ابوي متفكرانه نشسته است و ميگويد: نه! شايد! كه اينطور؛ چه فكر ميكرديم چه شد! به ابوي ميگويم: حالا مگر چه شده؟ ابوي ميگويد: دو خبر در يك روز مرا غافلگير كرده است؛ يكي كسري بودجه و يكي كسري تاريخي... ميگويم: يعني اين كسري بودجهاي را كه نوبخت ميگفت نداريم، داريم و شكوهمند و تاريخي است ديگر. ابوي ميگويد: نميدانم. عجب. عجب. ميگويم: خب هر دو خبر را بخوان تا من به شما بگويم قصه چيست؟ اين كه كاري ندارد!
ابوي به نقل از ايسنا ميخواند: «رئيس اتاق بازرگاني تهران با تأكيد بر اينكه مجموع رقم بودجه 194 هزار ميليارد تومان است، اظهار كرد: حدود 120 هزار ميليارد تومان كسري بودجه پيشبيني ميشود كه در اين ميان براساس محاسبات انجام شده كسري حدود 120 هزار ميليارد توماني براي بودجه سال 93 برآورد ميشود.»
ميگويم: خب. اينكه معلوم است فقط خبرش را بد تنظيم كردهاند. يعني حدود دو سوم بودجه ميپرد.
يعني بخش خصوصي و بنياد و... حالا سخنگوي دولت شدهاند و آلاسحاق شده عاليجناب نوسترداموس. شايد از تاريخ جديد قيامت هم خبر داشت. كسي چه ميداند!
ابوي ميگويد: گير من كه كشف رابطه محاسباتي اتاق بازرگاني و بنياد با دولت و مجلس يا نحوه تنظيم خبر نيست. اگر خبر دوم را بخوانم كه به لحاظ تنظيمي از ستون عقبگرد تبعيدم ميكني به كابينه، شايد هم مجلس! شايد هم اتاق بازرگاني و بنياد! ميگويم مگر از كجا ميخواهي بخواني؟ مال شبكههاي اجتماعي نباشد يك وقت؟ ميگويد:اي پسر جان به قيافهام ميخورد vpn دولتي داشته باشم؟ پسرخاله ظريفم يا دختر عمه جنتي؟ از همين ايسناي خودمان است. با پهناي باند 25 نفره! ميگويم: پس نترس. خودي است. غضنفر كه نيست! شما بخوان.
ابوي ميخواند: «حميدرضا جانباز با تأكيد بر اينكه مجلس عنايت لازم را در مورد فاضلاب داشته است، گفت: در بخش فاضلاب با كسري تاريخي مواجه هستيم.»
در مورد مصرع اول خبر چيزي به روي خودم نميآورم و ميگويم: پدر من كافي است روند مصاحبهها و خبررساني آبيها را در اين چند ماهه ببيني؛... كسري تاريخي آب تهران... كسري تاريخي منابع آب... كسري تاريخي بارندگي ابرها... كسري تاريخي... عادتشان شده است. تقصيري هم ندارند گويي اين دولت بيم و اميد ميخواهد همه چيزش تاريخي شود. سنگ بنا هم از آب و فاضلاب گذاشته شده... هر چند لابد ميگويند اين هم ارثيه دولت قبل است.
ابوي نفس راحتي ميكشد و ميگويد: خوب شد روشنم كردي. پس هم آل اسحاق راست ميگويد هم جانباز. ميگويم: راست و دروغش را نميدانم. پيشگويي است ديگر. من آدم عدد و رقم نيستم. شايد اگر ميگذاشتند موافقتنامه ژنو اجرايي ميشد و بودجه را ديرتر ميدادند، حواسشان به شرايط جديد بيشتر ميبود و كسري كمتري را متحمل ميشدند. مجلس هم به كارهاي ديگر تاريخدار ميپرداخت اما بنفشها در همه چيز عجله دارند جز پايين آوردن نرخ دلار و مايحتاج عمومي! آب و فاضلاب را هم خدا به خير كند. با كسري بودجه كنار ميآييم ولي با كسري تاريخي و جيغ بنفش آبيها نه.
بعد تقرير: محرمانه! برادر يا خواهر ايسنا! با سلام. در نحوه تنظيم اخبار قدري رعايت كنيد. اينجا خانواده نشسته بود. با تشكر. اولاد آدم.
ـ رونوشت1: فرهنگستان زبان و ادب فارسي
ـ رونوشت 2: شوراي عالي فيلترينگ