه موافق و مخالف اصلاح الگوي جمعيتي در كشور منكر اين نيستند كه تغيير سبك زندگي كه نتيجه تغيير رويكرد خانوادهها در زندگي و افزايش شهرنشيني و آپارتماننشيني و زندگي ماشيني است رابطه مستقيم با ميزان فرزندآوري خانوادهها دارد. نتيجه بررسيهاي دفتر آمار و اطلاعات جمعيتي و مهاجرت سازمان ثبت احوال روي ميزان فرزندآوري زنان نسل قديم و جديد گوياي اين مسئله است. اين مركز سال 1350 را نقطه عطف بررسيهاي خود قرار داده و خانوادههاي قبل از آن را به گروه نسل قديم و بعد از آن را نسل جديد تقسيم كرده است.
سال به سال دريغ از پارسال
در اين رابطه علي اكبر محزون، مديركل دفتر آمار و اطلاعات جمعيتي و مهاجرت سازمان ثبت احوال در گفتوگو با رسانهها مقايسهاي ميان ميزان فرزندآوري دو نسل جديد و قديم كرده است. وي با اشاره به اينكه بيش از 50 درصد نسل جديد حداكثر يك فرزند دارند، گفت: بررسيهاي آماري نشان ميدهد 80 درصد نسل قديم حداقل سه فرزند داشتهاند. محزون افزود: در بررسيهاي آماري كه انجام شده 240 هزار و 565 زن، در نسل جديد (متولدين 50 به بعد) و 197 هزار و 567 زن نيز در نسل قبل (متولدين قبل از 50) مورد بررسي قرار گرفتهاند و اين افراد زناني هستند كه حداكثر يك بار تجربه ازدواج را داشتهاند.
وي گفت: نتايج به دست آمده بسيار متفاوت از الگوي فرزندآوري در نتايج حاكي از آمار كل جامعه است كه در گذشته اعلام شده بر همين اساس دو سرشماري سالهاي 85 و 90 مورد بررسي قرار گرفتند. در سرشماري سال 85، 5/26 درصد از نسل جديد بدون فرزند، 2/31 درصد داراي يك فرزند و 8/22 درصد داراي دو فرزند بودهاند.
محزون با اشاره به اينكه در سرشماري سال90 آمارها كمي متفاوت است، گفت: در نسل جديد تعداد افرادي كه بدون فرزند بودند 5/23 درصد، تك فرزند 3/31 درصد و دو فرزند 2/27 درصد بوده است كه نسبت به سرشماري سال 85 متفاوت بوده است. وي با اشاره به اينكه در سرشماري سال 90، 3/33 درصد كل جامعه حداكثر يك فرزند داشتهاند كه اين آمار در نسل جديد 8/54 و در نسل قبل نيز 3/7 درصد بوده است كه بسيار متفاوت و كمتر از نسل جديد است.
دو فرزندهها بزرگترين خانواده
محزون در پاسخ به اينكه چه سهمي از جامعه حداكثر دو فرزند دارند، اظهار داشت: اين آمار در كل جامعه 2/54 درصد، در نسل جديد 82 درصد و نسل قديم 4/20 درصد بوده است.
مدير كل دفتر اطلاعات، آمار و جمعيت سازمان ثبت احوال در خصوص افرادي كه حداكثر سه فرزند داشتهاند نيز گفت: در كل جامعه اين نسبت 3/67 درصد بوده. اين در حالي است كه در نسل جديد 8/92 درصد و در نسل قبل نيز 4/36 درصد بوده است به طوري كه ملاحظه ميشود اختلاف زيادي ميان اين دو نسل وجود دارد.
وي به تحليل انجام شده در خصوص حداقل سه فرزندي در اين دو نسل نيز اشاره كرد و گفت: 45درصد از كل جامعه حداقل سه فرزند داشتهاند و اين در نسل جديد 7/17درصد و در نسل قديم 3/78 درصد بوده است. محزون با اشاره به اينكه 2/31 درصد كل جامعه حداقل چهار فرزند داشتهاند، گفت: اين آمار در نسل جديد 7 درصد و در نسل قديم 4/62 درصد بوده است به طوري كه ميتوان گفت بيش از 60 درصد نسل قديم حداقل چهار فرزند داشتهاند.
به گفته وي، در نسل جديد 9/2 درصد و 4/47درصد نيز در نسل قديم حداقل پنج فرزند داشتهاند و در كل جامعه نيز اين آمار 23 درصد بوده است به طوري كه ميتوان گفت نيمي از جامعه حداقل پنج فرزند داشتهاند. مدير كل دفتر اطلاعات، آمار و جمعيت سازمان ثبت احوال اظهار داشت: تحقيقات انجام شده نشان ميدهد دليل اين تفاوت در تعداد فرزندان نسلهاي قديم و جديد، سبك زندگي و به تبع آن رفتار باروري نسلها بوده كه براي مقايسه اين دو نسل انتخاب شدهاند. وي پيش از اين اعلام كرده بود 4/14درصد از خانوارهاي ايراني بدون فرزند و 33 درصد خانوارهاي ايراني حداكثر داراي يك فرزند هستند.
با اين اوصاف، بازگشت به شرايط گذشته و اصلاح وضع كنوني دو گزينه پيش رو براي برونرفت از بحران جمعيتي جاري و رسيدن به رقم جايگزيني است. اما نكته مسلم اين است كه در نهايت اين خانوادهها هستند كه بعد از درك موقعيت حساس كنوني، اقدام به ترميم آن ميكنند.