دكتر سهيل اقبالي، جامعهشناس و محقق*
متأسفانه يكي از خلأهاي جدي كه در كشور ما ديده ميشود نبود فرهنگسازي در هر زمينهاي است. شما موبايل ميخريد بدون آنكه فرهنگ استفاده از آن را در هر محيط و هر شرايطي بدانيد. ماشين ميخريد بدون آنكه در مورد نحوه رانندگي صحيح و ضرورت استفاده از ماشين آموزش ديده باشيد. رستوران و پارك ميرويد بدون آنكه بدانيد اين مكانها جزو مكانهاي عمومي است و قوانين حقوقي سختگيرانهاي درباره چنين محيطهايي وضع شده است. يكي ديگر از نمونههاي نبود آموزش و فرهنگسازي در زمينه ورود به زندگي شهرنشيني است.
تصور كنيد خانوادهاي كه تا همين يكي دو روز پيش به همراه اجدادشان در محيط روستا زندگي كردهاند، خانه حياطدار داشتهاند، در محلههاي كوچك و اغلب فاميلي ساكن بودهاند يك دفعه شبانه تصميم ميگيرند به تهران بيايند، به همين راحتي وسايلشان را جمع ميكنند و در هر جايي كه دلشان بخواهد خانه ميگيرند. بدون آنكه به آنها در مورد زندگي شهرنشيني، آداب اجتماعي، شرايط زندگي در كلانشهرها، حقوق آپارتمان نشيني و معاشرت با مردم آموزشي داده شود.
اين مسئله يكي از نكاتي است كه در اغلب كشورهاي پيشرفته دنيا به آن بها داده ميشود. علاوه بر اينكه بچهها در مدارس متناسب با محل زندگيشان آموزش ميبينند، حتي اگر خانوادهاي تصميم بگيرد از روستا به شهر نقل مكان كند اين فرمانداري هر قسمت است كه تصميم ميگيرد اسكان اين خانواده در حال حاضر در كدام محله درست است.
چرا در ايران اين مشكلات تا اين اندازه چشمگير است؟
چون تقريباً از چهار دهه پيش به يكباره بخش زيادي از مردم به تصور داشتن موقعيتهاي تحصيلي يا كاري تصميم گرفتند از روستا به كلانشهري مانند تهران مهاجرت كنند و طبيعي بود كه ورود مهمانهاي ناخوانده با مردم شهرنشين تضادهاي رفتاري در زندگي اجتماعي و آپارتمان نشيني به همراه داشت.
همه اينها را گفتم تا بدانيد مشكلات اين چنيني، كم يا زياد، بزرگ يا كوچك متأسفانه در اغلب آپارتمانهايامروزي ديده ميشود. ورود يكباره مردم ما از بسياري از روستاها و شهرستانهاي كشور به شهرهاي بزرگي چون تهران و عدم آشنايي آنها با آداب اجتماعي و معاشرت آپارتماننشيني دليل عمده شكلگيري چنين مشكلاتي است. تنها راه حل اين نوع مشكلات تكرار حرفها، حقوق، وظايف و قوانين مربوط به شهرنشيني و آپارتماننشيني است.